✍مرجان اسدی
پژوهشگر محیط زیست و توسعه پایدار
مترجم کتاب (مقدمهای بر ملاحظات محیط زیستی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) و گزارشگری پایداری)
جهان امروز دیگر با معیارهای گذشته اداره نمیشود. طی دو دهه اخیر، تحولات اقتصادی، اقلیمی و اجتماعی موجب شده است نگاه سرمایهگذاران، سیاستگذاران و فعالان اقتصادی نسبت به مفهوم ارزشآفرینی تغییر کند. در گذشته، موفقیت شرکتها عمدتاً با شاخصهایی مانند سودآوری، بازده سرمایه، رشد فروش و سهم بازار سنجیده میشد، اما امروزه عوامل دیگری نیز در ارزیابی عملکرد و آینده بنگاههای اقتصادی نقش تعیینکننده پیدا کردهاند. یکی از مهمترین این عوامل، مفهوم ESG یا ملاحظات محیطزیستی، اجتماعی و حاکمیتی است که به تدریج به یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی ریسک و ارزش شرکتها در اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
ESG چارچوبی است که عملکرد سازمانها را در سه حوزه محیط زیست، مسئولیت اجتماعی و حکمرانی شرکتی مورد سنجش قرار میدهد. برخلاف تصور رایج، ESG صرفاً یک موضوع محیطزیستی یا مجموعهای از توصیههای اخلاقی برای شرکتها نیست. این مفهوم در سالهای اخیر به بخشی از نظام تصمیمگیری اقتصادی و مالی جهان تبدیل شده و بسیاری از سرمایهگذاران، بانکها، صندوقهای سرمایهگذاری و مؤسسات اعتبارسنجی از آن به عنوان ابزاری برای ارزیابی ریسکهای بلندمدت استفاده میکنند.
علت توجه روزافزون به ESG آن است که بسیاری از مهمترین ریسکهای اقتصادی آینده، ماهیتی غیرمالی دارند. تغییرات اقلیمی، محدودیت منابع آب، افزایش هزینه انرژی، آلودگی محیط زیست، حوادث ایمنی، نارضایتی جوامع محلی، فساد سازمانی و مالی، ضعف شفافیت مدیریتی و بی توجهی به حقوق و انتظارات ذینفعان عواملی هستند که میتوانند به طور مستقیم بر سودآوری و ارزش شرکتها تأثیر بگذارند. در نتیجه، سرمایهگذاران تلاش میکنند علاوه بر صورتهای مالی، میزان آمادگی شرکتها برای مدیریت این چالشها را نیز ارزیابی کنند.
امروزه در بسیاری از بورسهای معتبر جهان، گزارشگری پایداری و افشای اطلاعات مرتبط با ESG به بخشی از الزامات شرکتهای پذیرفته شده تبدیل شده است. سرمایهگذاران به دنبال آن هستند که بدانند یک شرکت چگونه منابع انرژی را مصرف میکند، چه برنامهای برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای دارد، چگونه با کارکنان و ذینفعان خود تعامل میکند و تا چه اندازه از ساختار حکمرانی شفاف و پاسخگو برخوردار است. این اطلاعات به همان اندازه اطلاعات مالی برای تصمیمگیری اهمیت پیدا کردهاند.
اقتصاد جهانی نیز به سرعت در حال حرکت به سمت مدلهای جدیدی از تجارت و سرمایهگذاری است. اتحادیه اروپا، آمریکا، چین و بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان سیاستهایی را برای کاهش انتشار کربن و توسعه اقتصاد کمکربن در پیش گرفتهاند. اجرای سازوکار تعدیل کربن در مرزها، توسعه بازارهای کربن، گسترش اوراق سبز و افزایش الزامات گزارشگری پایداری تنها بخشی از این تحولات هستند. پیام مشترک تمامی این روندها آن است که آینده اقتصاد جهانی بیش از گذشته با موضوع پایداری گره خورده است.
برای ایران، این موضوع از اهمیت ویژهای برخوردار است. بخش قابل توجهی از اقتصاد کشور بر صنایع انرژیبر و صادراتمحور استوار است. صنایع فولاد، پتروشیمی، سیمان، معدن، نفت و گاز نه تنها سهم مهمی در تولید و اشتغال کشور دارند، بلکه بخش بزرگی از ارزش بازار سرمایه را نیز تشکیل میدهند. این صنایع در عین حال از جمله بخشهایی هستند که بیشترین تأثیر را از تحولات مرتبط با کربن، انرژی و الزامات محیطزیستی خواهند پذیرفت.
