دکتر امان الله قرایی مقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه
شهر ها به علت : مهاجرت بی رویه، (موقتی و دائمی ) و در نتیجه برهم خوردن تجانس فرهنگی ،تراکم جمعیت ،گسترش زیاد و بوجود آمدن شهرک های اقماری و حاشیه نشینی ، از دیدگاه مکتب “بوم شناسی شهری” شیکاکو : “رابرت پارک “،”برکس “،ویرث ، “شاو” و “مک کی” دنیای بیگانگی و ربات ها ی انسان نما گردیده و هر چه می گذرد، بیگانگی بین انسانها بیشتر و بیشتر نمایان می شود .
افراد ازکنار هم می گذرند بدون آنکه یکدیگر را احساس کنند و کمترین ؛ احساس ،عاطفه ، همدلی و همدردی و اعتمادی نسبت بهم داشته باشند. و پیوندی بین آنها برقرار باشد و مانند ربات های بی جان به سرعت درحرکتند هستند . معنویات بطور کلی رنگ باخته و بقول ” پتریم سوروکین” استادجامعه شناسی دانشگاه هاروارد “مادی گرایی” ،”حسی گرایی” و”شی سروی “( یعنی اشیاء ارزش گذارند و افراد ارزش خود را از اشیاء چون : ماشین ،النگو، انگشتر، طلا وجواهر ، لباس و… می گیرند واشیاء سرور آنها هستند و… حاکم شده و خواسته های جسمانی و مادی همه چیز را دربرگرفته و روابطی که بین افراد جامعه وجود دارد صرفا ؛ به منظور تامین منافع مالی و اقتصادی است . به این جهت هرکس ،همان اندازه ارزش دارد که کارش برای فرد سودمند است و سود مادی دارد . همینکه سودی دربرنداشت به فراموشی سپرده می شود .مانند: صندوق دار فروشگاه بزرگ که کالایی را تحویل میدهد و پولش را دریافت میدارد، همان لحظه ارزش دارد. بعد از آن کاملا فراموش می شود.
از این رو ، شهرها ی بزرگ، دنیای بیگانه ها دینای خود پرستی وخود گرایی ( (egotism)خودخواهی( egoism) وخودمحوری( egocentrism) و مطلوبیت گرایی(utilitarianism) مصلحت اندیشی pragmatism )) ونفع پرستی شده و ربات های انسان نما در تنهایی وبی کسی بسرمی برند .همسایه های یک کوچه که در اصطلاح جامعه شناسی “فردیناند تونیس” جامعه شناس المانی یک “اجتماع ” نامیده می شوند، از حال و روز هم بی خبرند و هم را نمی شناسند .از کنار هم بی تفاوت می گذرند واز یکدیگر بیگانه و از یکدیگر دور شده اند و اگر حادثه ای برای همسایه ها رخ دهد به دادش نمی رسند .
در دنیای بیگانه ها افراد بدون آنکه به یکدیگر نگاه و یکدیگر را احساس و درک کنند از کنار هم می گذرند. چنانکه در ایستگاه متروی پانزده خرداد در بازار چند صد نفر از مترو پیاده و سوار می شوند بدون انکه به هم نگاه کنند. یا در میدان کاج سعادت آباد در ۶/۸/ ۱۳۸۹ که چند صد نفر شاهد صحنه دلخراش چاقو زدن جوانی بدست جوان دیگری بودند و جوان مجروح مدت ۴۵ دقیقه روی زمین افتاده و التماس می کرد که نجاتش دهند ولی کسی به دادش نرسید . یا دختر دانشجو بدست پسری در پل مدیریت در ۱۵/۴/۱۳۹۰ در جلو چندین ده نفر کشته شد، بدون انکه یک نفر جلو برود و مانع گردد. همه اینها و نمونه های فراوان دیگر که در جامعه وجود دارد حاکی از تنهایی وبی کسی انسانها در جامعه شهری هستند که بسیار خطرناک و آسیب زاست. زیرا بقول جامعه شناسان “مکتب شیکاگو” خلاف کاران در انبوه انسانها گم می شوند و ترس از شناخته شدن که عامل مهمی در جلوگیری از انواع آسیب های اجتماعی است، از بین می رود . به عبارت دیگر اگر امروزه کسی درکنار خیابان مورد تجاوز یا خشونت و پرخاشگری قرار بگرید و حتی کشته شود، کسی بدادش نمی رسد و مردم فقط نظاره گر هستند .
چون معنویات به علت ندانم کاری ها و کم توجهی به ارزش ها و هنجارها و دگماتیسم فکری و سیاست زدگی :فرهنگی ،دینی وآموزشی وپرورشی و… سرمایه اجتماعی را به شدت ضعیف و مردم جامعه را نه تنها با ارزش ها وهنجارهای فرهنگی و ملی بیگانه، بلکه به عداوت و دشمنی با انها وا داشته است . در نتیجه پایبندی افراد به یکدیگر از بین رفته و به صورت ربات بی جان درآمده اند. از این رو در دنیای بیگانه ها غوطه وریم ، و محبت ها همچون افسانه شده اند .
