تحریریه رسانه مسئولیت اجتماعی -منیژه بازیار: در سالهای اخیر، همزمان با پررنگتر شدن بحثهای ESG در جهان، نام استاندارد GRI به یکی از کلیدیترین واژهها در گزارشهای پایداری تبدیل شده است.
فشارهای نظارتی، حساسیت افکار عمومی و انتظارات روبه افزایش سرمایهگذاران باعث شده سازمانها دیگر نتوانند تنها به گزارشهای مالی سنتی تکیه کنند.
در این میان، GRI جای خود را به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای سنجش و گزارشدهی اثرات محیط زیستی، اجتماعی و حاکمیتی تثبیت کرده و عملا به زبان مشترک گفت وگو درباره پایداری بین سازمانها و ذینفعان تبدیل شده است.
GRI چیست؟
GRI یا Initiative Reporting Global مجموعهای از استانداردهای ساختاریافته برای گزارشدهی پایداری اسـت که به سازمانها کمک میکند عملکرد خود را در حوزههای محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی به صورت شفاف، منظم و قابل سنجش ارائه کنند.
تفاوت مهـم GRI بـا بسیاری از چارچوبهای دیگر در این اسـت کـه تمرکز آن فقـط بـر ریسکهای مالی مرتبط با پایداری نیست، بلکه بر اثر واقعی سازمان بر محیط زیست و جامعه تأکید دارد.
همین رویکرد، GRI را به یکی از جامعترین و پرکاربردترین اسـتانداردها در اکوسیسـتم ESG تبدیل کرده اسـت.
یکی از نقاط تمایز GRI این است که سازمانها را تشویق نمیکند فقط از موفقیتها و دستاوردهای خود بنویسند، بلکه آنها را ملزم میکند چالشها، ریسکها و پیامدهای منفی فعالیتهایشان را نیز گزارش کنند.
این الزام به شفافیت، برای تحلیلگران ESG و سرمایه گذاران مسئولانه اهمیت زیادی دارد، زیرا تصویر واقعیتری از عملکرد سازمان ارائه میدهد.
به جای روایتهای تبلیغاتی، دادههای قابل سنجش و قابل راستیآزمایی در اختیار مخاطب قرار میگیرد؛ دادههایی که میتوان بر اساس آنها تصمیم گرفت، مقایسه کرد و روندها را تحلیل نمود.
استانداردهای GRI در سه بخش اصلی سازماندهی شدهاند: استانداردهای عمومی، استانداردهای موضوعی و فرآیند اهمیت سنجی.
استانداردهای عمومی برای همه سازمانها مشترکند و موضوعاتی مانند حاکمیت، اخلاق، شفافیت و مشارکت ذینفعان را پوشش میدهند.
استانداردهای موضوعی بسته به نوع فعالیت سازمان انتخاب میشوند؛ برای مثال، موضوعاتی مانند انرژی، آب، پسماند، حقوق بشر، سلامت و ایمنی کارکنان یا اثرات اقتصادی.
اما قلب تپنده این چارچوب، اهمیت سنجی Materiality است؛ فرآیندی که طی آن سازمان مشخص میکند کدام موضوعات بیشترین اهمیت را برای ذینفعان و بیشترین اثر را بر محیط زیست و جامعه دارند.
این ساختار باعث میشود گزارشها هم جامع باشند و هم متمرکز.
برای نمونه، یک شرکت صنعتی باید شاخصهایی مانند انتشار گازهای گلخانهای، مصرف انرژی و مدیریت پسماند را گزارش کند، در حالی که یک نهاد مالی باید روی شفافیت اعتباری، سیاستهای وامدهی مسئولانه و مدیریت ریسکهای اجتماعی تمرکز داشته باشد.
این انعطافپذیری هدفمند یکی از مزیتهای اصلی GRI است؛
یعنی چارچوب ثابت است، اما محتوای آن متناسب با واقعیت هر کسب وکار تنظیم میشود.
تجربه شرکتهایی که GRI را به طور جدی پیادهسازی کردهاند، نشان میدهد این استاندارد فقط یک ابزار گزارشدهی نیست، بلکه به ابزار مدیریت و حکمرانی تبدیل میشود.
وقتی سازمان مجبور است هر سال دادههای مربوط به مصرف منابع، اثرات زیست محیطی، وضعیت کارکنان و اثرات اقتصادی خود را جمعآوری و تحلیل کند، به طور طبیعی نقاط ضعف و ریسکهای پنهان آشکار میشوند.
برای مثال، یک شرکت تولید نوشیدنی که بر اساس GRI گزارش میدهد، باید به طور منظم مصرف آب، انرژی، تولید پسماند، حوادث کاری و اثرات اقتصادی خود را پایش کند.
همین فرآیند پایش، زمینهساز تصمیمگیریهای استراتژیک و برنامههای بهبود میشود.
در سطح بین المللی، GRI نقش مهمی در تسهیل تجارت و سرمایهگذاری ایفا میکند.
شرکتهایی که قصد حضور در بازارهای سختگیرانهای مانند اروپا را دارند، ناچارند عملکرد پایداری خود را با استانداردهای معتبر و قابل مقایسه ارائه کنند.
گزارشدهی بر اساس GRI این امکان را فراهم میکند که دادهها برای خریداران، سرمایهگذاران و نهادهای نظارتی قابل فهم و قابل اعتماد باشد.
در بسیاری از صنایع، داشتن گزارش پایداری مبتنی بر GRI دیگر یک مزیت اضافی نیست، بلکه به یک پیش شرط رقابتی تبدیل شده است.
در سطح بینالمللی، GRI نقش مهمی در تسهیل تجارت و سرمایهگذاری ایفا میکند.
شرکتهایی که قصد حضور در بازارهای سختگیرانهای مانند اروپا را دارند، ناچارند عملکرد پایداری خود را با استانداردهای معتبر و قابل مقایسه ارائه کنند.
