رسانه مسئولیت اجتماعی- شریفه جمشیدی: مدتهاست که دوران قضاوت درباره شرکتها صرفاً بر اساس سود خالص و ترازنامههای مالی به پایان رسیده است. امروزه سوال اصلی این نیست که یک شرکت «چقدر» سود میسازد، بلکه این است که «چگونه» این سود را به دست میآورد. اینجاست که مفهوم حاکمیت شرکتی به عنوان سنگ بنای مسئولیت اجتماعی سازمانها قد علم میکند.
چرا «G» در ESG تعیینکننده است؟
در استانداردهای جهانی پایداری (معروف به ESG)، حرف G مخفف Governance یا همان حاکمیت است. اگر محیطزیست (E) و مسائل اجتماعی (S) را میوههای یک درخت بدانیم، حاکمیت شرکتی همان «ریشه» و «تنه» است. بدون وجود شفافیت، پاسخگویی و اخلاق در لایههای بالای مدیریتی و هیئتمدیره، هرگونه شعار زیستمحیطی یا اقدام خیرخواهانه، مصداق بارز «سبزشویی» خواهد بود.
حاکمیت شرکتی؛ سدی در برابر عوامفریبی
بسیاری از سازمانها مبالغ کلانی را صرف پروژههای خیریه میکنند، در حالی که در لایههای درونی خود با تضاد منافع، عدم شفافیت در پرداختها یا نادیده گرفتن حقوق سهامداران خرد دست و پنجه نرم میکنند. حاکمیت شرکتی سالم، یعنی:
– شفافیت در تصمیمگیری: ذینفعان حق دارند بدانند تصمیمهای کلان با چه منطقی گرفته شده است.
– پاسخگویی: مدیران باید در برابر پیامدهای اجتماعی و محیطزیستی عملیات شرکت پاسخگو باشند.
– عدالت: رعایت حقوق برابر برای همه کارمندان و ذینفعان، فارغ از ردههای سازمانی.
تفاوت حاکمیت شرکتی مدرن با نگاه سنتی
در نگاه سنتی، هدف حاکمیت شرکتی فقط «حفظ حقوق سهامداران» بود. اما در پارادایم جدید مسئولیت اجتماعی، هدف به «حفظ حقوق ذینفعان» (Stakeholders) تغییر یافته است. ذینفعان شامل مشتریان، کارکنان، جامعه محلی و حتی محیطزیست میشوند. شرکتی که ساختار حکمرانی پیشرو دارد، اجازه نمیدهد سود کوتاهمدت، پایداری بلندمدت جامعه را به خطر بیندازد.
چالشهای بومی: از ساختار تا عمل
در فضای کسبوکار ما، یکی از بزرگترین چالشهای حاکمیت شرکتی، «انتصابات دستوری» و «عدم استقلال اعضای هیئتمدیره» است. وقتی نظارت مستقل بر عملکرد مدیران وجود نداشته باشد، پروژههای مسئولیت اجتماعی به جای رفع نیازهای واقعی جامعه، به ابزاری برای پوشش ناکارآمدیها تبدیل میشوند.
در آخر باید گفت، حاکمیت شرکتی صرفاً مجموعهای از قوانین و بخشنامهها نیست؛ یک «فرهنگ» است. برای آنکه مسئولیت اجتماعی در رگهای یک سازمان جاری شود، باید از اتاق جلسات هیئتمدیره آغاز گردد. شرکتی که به حاکمیت شرکتی پایبند است، نیازی به فریاد زدن مسئولیتپذیریاش ندارد؛ چرا که شفافیت و عدالت در تمام ارکان آن، خود گویاترین رسانه است.
