تحریریه رسانه مسئولیت اجتماعی-ساناز تارات: دوم خرداد ماه ۱۴۰۱، ایران خبری شنید که باورش سخت بود:«یک ساختمان تجاری به نام متروپل، در قلب آبادان، بدون هیچ هشدار قبلی فرو ریخت و ۴۳ نفر جان باختند.»
اما تلخی این حادثه نباید در خاطرهها دفن شود؛ چرا که هر فاجعهای در بطن خود درسی دارد که اگر آموخته نشود، محکوم به تکرار است. حالا چهار سال بعد، در سالگرد آن روز شوم، باید از زاویه مسئولیتپذیری پرسید: واقعاً چه چیزی تغییر کرده است؟
متروپل؛ فقط یک ساختمان نبود
وقتی از متروپل صحبت میکنیم، نباید فراموش کنیم که این فقط نام یک ساختمان نیست. متروپل، نمادی است از یک سیستم معیوب. سیستمی که در آن، ایمنی قربانی سود میشود، نظارتها کاغذی میمانند و هشدارهای مهندسان ناظر، در کشوی میز مسئولان خاک میخورد.
بررسیهای پس از حادثه و اسناد منتشرشده از پرونده قضایی نشان داد که مالک ساختمان، بدون رعایت استانداردهای ایمنی و با تغییر کاربری غیرمجاز، طبقه اضافی ساخته بود. اما سؤال اینجاست: چگونه این تخلفات بدون توقف پیش رفت؟ چرا نهادهای نظارتی دیرتر از آنکه باید، وارد عمل شدند؟
چهار سال بعد؛ چه چیزی تغییر کرده است؟
بر اساس اسناد عمومی و گزارشهای رسمی، میتوان به سه نکته کلیدی اشاره کرد:
اول؛ قوانین، سختتر شدهاند؛ اما اجرا؟
پس از متروپل، اصلاحاتی در نظام مهندسی و قوانین ساختوساز انجام شد. اما کارشناسان حقوق شهری میگویند: «قانون خوب، بدون اجرای خوب، فقط کاغذ است.» هنوز هم در بسیاری از شهرها، پروانههای ساخت بدون بررسی کامل گزارشهای ایمنی صادر میشوند.
دوم؛ مسئولیت کیفری؛ هنوز هم مبهم
اگرچه مالک متروپل و برخی مسئولان محکوم شدند، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که هنوز هم زنجیره مسئولیت در حوادث ساختمانی شفاف نیست. چه کسی باید پاسخگو باشد؟ مهندس ناظر؟ شهرداری؟ نظام مهندسی؟ یا مالک؟ این ابهام، باعث میشود که هر طرف، مسئولیت را به گردن دیگری بیندازد.
سوم؛ فرهنگ ایمنی؛ هنوز در آغاز راه
شاید مهمترین درس متروپل، نیاز به تغییر فرهنگ باشد. تا زمانی که ایمنی برای شهروندان، سازندگان و مسئولان به یک «ارزش» تبدیل نشود، حوادثی مانند متروپل تکرار خواهند شد.
پیشگیری از تکرار؛ چه باید کرد؟
برای آنکه متروپل دیگری نداشته باشیم، کارشناسان سه اقدام ضروری را مطرح میکنند:
نخست آنکه شفافیت در صدور پروانهها باید به یک اصل تبدیل شود. امروز گزارشهای ایمنی محدود و غیرقابلدسترسی هستند، در حالی که باید بهصورت عمومی منتشر شوند تا هر شهروندی بتواند وضعیت ایمنی ساختمانهای اطراف خود را رصد کند.
دوم آنکه مسئولیت کیفری باید شفاف و مشخص شود. امروز زنجیره مسئولیت در حوادث ساختمانی مبهم و پراکنده است. باید مشخص باشد که در صورت بروز فاجعه، چه کسی، در چه مرحلهای و تا چه حد مسئول است تا امکان فرار از پاسخگویی وجود نداشته باشد.
سوم آنکه نظارت مستقل باید جایگزین نظارتهای وابسته به منافع محلی شود. نهادهای نظارتی باید بدون وابستگی به منافع اقتصادی و سیاسی، و با تکیه بر کارشناسان مستقل، بر روند ساختوسازها نظارت کنند.
این سه اقدام، حداقلهای لازم برای پیشگیری از تکرار فاجعهای مانند متروپل است.
سخن پایانی؛ یادبود واقعی چیست؟
یادبود واقعی قربانیان متروپل، تنها به گلریزان و بیانیهها نیست. یادبود واقعی، زمانی است که خانوادهای در شهری دیگر، نگران سقفی نباشد که قرار بود پناهگاه باشد. زمانی است که مهندس ناظر، بدون ترس از فشارهای اقتصادی، گزارش ایمنی را صادقانه بنویسد. و زمانی است که مسئولان، ایمنی شهروندان را بر هر منفعت دیگری اولویت دهند.
متروپل فرو ریخت، اما ما نباید بگذاریم امیدمان به آیندهای ایمنتر فرو بریزد.
این گزارش به مناسبت چهارمین سالگرد فاجعه متروپل آبادان، در «رسانه مسئولیت اجتماعی» منتشر میشود؛ با این باور که آگاهیبخشی درباره حقوق شهروندی، نخستین گام برای ساختن جامعهای ایمنتر است.
