مسئولیت اجتماعی / سرویس سیاسی : ایران سرزمینی سرشار از پارادوکسهاست. سرزمین قصهها و غصهها، سرزمین شیرینیها و تلخیها، سرزمین رستمها و شغادها، سرزمینی که در فاصله چند کیلومتر از آن سیب و خرما میکارند، سرزمینی که بستر گویشها و قومهای مختلفی است و هربار که تاریخ ایران را واکاوی میکنیم حسی غرور آمیز آمیخته با حسرت و شکوهی در چالش بغض و افسوس در وجود هر ایرانی جریان می یابد. یکی از برگههای پر رمز و رازآلود که سزاوار واکاوی و عبرتآموزی است واقعه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است.
کودتایی که روباههای انگلیسی و گرگهای آمریکایی به مساعدت برخی ایرانیان علیه دولت دکتر محمد مصدق به ثمر نشاندند و تا حدودی تلاشهای بی دریغش برای ملی کردن خون سیاه ایران را به خاک نشاندند.
کودتای ۲۸ مرداد، تحت عنوان عملیات آژاکس در ایران توسط دو سازمان اطلاعاتی جاسوسی MI6 وابسته به دولت انگلیس همزمان با به قدرت رسیدن نخست وزیر جدید و با سیاست وینستون چرچیل و سازمان CIA وابسته به دولت آمریکا همزمان با ریاست جمهوری دوایت آیزنهاور و با پشتیبانی ارتش شاه علیه دولت مصدق صورت گرفت.
وینستون چرچیل، نخست وزیر انگلستان پس از خودکشی آدولف هیتلر رایش سوم آلمان در جریان جنگ جهانی دوم با چالش جدیدی رو به رو شده بود. تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت ایران مورخ ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ خطر جدی برای منافع انگلستان بود. از طرفی فعالیت حزب کمونیست توده در ایران ادامه داشت و حضور کمونیستها در ایران برای رئیس جمهور جدید آمریکا دوایت آیزنهاور ناخوشایند بود.
هر چند که در ظاهر قضیه رئیس جمهور پیشین هری ترومن خود را مدافع دولت دموکرات مصدق و ملی شدن صنعت نفت ایران میدانست و تمایلی به همکاری در سرنگونی مصدق نداشت اما پس از پیروزی آیزنهاور در انتخابات ریاست جمهوری ورق بازی برگشت و چرچیل که در پی انتقام از دولت مصدق بر سر جریان نفت بود، و از طرفی به حمایت و پشتیبانی دولت آمریکا برای این انتقام نیاز داشت توانست تا رییس جمهور جدید آمریکا را به بهانه فعالیت حزب توده در زمان دولت مصدق تحریک به همکاری نماید.
این چنین شد که دولت انگلیس با هدف انتقام از مصدق با همکاری دولت آمریکا که انگیزه آنها نیز سرنگونی دولت مصدق بخاطر جلوگیری از فعالیت حزب توده در ایران بود طرح کودتا را به اهتمام سازمان MI6 و CIA برنامه ریزی کردند. نام عملیات از طرف انگلیس 《چکمه》 نام داشت و از طرف سازمان CIA عملیات سرنگونی دولت مصدق با نام 《 تی پی آژاکس / T.P.AJAX 》 آغاز شد.
واژه آژاکس نام تجاری یک برند معروف وایتکس و شوینده در آمریکا و اروپا هست و T.P مخفف Tudeh Party به معنای حزب توده هست و عملیات تی پی آژاکس با هدف جلوگیری از فعالیتهای حزب توده با مدیریت کرمیت روزولت مامور کاربلد آمریکایی و نوه تئودور روزولت معروف در ایران آغاز شد. از جمله عوامل تاثیرگذار در اتفاقات و حوادث و به خصوص قراردادهای کلان زمان پهلوی دوم، شخصی است که نامش در دل تاریک تاریخ بسیار محو است.
شاپور ریپورتر از جمله کسانی بود که تاریخ معاصر ایران در واکاوی نقش او و تاثیرگذاری او در تصمیمات حیاتی کشور هنوز در چالشی بزرگ است. شاپور ریپورتر فرزند اردشیر ریپورتر بود. اردشیر ریپورتر همان شخصی بود که در طراحی کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و سپس مقدمه چینی آغاز سلطنت پهلوی نقش بسزا داشت.
اردشیر ریپورتر در خانوادهی زرتشتی ایرانیتبار در بمبئی متولد شد و از ماموران کارکشته سازمان MI6 در ایران بود که رضاخان قزاق و سیدضیاء را برای کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ برگزید و لحظه لحظه در بطن حوادث سیاسی و اجتماعی دوران انقراض قاجاریه و تاجگذاری رضاخان بود. پسر اردشیر ریپورتر، شاپور ریپوتر بود که در نبض حوادث تاریخ معاصر ایران نقش تاثیرگذار داشت و از مهمترین نقشهای او کودتای ۲۸ مرداد بود. شاپور ریپورتر در ایران مدیریت شبکه بدامن را برعهده داشت.
