مسئولیت اجتماعی: طی چند دهه گذشته مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکتی وارد ادبیات دنیای مدیریت شده است . هرچند شرکت هایی در گذشته وجود داشته که نسبت به مسئولیت های اجتماعی در قبال جامعه و محیط زیست و کارکنان حساس بوده اند، اما به طور کلی زمانی این مسئله اهمیت قابل توجهی می یابد که اندیشمندان درمی یابند که با وضعیتی روبرو هستند که در آن نظام و منطق سرمایه داری و پیامدهای نظری آن مبتنی بر سودگرایی و تأکید بر منافع شخصی رو به گسترش است؛ آن ها در چنین شرایطی به این نتیجه می رسند که تعیین مهارکننده هایی قانونی برای آن الزامی و امری منطقی است تا تأکید روزافزون بر فردگرایی موجب فروپاشی جامعه، شکاف گسترده میان اقشار غنی و فقیر و تصاحب یا هدر دادن منابع عمومی و زیست محیطی و سرمایه های نسل های آتی نشود. در چنین فضایی است که مسئولیت اجتماعی با نیتی خیرخواهانه و برای مهار فردگرایی و سرمایه داری افسارگسیخته، مطرح می شود. مسئولیت زیست محیطی شرکتی نخستین بار در میانه دهه ۱۹۷۰ مفهومی جهانی یافت. در آن زمان تنها تأکید بر رعایت مسائل زیست محیطی شرکت ها مد نظر قرار می گرفت. با گسترش شرکت های چندملیتی و فرامرزی، مخاطرات ناشی از قدرت این شرکت ها در اعمال غیرقانونی و فساد و…، سبب توجه بیشتر به مباحث اخلاقی این شرکت ها شد و همچنین با طرح مفهوم توسعه پایدار و صدور بیانیه ریو ۱۹۹۲ و پس از توجه سازمان های مختلف بین المللی همچون سازمان بین المللی کار و سازمان جهانی بهداشت و سایر سازمان های بین المللی، ابعاد مختلف مسئولیت اجتماعی شرکت ها مورد توجه قرار گرفت.
[box type=”download” align=”” class=”” width=””]دانلود فایل PDF[/box]