در سالهای آینده، شرکتهای ایرانی بیش از گذشته با استانداردهای محیط زیستی و الزامات پایداری در بازارهای جهانی روبهرو خواهند شد. خریداران بینالمللی به تدریج اطلاعات بیشتری درباره میزان انتشار کربن، مصرف انرژی، مصرف آب و عملکرد اجتماعی تأمینکنندگان خود مطالبه میکنند. در چنین شرایطی، شرکتهایی که نتوانند اطلاعات معتبر و قابل اتکا در این حوزهها ارائه دهند، ممکن است با محدودیتهای بیشتری در بازارهای صادراتی مواجه شوند.
موضوع کربن نمونه روشنی از این روند است. بسیاری از کشورها در حال ایجاد سازوکارهایی هستند که هزینه انتشار گازهای گلخانهای را به تدریج وارد محاسبات اقتصادی میکند. اگرچه ایران هنوز در مراحل اولیه مواجهه با این تحولات قرار دارد، اما نمیتوان نسبت به روندهای جهانی بیتفاوت بود. برای صنایعی مانند فولاد، سیمان، پتروشیمی و آلومینیوم، مدیریت انتشار کربن در آینده به یکی از عوامل مؤثر بر رقابتپذیری تبدیل خواهد شد.
از منظر بازار سرمایه نیز ESG اهمیت فزایندهای پیدا کرده است. در گذشته، تحلیلگران مالی عمدتاً بر شاخصهایی مانند سود خالص، درآمد عملیاتی، نسبت قیمت به درآمد و بازده حقوق صاحبان سهام تمرکز داشتند، اما امروز بسیاری از سرمایهگذاران معتقدند که این شاخصها به تنهایی تصویر کاملی از وضعیت یک شرکت ارائه نمیکنند. ممکن است شرکتی در کوتاهمدت سودآور باشد، اما به دلیل مصرف بالای انرژی، ضعف ایمنی، مشکلات اجتماعی یا ساختار حکمرانی نامناسب، در بلندمدت با چالشهای جدی مواجه شود.
به همین دلیل، ESG به ابزاری برای شناسایی ریسکهای پنهان تبدیل شده است. شرکتی که برنامه مشخصی برای مدیریت انرژی ندارد، در برابر افزایش قیمت انرژی آسیبپذیرتر خواهد بود. شرکتی که به مسائل ایمنی توجه کافی نمیکند، احتمال بیشتری برای مواجهه با حوادث و توقف تولید خواهد داشت. همچنین ضعف در شفافیت و حکمرانی شرکتی میتواند زمینهساز فساد، تصمیمگیریهای ناکارآمد و کاهش اعتماد سرمایهگذاران شود.
در مقابل، شرکتهایی که رویکرد فعالی در حوزه ESG دارند، معمولاً از مزایای متعددی برخوردار میشوند. کاهش مصرف انرژی، افزایش بهرهوری منابع، مدیریت بهتر پسماند، کاهش ریسکهای عملیاتی، بهبود روابط با ذینفعان و افزایش شفافیت مدیریتی از جمله عواملی هستند که میتوانند عملکرد اقتصادی شرکت را نیز بهبود بخشند. به همین دلیل در بسیاری از کشورها، عملکرد مناسب ESG نه تنها یک مسئولیت اجتماعی بلکه یک مزیت اقتصادی تلقی میشود.
تجربه جهانی نشان داده است که پایداری و سودآوری الزاماً در تقابل با یکدیگر نیستند. بسیاری از شرکتهای پیشرو جهان توانستهاند از طریق سرمایهگذاری در بهرهوری انرژی، فناوریهای کمکربن، اقتصاد چرخشی و مدیریت پایدار منابع، هزینههای خود را کاهش دهند و مزیت رقابتی جدیدی ایجاد کنند. در واقع، نگاه جدید به ESG بر این اصل استوار است که حفاظت از محیط زیست و توجه به مسائل اجتماعی میتواند به خلق ارزش اقتصادی پایدار منجر شود.
بازارهای مالی نیز به این سمت حرکت کردهاند. حجم سرمایهگذاریهای مبتنی بر معیارهای ESG در جهان طی سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است. صندوقهای سرمایهگذاری بزرگ بینالمللی به طور فزایندهای عملکرد ESG شرکتها را در تصمیمات خود لحاظ میکنند. همچنین ابزارهای مالی جدیدی مانند اوراق سبز، اوراق مرتبط با پایداری و تأمین مالی پروژههای کمکربن به سرعت در حال گسترش هستند.
