تحریریه رسانه مسئولیت اجتماعی_منیژه بازیار: تصور کنید بانکی وجود دارد که تمام ثروتهای حیاتی جهان در آن ذخیره شده است. این بانک، نه در والاستریت و نه در لندن، بلکه در پهنهی وسیعی از کره زمین قرار دارد که ما آن را «مناطق گرمسیری» مینامیم. این مناطق که حدود ۴۰ درصد از سطح زمین را در بر گرفتهاند، تنها مجموعهای از درختان بلند و حیوانات عجیب و غریب نیستند؛ آنها در واقع «بانک مرکزی تنوع زیستی جهان» هستند.
اما خبر تکاندهنده این است که این بانک، بزرگترین دارایی زمین، در آستانهی ورشکستگی قرار دارد.
سرمایه طبیعی چیست؟
در محیطزیست، مفهومی به نام «سرمایه طبیعی» (Natural Capital) وجود دارد. سرمایه طبیعی یعنی تمام منابع محیطزیستی (آب، خاک، هوا، جنگلها و گونههای زیستی) که خدمات رایگانی را به بشر ارائه میدهند. برای مثال، وقتی جنگلهای گرمسیری کربن را جذب میکنند تا زمین بیش از حد گرم نشود، یا وقتی حشراتی در این مناطق باعث گردهافشانی گیاهانی میشوند که ما از آنها غذا میگیریم، در واقع ما در حال برداشت «سود و بهره» از این بانک سبز هستیم.
تا زمانی که این سرمایه سالم باشد، ما میتوانیم از خدماتش استفاده کنیم. اما مشکل اینجاست که بشر به جای برداشت «سود»، شروع به برداشتن «اصل سرمایه» کرده است. تخریب جنگلها برای کشاورزی، شکار بیرویه و آلودگیها، یعنی برداشتن پول از حساب اصلی بانک. وقتی اصل سرمایه تمام شود، بانک ورشکست میشود و دیگر بهرهای در کار نخواهد بود.
ورشکستگی سبز؛ وقتی ریههای زمین میسوزند
وقتی ما درباره تخریب مناطق گرمسیری صحبت میکنیم، شاید تصور کنیم این موضوع فقط مربوط به کشورهای دورافتادهای مثل برزیل یا اندونزی است. اما حقیقت این است که اقتصاد جهانی به شدت به این بانک وابسته است.
سقوط این سیستم، یک «خسارت محیطزیستی» ساده نیست، بلکه «سقوط اقتصاد جهانی» است. اگر تنوع زیستی مناطق گرمسیری از بین برود، زنجیره تأمین مواد غذایی جهان مختل میشود، داروهای بسیاری که از گیاهان این مناطق استخراج میشوند دیگر یافت نمیشوند و گرمایش زمین چنان شتاب میگیرد که هیچ سیستم سرمایهگذاری در جهان نمیتواند خسارت آن را جبران کند.
در اینجاست کارشناسان با نگاهی تحلیلگر، هشدار میدهند: نباید به حفاظت از طبیعت به چشم یک «لطف» یا «کار خیرخواهانه» نگاه کنیم. این یک «ضرورت استراتژیک» است. هر شرکتی که ادعا میکند به آینده اهمیت میدهد، اما در زنجیره تأمین خود به تخریب این مناطق دامن میزند، در واقع در حال تخریب زیرساختهای بقای خودش است.
از مسئولیت اجتماعی تا ESG؛ تغییر پارادایم
سالها بود که شرکتها «مسئولیت اجتماعی» (CSR) را به معنای پرداخت مبلغی پول برای کاشت چند درخت یا کمک به یک خیریه میدیدند. اما امروز، جهان به سمت مفهومی به نام ESG حرکت کرده است.
