رسانه مسئولیت اجتماعی: بارها شنیدهایم که میگویند باید افراد یک جامعه از کودکی مسئولیتپذیری را بیاموزند. پر بیراه نیست اگر بگوییم زمانیکه همه انسانها مسئولیتهای خود را به درستی انجام دهند و مسئولیتپذیر باشند بسیاری از مشکلات حل میشود. در دهههای اخیر در کنار مسئولیتپذیر بودن انسانها، سازمانهای مسئولیتپذیر هم تعریف شدهاند.
مسئولیتپذیری اجتماعی (Social – Responsibility) یکی از مفاهیم بنیادین در حوزه علوم اجتماعی و جامعهشناسی است که ارتباط تنگاتنگی با مبحث فرهنگ دارد. مسئولیت اجتماعی، مسیری است که سازمانها رویکردهای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی را با ارزشها، فرهنگ، راهبردها، ساختار تصمیمگیری و شیوههای عملیاتی خود به شکلی شفاف و قابل حسابرسی یکپارچه میکنند و در نتیجه فرآیندها و رویههای بهتری را درون سازمان جاری میکنند و به این ترتیب ثروت میآفرینند و جامعه را بهبود میبخشند. در یک تعریف علمی میتوان گفت مسئولیتپذیری اجتماعی، شایستگی است که ما را قادر میسازد مراقب تلاشهای کاری خود باشیم و در راه علائق دیگران و گروههایی خدمت کنیم که خارج از حیطه نیازهای فردی، اهداف، و نگرانیهای ما قرار دارند. در دهههای اخیر و با گسترش روز افزون اثرگذاری سازمانها بر محورهای تشکیلدهنده توسعه پایدار یعنی «اقتصاد»، «جامعه» و «محیطزیست»، مفهومی به نام مسئولیت اجتماعی سازمانها (Corporate Social Responsibility) یا CSR در دنیای مدیریت ظهور پیدا کرده است. CSR، به طور خلاصه یعنی اینکه سازمانها در قبال جامعهای که در آن فعالیت میکنند، مسئول هستند؛ چرا که از منابع انسانی و طبیعی و اقتصادی آن استفاده میکنند.
در چند سال گذشته و در یک سیر تکاملی، ادبیات این حوزه به سمت «پایداری سازمانی» همگرا شده است. به طوری که امروزه، مفهوم «پایداری سازمانی» پیش روترین و جامعترین اصطلاح مربوط با مسئولیت اجتماعی سازمان هاست و به این معنی به کار میرود: «ایجاد ارزش بلندمدت برای سازمان و سودبران آن با در نظر گرفتن تمامی ابعاد فعالیتهای سازمان در جنبههای محیطزیستی، اجتماعی و اقتصادی». این تعریف، هم راستا با پر اهمیت شدن موضوع «توسعه پایدار» در عرصه جهانی و منطقهای نیز هست. توسعه پایدار، به بیانی ساده به شکلی از توسعه اطلاق میشود که در آن به شکلی متوازن و همه جانبه، ابعاد مختلف، مورد بررسی و توجه قرار میگیرد. این ابعاد را به طور خلاصه میتوان در ۳ دسته اجتماعی، محیطزیستی و اقتصادی قرار داد. در واقع، توسعهای «پایدار» است که علاوه بر بعد اقتصادی، پیامدهای محیطزیستی و اجتماعی آن نیز مثبت و مدیریت شده باشد. با چنین نگاهی، بهرهبرداری از منابع طبیعی و سرمایههای انسانی امروز سیاره زمین، حیات و بهرهمندی و شادی نسلهای فعلی و آینده را نباید به خطر بیندازد.
براساس این مفهوم، سازمانها دیگر فقط در مقابل سهامداران مسئول نیستند و ایجاد نشدهاند تا به میزان سوددهی سهامداران خود و بر مبنای منافع کوتاه مدت نگاه کنند؛ بلکه سازمانها در ارتباط با سودبران دیگری نیز هستند که خواستههای مشروع آنها را هم باید مورد لحاظ قرار دهند. در نظر نگرفتن این خواسته ها، جدای از ایجاد چالش با سودبران، سوددهی اقتصادی بلندمدت سهامداران را نیز به خطر میاندازد. سودبران سازمان طیف وسیعی را مشتمل بر کارکنان، مشتریان، شرکای تجاری، جوامع محلی، محیطزیست، رسانه ها، نهادهای مردمی، شهروندان، دولت و… دربرمیگیرد. اهمیت سودبران برای سازمانها بهتدریج در حال افزایش است و به دلیل اثرگذاری آن بر «شهرت»، «وجهه» و نشان«برند» سازمان، یکی از دغدغههای مدیران شده است. این موضوع باعث شده بسیاری از شرکتهای بزرگ، دیگر فقط به عملکرد اقتصادی و مالی خود توجه نداشته باشند؛ بلکه عملکرد اجتماعی و محیطزیستی خود را نیز به طور جدی در نظر بگیرند. از دهه ۹۰ میلادی و همزمان با توسعه سیستمهای مدیریتی مبتنی بر استانداردها و چارچوبهایی مانند سری ISO ۹۰۰۰ مدیریت کیفیت)، ISO ۱۴۰۰۱) مدیریت محیطزیست)، SA ۸۰۰۰ (پاسخگویی اجتماعی، OHSAS ۱۸۰۰۱ (مدیریت ایمنی و سلامت شغلی) و ISO۲۶۰۰۰ (مسئولیت اجتماعی) مفهوم CSR به شکل مدرن آن تکامل یافت. کشور ما نیز به عنوان کشوری در حال توسعه، به طور جدی با مسائل و چالشهای مربوط با توسعه پایدار درگیر است و سازمانهای ایرانی، با عملکرد مسئولانه خود در قبال جامعه، محیطزیست و اقتصاد، نقش مهمی در هدایت فرآیند توسعه در کشور به سمت پایداری بر عهده دارند. فضای کسب و کار در کشور ما باید به سمت مسئولیتپذیری حرکت کند و هر مدیر و هر سازمانی باید به پیامدهای فعالیتهای اقتصادی و محصولات خود بر محیطزیست و جامعه توجه کند. از این طریق است که میتوان به آیندهای آباد و پایدار برای کشورمان امیدوار بود؛ آیندهای که در آن، صحبت از «پایداری توسعه»، امری عینی و قابل لمس در زندگی روزمره ساکنان این مرز و بوم باشد.
امید گراوند _ روزنامهنگار