یک شبکه زیرزمینی ضدکمونیسم که پس از جریانات جنگ جهانی دوم در ایران به طور تخصصی به فعالیت خودشان از طرف سازمان MI6 می پرداختند. اسدالله رشیدیان نیز از جمله ایرانیانی بود که از زمان جوانی با انگلیسیها مرتبط شده بود از جمله عوامل مهم هدایت شبکه بدامن در کنار شاپور ریپورتر بود. همین اسدالله رشیدیان بود که به کمک برادرنش سیف الله و قدرت الله توانستند حکم عزل مصدق را از محمدرضا پهلوی بگیرند.
شاپور ریپورتر تحت عنوان معلم خصوصی زبان ملکه ثریا وارد دربار پهلوی شد و حلقه اسدالله علم، ارنست پرون [دوست سوئیسی محمدرضا پهلوی] و شاپور ریپورتر کامل شد. شاپور ریپورتر هماهنگ کننده دو سازمان جاسوسی CIA و MI6 در ایران بود و از مهره های کلیدی عملیات آژاکس. وقتی کرمیت روزولت رییس عملیات آژاکس از طرف دولت آمریکا به ایران وارد شد ارتباط اصلی میان او و دربار توسط شاپور ریپورتر صورت میگرفت به صورتی که ملاقات های شاه و کرمیت روزولت به لطف ریپورتر بود.
ریپورتر با ماشین شخصی خود به دنبال روزولت میرفت او را سوار می کرد و نیمه شب هنگام ورود به کاخ سعد اباد روزولت در کف ماشین میخوابید و به استناد خاطرات و گفتهها، پتویی روی سرش میکشید یا در صندوق عقب میخوابید تا از نگهبانی رد شوند و شاه و روزولت در ماشین در محوطه تاریک کاخ جلسات برنامه ریزی کودتا را می چیدند.
ارتباط سایر اعضای کودتا با دربار نیز از طریق شاپور ریپورتر بود که در ظاهر یک معلم خصوصی زبان دلسوز و یک خبرنگار وظیفه شناس روزنامه در ایران بود. دولتهای آمریکا و انگلیس هر دو متفق بودند که عملیات آژاکس و سرنگونی دولت مصدق باید به انتصاب سپهبد فضلالله زاهدی به عنوان نخست وزیر جایگزین ختم شود. طی جلساتی که سران کودتا با شاه داشتند موفق شدند تا شاه را از وجود دولت دموکرات محمد مصدق بترسانند و این مسئله تا حدی ادامه پیدا کرد که به استناد برخی منابع شاه دو برگه سفید امضاء در اختیار سران کودتا گذاشت تا فرامین را به خواست خود پر کنند.
عملیات آژاکس به صورت یک کودتای کلاسیک و کاملا حرفهای در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ به وقوع پیوست اما با شکست مواجه شد. طی این کودتا اشرف پهلوی خواهر شاه به دستور مصدق از کشور خارج شده بود و در سوئیس با سران کودتا ملاقات داشت و با استفاده از نام شوهرش وارد ایران شد و شاه ایران را در جریان کودتای ۲۵ مرداد گذاشت.
حکم عزل مصدق توسط شاه ایران امضا شد و شاه به کلاردشت رفت. سرلشگر نعمتالله نصیری رئیس گارد شاهنشاهی با گردان مجهز و زرهپوش در نیمه شب روز ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ مامور شد تا حکم عزل مصدق را ابلاغ نماید. این کودتای کلاسیک جوری چیده شده بود که شاه از تندباد حوادث پایتخت دور شود، گارد شاهنشاهی حکم عزل را ابلاغ نمایند آن هم خارج از ساعت اداری در نیمه شب تا فردا یعنی ۲۵ مرداد اعلان عمومی نخست وزیری سپهبد زاهدی و پایان دولت مصدق اعلام گردد.
رمز عملیات به صورت 《اکنون *دقیقا* نیمه شب است》 از رادیو بی بی سی پخش شد و کودتا آغاز شد. اما درست در همان نیمه شب بود که سرهنگ مبشری دبیر سازمان نظامی حزب توده طی تماسی اضطراری با محمد مصدق او را از طرح کودتا آگاه کرد و مصدق سریعا پیش از آنکه نصیری و گارد شاهنشاهی از سعد اباد به منزل مصدق برسند دستور دستگیری نصیری را صادر کرد و اینگونه کودتای ۲۵ مرداد در سکوت خفقانزده شب خنثی شد و شکست خورد.
نصیری که حامل پیام عزل شاه بود پیش از ابلاغ حکم دستگیر شد و بخشهای اصلی گارد شاهنشاهی خلع سلاح شدند و چندی دیگر از کودتاچیان نیز بازداشت شدند. این حادثه مصدق را از وقوع یک کودتا علیه دولت خود مطمئن ساخت و پس از رسیدن خبر شکست کودتا به شاه، محمدرضا پهلوی از ایران خارج شد و ابتدا به بغداد و سپس به رم رفت.