ESG چیست؟
این مدل، سه ضلع اصلی حاکمیت شرکتی را تعریف میکند:
۱. E (Environment): محیطزیست (شرکت چه تاثیری بر زمین دارد؟)
۲. S (Social): اجتماع (شرکت با مردم و جامعه چگونه رفتار میکند؟)
۳. G (Governance): حاکمیت شرکتی (مدیریت شرکت شفاف و اخلاقی است یا خیر؟)
از دیدگاه رسانه مسئولیت اجتماعی، ادغام مفهوم سرمایه طبیعی در مدل ESG، شرکتها را مجبور میکند که طبیعت را نه به عنوان یک «منبع رایگان برای بهرهکشی»، بلکه به عنوان یک «سرمایه حیاتی» ببینند. شرکتی که در گزارش سالانه خود، تخریب تنوع زیستی را به عنوان یک «ریسک مالی» شناسایی نکند، در واقع در حال مدیریت ناقص کسبوکار خود است.
مثلاً شرکتی که مواد اولیه خود را از مناطق گرمسیری تأمین میکند، اگر مسئولیت اجتماعی خود را جدی بگیرد، باید تضمین کند که این محصولات بدون تخریب جنگلها تولید شدهاند. در غیر این صورت، او در حال «سرقت» از سرمایه طبیعی آینده است تا سود کوتاهمدت امروز را به دست آورد.
چرا این موضوع برای هر یک از ما مهم است؟
شاید بپرسید: «من که در مناطق گرمسیری زندگی نمیکنم، پس چرا باید نگران ورشکستگی این بانک باشم؟»
پاسخ ساده است: زمین یک سیستم متصل است. وقتی ریههای زمین (جنگلهای گرمسیری) آسیب میبینند، کیفیت هوای شهری ما تغییر میکند، الگوهای بارندگی در سراسر جهان مختل میشود و بحرانهای غذایی آغاز میگردد. ورشکستگی بانک سبز جهان، یعنی افزایش قیمت مواد غذایی، گسترش بیماریهای نوپدید و ناپایداری اقلیمی که هر انسانی در هر نقطه از جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
مسیر نجات: از «بهرهکشی» به «احیا»
ما برای جلوگیری از ورشکستگی این بانک، نیاز به تغییر نگاه داریم. مسئولیت اجتماعی در سطح جهانی باید از مدل «کاهش آسیب» به مدل «احیای فعال» تغییر کند.
این یعنی:
– سرمایهگذاری در طبیعت: شرکتها و دولتها باید به جای تخریب، در بازسازی اکوسیستمها سرمایهگذاری کنند.
– احترام به دانش بومی: مردمی که قرنها در مناطق گرمسیری زندگی کردهاند، بهترین مدیران این بانک هستند. مسئولیت اجتماعی یعنی حمایت از حقوق این مردم و استفاده از دانش آنها.
– شفافیت در زنجیره تأمین: مصرفکنندگان باید بدانند کالایی که میخرند، چه بهایی از سرمایه طبیعی زمین گرفته است.
سخن پایانی: بیداری پیش از اتمام اعتبار
روز جهانی مناطق گرمسیری، فرصتی است برای یادآوری اینکه ما در حال برداشتن اعتبار از حسابی هستیم که هیچگاه بازپرداخت نمیشود.
رسانه مسئولیت اجتماعی بر این باور است که زمان نگاه سادهانگارانه به محیطزیست به عنوان یک دکور زیبا به پایان رسیده است. طبیعت، زیربنای اقتصاد است. اگر زیربنا فرو بریزد، هیچ برج بلند مرتبهای از صنعت و تکنولوژی نمیتواند ما را نجات دهد.
حفاظت از مناطق گرمسیری، نه یک انتخاب اخلاقی، بلکه یک قرارداد بقا است. بیایید پیش از آنکه حسابهای این بانک به طور کامل بسته شود و زمین رسماً اعلام ورشکستگی کند، یاد بگیریم که چگونه شریک سرمایه طبیعی زمین باشیم، نه غارتگر آن.
⬅️به نظر شما شرکتهای بزرگ ایرانی تا چه اندازه در زنجیره تأمین خود به محیطزیست اهمیت میدهند؟