در ایران نیز ظرفیتهای قابل توجهی برای توسعه این رویکرد وجود دارد. برخی شرکتهای بزرگ بورسی در سالهای اخیر انتشار گزارشهای پایداری را آغاز کردهاند و توجه به موضوعات ESG در حال افزایش است. با این حال، هنوز فاصله قابل توجهی با استانداردهای جهانی وجود دارد. نبود چارچوبهای یکپارچه گزارشگری، کمبود دادههای قابل اتکا، ضعف نظام ارزیابی عملکرد و فقدان رتبهبندی ESG از جمله چالشهایی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
در این میان، سازمان بورس و اوراق بهادار میتواند نقش مهمی در توسعه این حوزه ایفا کند. تدوین الزامات افشای اطلاعات پایداری، تشویق شرکتها به گزارشگری ESG و ایجاد شاخصهای مرتبط با پایداری میتواند گام مهمی در جهت ارتقای شفافیت و افزایش اعتماد سرمایهگذاران باشد. همچنین توسعه ابزارهای مالی سبز میتواند منابع جدیدی برای سرمایهگذاری در پروژههای محیط زیستی و کمکربن فراهم کند. یکی از مهمترین گامهای عملی در این مسیر، ایجاد زیرساخت داده است. شرکتهای بورسی نمیتوانند ESG را گزارش دهند اگر دادهای برای گزارشدهی نداشته باشند. اندازهگیری انتشار گازهای گلخانهای (Scope 1, 2 و حتی ۳)، پایش مصرف آب و انرژی، گزارشدهی حوادث شغلی، و افشای ساختار حاکمیت شرکتی، همه اینها نیازمند سیستمهای اطلاعات، مستند سازی، دانش و نیروی انسانی آموزشدیده هستند. برخی شرکتهای بزرگ بورسی ایران گامهایی در این مسیر برداشتهاند اما رویکرد هنوز یکپارچه و نظاممند نیست. تدوین یک چارچوب استاندارد بومی برای گزارشدهی ESG که با واقعیتهای اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی ایران سازگار باشد میتواند این خلاً را پر کند و به شرکتها مسیر روشنی برای شروع نشان دهد.
همزمان، ضرورت دارد نگاه سیاستگذاری کشور نیز به ESG از یک موضوع صرفاً محیطزیستی فراتر رود و به عنوان بخشی از راهبرد توسعه اقتصادی و رقابتپذیری ملی مورد توجه قرار گیرد. این موضوع نیازمند همکاری میان نهادهای اقتصادی، صنعتی، مالی و محیطزیستی است. از همین رو، تشکیل کارگروه راهبری ESG در سازمان حفاظت محیط زیست میتواند گامی مؤثر در جهت ایجاد هماهنگی میان دستگاههای مختلف و رصد تحولات جهانی باشد. این کارگروه میتواند نقش تسهیلگر و هماهنگکننده را ایفا کند؛ از تدوین چارچوبهای اولیه و توسعه دانش تخصصی گرفته تا ایجاد زبان مشترک میان صنعت، محیط زیست و بازار سرمایه. هدف از چنین اقدامی ایجاد ساختارهای جدید اداری نیست، بلکه کمک به آمادگی کشور برای مواجهه با روندهایی است که دیر یا زود بر اقتصاد و تجارت ایران تأثیر خواهند گذاشت.
امروز پرسش اصلی این نیست که آیا باید به ESG توجه کنیم یا خیر. پرسش این است که آیا میخواهیم پیش از تحمیل هزینهها و محدودیتهای خارجی، برای آینده آماده شویم یا پس از بروز چالشها ناچار به واکنش باشیم. ESG یک مد مدیریتی یا یک واژه وارداتی نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت حکمرانی اقتصاد آینده است. برای شرکتهای بورسی ایران نیز این مفهوم میتواند از یک الزام نوظهور به یک مزیت رقابتی پایدار تبدیل شود؛ مزیتی که بر ارزش شرکت، دسترسی به سرمایه، توان صادراتی و جایگاه رقابتی آن در سالهای آینده تأثیر مستقیم خواهد گذاشت. بیتوجهی به این روند میتواند هزینههای قابل توجهی برای اقتصاد کشور به همراه داشته باشد، اما ورود هوشمندانه و برنامهریزیشده به آن، فرصتی برای افزایش تابآوری اقتصادی، جذب سرمایه و حرکت به سوی توسعه پایدار خواهد بود.
