رسانه مسئولیت اجتماعی: گزارشات حاکی از آنست ،حدود ۳۲ هزار کیلومترمربع یعنی حدود دو درصد از مساحت ایران (بالغبر مساحت کل کشور بلژیک) تحتتأثیر فرونشست جدی بیشتر از یک سانتیمتر در سال قرار گرفتهاند.
در بسیاری از این مناطق نرخهای بیشتر در حدود ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر در سال نیز رویت شده است و زیرساختها و شهرها را در معرض تهدید قرار دادهاند.
دلیل اصلی این پدیده، برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی است و گزارشهای علمی نشان میدهند بخش اعظم این تغییرشکل زمین، حتی درصورت افزایش بارندگی، قابلبازگشت نیست.
فرونشست زمین و بحران آب نشان میدهند بدون مشارکت و احساس مسئولیت عمومی، هیچ سیاست دولتی بهتنهایی کارآمد نخواهد بود. فرونشست زمین تنها با بخشنامه یا تدوین مقررات متوقف نمیشود؛ نیاز به تغییر نگرش عمومی نسبت به آب و طبیعت دارد.
آموزش عمومی، رسانهها، دانشگاهها و نهادهای مدنی باید نقش پررنگی در فرهنگسازی مصرف مسئولانهی آب ایفا کنند.
کشاورزان باید از حمایت فنی و مالی برای تغییر الگوی آبیاری و کشت بهرهمند شوند و در کنار آن بدانند مصرف بیرویه آب فشار مضاعف بر منابع کشور ایجاد میکند.
مسئولیت اجتماعی یعنی پذیرش سهم خود در وضعیت موجود و تلاش برای تغییر آن؛ یعنی هر کشاورز بداند حفر یک چاه غیرمجاز فراتر از مزرعهی خودش، بر آینده کل منطقه تأثیر میگذارد و هر شهروند بداند مصرف بیرویه آب خانگی، هرچند اندک، در مقیاس ملی معنای بزرگی دارد.
این نکته نیز حائز اهمیت است که اگرچه تلاشهای فردی اهمیت دارند، اما بهتنهایی اغلب اثرگذار نیستند.
تفاوت واقعی زمانی ایجاد میشود که آگاهی و مسئولیت اجتماعی به سطح جمعی ارتقا یابد: کشاورزان بهصورت گروهی یا شهروندان از طریق انجمنها و نهادهای مدنی میتوانند روندی پایدار و اثرگذار شکل دهند.
این نیروی جمعی آگاه است که میتواند چرخههای ناپایداری را که هم از بالا (سیاستگذاری ناپایدار) و هم از پایین (رفتارهای ناپایدار فردی) ایجاد شدهاند، متوقف کند و بازی را در مدیریت منابعطبیعی تغییر دهد.
البته تأکید بر نقش مردم بهمعنای نادیده گرفتن وظایف نهادهای رسمی نیست.
وزارت نیرو، وزارت جهادکشاورزی و سایر دستگاههای مرتبط مسئولیت قانونی و اخلاقی سنگینی در مدیریت منابع آب دارند.
بخش مهمی از بحران کنونی، حاصل ضعف در نظارت، اجرای قوانین و کنترل برداشتها است.
مسئولیت اجتماعی جایگزین مطالبهگری از نهادهای مسئول نیست؛ بلکه آن را تکمیل و تقویت میکند.
فراتر از فرونشست
فرونشست زمین تنها یکی از جلوههای آشکار بحرانهای زیستمحیطی ایران است؛ خشکشدن تالابها، فرسایش خاک، آلودگی هوا و ازبینرفتن تنوعزیستی دیگر چهرههای آن هستند.
در همه این موارد، الگوی مشابهی دیده میشود: تصمیمهای اشتباه از بالا و رفتارهای ناپایدار از پایین. این موضوع محدود به محیطزیست نیست. فقدان مسئولیت اجتماعی در بحرانهای دیگر کشور، از ترافیک شهری گرفته تا بحران زباله، بیاعتمادی اجتماعی و مشکلات اقتصادی نیز نقش دارد. جامعهای که شهروندانش احساس نکنند بخشی از راهحلاند، در برابر هر بحران جدید آسیبپذیرتر خواهد بود. مسئولیت اجتماعی یعنی باور به تأثیر عمل فردی در نتیجه جمعی.
برای نجات زمین، باید از خود شروع کنیم
نجات زمین و منابع آن از درون جامعه آغاز میشود؛ از درک مشترک میان دولت، مردم و نهادهای مدنی. دولت باید شفافیت، وضع مقررات و توسعه نظارت بر مصرف مدیریت منابع را تقویت کند؛ مردم باید در رفتار خود بازنگری کنند و رسانهها و نهادهای آموزشی باید نقش پل ارتباطی میان این دو را ایفا کنند.
در شرایطی که دولتها با انبوهی از بحرانها و مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روبهرو هستند و فشارهای اقتصادی توان تصمیمگیریهای کارآمد از بالا را محدود کرده، پذیرش سهم فردی-گروهی-صنفی در بحرانهای محیطزیستی از جمله فرونشست و بحران آب اهمیت مضاعفی پیدا میکند.
اگر هر یک از ما مسئولیت خود را بپذیریم و بهصورت جمعی برای حل بحران قدمی برداریم، هنوز میتوان امید داشت زمین زیر پایمان استوار باقی بماند. اما اگر همچنان منتظر بمانیم تا تنها مسئولان کاری کنند و سازمانها نقش مدیریتی و نظارتی خود را تمام و کمال ایفا کنند، ممکن است این روند چنان طولانی شود که روزی چشم باز کنیم و ببینیم کار از کار گذشته است./پیام ما