حالا کودتاچیان در شرایطی مضطرب و هیجانی بودند. پلیس شهر در پی دستگیری فضل الله زاهدی مهرهای که کودتاچیان به عنوان جایگزین مصدق در نظر داشتند در شهر میگشتند و عملا زاهدی پناهنده سفارت آمریکا شده بود و سران کودتا و برادران رشیدی به مخفیگاه روزولت پناه برده بودند. فضای ناامیدی در میان کودتاچیان موج میزد. به گونهای که دولت آمریکا قصد بسترسازی برای اصلاح روابط خود با دولت مصدق را در نظر داشت و طی نامهای اضطراری به کرمیت روزولت ابلاغ کردند که: 《عملیات را رها کن و از ایران خارج شو.》اما سران کودتا از جمله روزولت، وودهاوس (مامور انگلستان برای کودتا) و شاپور ریپورتر نمیتوانستند عملیات آژاکس را لغو کنند و از دستور ابلاغی سازمان سرپیچی کردند و اینگونه شد که روند اجرایی عملیات عوض شد و کودتای ۲۸ مرداد شکل گرفت. مصدق در ۲۷ مرداد ملاقاتی با لویی هندرسون سفیر وقت آمریکا داشت که سفیر مصدق را توصیه میکرد باقی ماندن دولت او به نفع ایران نخواهد بود!
اینچنین شد که طرح نوینی برای کودتا اجرا شد و کودتای ۲۸ مرداد با حمایت مالی سازمانهای جاسوسی CIA و MI6 توسط اوباش تهران و ارتش شاهنشاهی انجام شد. دولت امریکا و انگلیس به واسطه کودتاچیان از جمله شاپور ریپورتر، کرمیت روزولت هزینه کلانی را برای کودتای ۲۸ مرداد پرداختند و اوباش تهران به سرپرستی شعبان جعفری معروف به شعبون بیمخ از اوباش زورخانهدار معروف و نامدار تهران که از طرفداران سلطنت بود به همراه نظامیانی که طرفدار کودتا بودند از ساعات اولیه ۲۸ مرداد به خیابانها ریختند و خون جاری ساختند و هر چه بر سر راه بود سوزاندند. از جمله کشتگان سرگرد محمود سخایی رییس کل شهربانی کرمان بود که از طرفداران مصدق بود و در روز ۲۸ مرداد به طرز فجیعی کشته و بدن او مثله شد.
کودتاچیان در شهر آشوب خونین به پا کردند تا مراکز اصلی پایتخت را از جمله ساختمان رادیو تحت اختیار گرفتند و مهدی میراشرافی پیام عزل مصدق و انتصاب سپهبد زاهدی را از رادیو اعلام کرد و کودتاچیان فریاد “جاویدشاه” سردادند و طرفداران مصدق که در جبهه مقابل مبارزه میکردند به فرمان مصدق دست از مبارزه کشیدند و به خانههاشان رفتند و خانه مصدق با تانک و مسلسل محاصره و گلوله باران شد.
مصدق به گارد حفاظتی نخست وزیر دستور داد تسلیم شوند تا خونی ریخته نشود و از طریق نردبان به خانه همسایهاش پناه برد. سپهبد زاهدی که هم اکنون نخست وزیر ایران بود و خبر پیروزی کودتا را شنیده بود از پناهگاه مخفی خود در آمد و سوار بر تانک با افتخار در خیابانهای پرآشوب و وحشتزده به تهران نو نگاه میکرد.
سرانجام دولت مصدق و جریان ملی شدن نفت با کودتای ۲۸ مرداد به پایان رسید و دکتر محمد مصدق به جرم نقض قانون اساسی مشروطه به سه سال حبس محکوم شد و باقی عمر خود را در تنهایی و انزوا در احمدآباد به سر برد تا سرانجام در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در ۸۴ سالگی دار فانی را وداع گفت.
کودتای ۲۸ مرداد از جمله وقایع تاریخی معاصر است که بیگانگان نقش بسزایی در رهبری آن داشتند. افسار سرنوشت یک ملت در دست بیگانگان بود و هنوز پس از انتشار خاطرات بسیاری از کودتاچیان و افشای اسناد سازمان سیا بسیاری از زوایای این کودتای کلاسیک مهآلود و مبهم است.
یکی از آنها عکس یادگاری پایان دادگاه محمد مصدق است که شاپور ریپورتر نفر اول سمت راست در قالب خبرنگار ایستاده است و در نسخه چاپی این عکس که جزو اسناد کودتا یافت شد با دستخط شاپور ریپورتر نوشته شده است: Mission accomplished [ماموریت انجام شد] اما آنچه مسلم است عبرت آموزی از واقعه کودتای ۲۸ مرداد است که سرنوشت هر کشوری در دستان مردم آن کشور است و ملتی که تاریخ نخواند باید تمام تاریخ را تجربه کند! / نویسنده: محمدرضا حقدوست
انتهای پیام/



