ساناز تارات-خبرنگار
در تحلیلهای کلاسیک مدیریت بحران، اغلب بر زیرساختهای فیزیکی و توان لجستیکی تاکید میشود، اما تجربهی روزهای سختی که پشت سر گذاشتیم نشان داد که در زمان تهاجم و جنگ، «سرمایه انسانی» در قالب نیروهای امدادی، حیاتیترین عنصر برای حفظ انسجام اجتماعی است. نیروهای امداد در میانه نبرد، تنها ایفاگر نقشهای فنی نبودند؛ آنها در واقع «ضربهگیرهای اجتماعی» بودند که مانع از فروپاشی روانی جامعه در برابر شوکهای ناگهانی تهاجم شدند.
از منظر مسئولیت اجتماعی، عملکرد نیروهای امداد در آن روزهای پرالتهاب، فراتر از شرح وظایف سازمانی قابل تحلیل است. وقتی ساختارهای رسمی تحت فشار حملات سنگین قرار میگیرند، آنچه تابآوری شهر را تضمین میکند، مدل «امدادگری فعال» است. در این مدل، امدادگر به عنوان واسط میان حاکمیت و مردم، اعتماد عمومی را بازسازی میکند. هر عملیات نجات در زیر آتش، پیامی تحلیلی به جامعه مخابره میکرد: اینکه سیستم خدماترسان با وجود تمام آسیبها، همچنان کارکردی و پاسخگوست. این دقیقا همان نقطهای است که «مسئولیت پذیری عملیاتی» به «امنیت روانی» گره میخورد.
نکته تحلیلی دیگر، مدیریت منابع در شرایط نامتقارن است. نیروهای امدادی در این دوره با چالش «تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت» روبرو بودند. آنها باید میان اولویتهای نجات، کمبود منابع لجستیکی ناشی از محاصره یا تهاجم، و ضرورت سرعت عمل، تعادلی استراتژیک برقرار میکردند. این سطح از بلوغ سازمانی در نیروهای عملیاتی، نشاندهنده لزوم سرمایهگذاری بیشتر بر روی پروتکلهای «امداد در وضعیت جنگی» است که متفاوت از حوادث طبیعی عمل میکند.
علاوه بر این، باید به پدیده «ترومای ثانویه» در این نیروها توجه داشت. امدادگرانی که خود بخشی از جامعه آسیبدیده بودند و خانوادههایشان در معرض تهدید بودند، اما در سنگر خدمت باقی ماندند، الگویی از «تعهد سازمانی متعالی» را ارائه دادند. این رفتار، سرمایه اجتماعی عظیمی را برای نهادهای امدادی تولید کرد که در دوران بازسازی پس از جنگ، موتور محرک مشارکتهای مردمی خواهد بود.
در نهایت نگاه به این روزهای سخت به ما میگوید که تابآوری یک سرزمین، نه در انبار تجهیزات، بلکه در عمق مسئولیتپذیری نیروهایی نهفته است که قادرند بحران را به فرصتی برای همبستگی تبدیل کنند. تحلیل رفتار نیروهای امدادی در میانه آتش، ضرورت بازنگری در ساختارهای پدافند غیرعامل با محوریت «جامعه محوری» را بیش از پیش نمایان میسازد. آنها نشان دادند که برای حفظ یک تمدن در زیر باران تهاجم، قبل از هر چیز به دستهایی نیاز است که الفبای نجات را در تاریکترین شبها به یاد داشته باشند.
