رسانه مسئولیت اجتماعی : نگاهی به برنامه های کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری متوجه این نکته می شویم که همه کاندیداها با برنامه های موقت و تنها برای پیروزی در انتخابات وارد رقابت های انتخاباتی شده اند و به برنامه های بلند مدت و از همه مهم تر توسعه پایدار فکر نمی کنند.بدون تردید عدم توجه به توسعه پایدار در جامعه در حال گذاری مانند جامعه ایران می تواند پیامدهای منفی مهمی به همراه داشته باشد.
از نظر علمی توسعه پایدار باید در محوریت برنامه های کسانی باشد که به دنبال مدیریت یک جامعه هستند. چرا که توسعه پایدار به همه مفاهیم زندگی جمعی یک جامعه ارتباط دارد و آینده یک جامعه را رقم می زند. توسعه پایدار یک مفهوم پیچیده است که جنبههای مختلفی را در بر میگیرد.در توسعه پایدار، سه جنبه اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی با هم بهطور کامل در تعامل هستند و این تعامل ملاک عمل محققان در این زمینه است.توسعه فرایند گذار از وضع موجود به وضع مطلوب در عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است.
موضوع توسعه پایدار در حال حاضر به عنوان یکی از مباحث اساسی در جهان مطرح شده و مفاهیم و موضوعات مرتبط با این رویکرد به صورت مستمر در حال تکوین و تکامل است. یکی از موارد مهم و قابل توجه مدیران و پژوهشگران، کمی کردن میزان رشد یک کشور در ارتباط با توسعه پایدار است که معمولا با تدوین شاخصهای مختلف محقق میشود.وضعیت توسعه پایدار در ایران به لحاظ شاخصهای مورد مطالعه، نشاندهنده جایگاه نامناسب ایران در مقایسه با کشورهای توسعه یافته بالاخص از نظر شاخصهای خوشبختی، شکاف جنسیتی و پایداری محیط زیست است.
از سوی دیگر نقش طبیعت و مردم به عنوان دو بازیگر کلیدی توسعه مطرح میشود که باید توسط دولتها به صورت واقعی و نه صوری و مصلحتی در امر توسعه لحاظ شوند. بنابراین، نهادسازی مدنی برای توسعه در ایران راهی برای رهایی از بیسامانیهای هرج و مرج گونه کنونی کشوراست. این در حالی است که در برنامه های کاندیداهای ریاست جمهوری هیچ اشاره ای به این موضوع با اهمیت نشده است.توسعهٔ پایدار فرآیندی است که آیندهای مطلوب را برای یک جامعه متصور میشود که در آن شرایط زندگی و استفاده از منابع، بدون آسیب رساندن به یکپارچگی، زیبایی و ثبات نظامهای حیاتی، نیازهای انسان را برطرف میسازد. توسعهٔ پایدار راهحلهایی را برای الگوهای فانی ساختاری، اجتماعی و اقتصادی توسعه ارائه میدهد تا بتواند از بروز مسائلی همچون نابودی منابع طبیعی، تخریب سامانههای زیستی، آلودگی، تغییرات آب و هوایی، افزایش بیرویهٔ جمعیت، بیعدالتی و پایین آمدن کیفیت زندگی انسانهای حال و آینده جلوگیری کند.بدون تردید نوع سیستم سیاسی، تقسیمات کشوری، انتخابات و مشارکت و حوزه های اجتماعی و اقتصادی به موضوعات چالش زایی تبدبل می شوند که حال و آینده سیاسی ساختار و شدت و ضعف سرمایه اجتماعی را به عنوان یکی از مهمترین سرمایه ها در همبستگی و مشارکت تعیین خواهند کرد.
امروزه توجه به توسعه پایدار بیش از آنکه در کشورهای پیشرفته مطرح باشد در کشورهای جهان سوم مد نظر است. علت توجه روزافزون به مساله توسعه پایدار به ویژه در این کشورهامحدود بودن امکانات ونامحدود بودن نیازها ودر خواست های بشر است.
ترسیم چشم انداز در افق بلند مدت و گسترش قرن بیست و یکم دنیایی آکنده از رقابت، توسعه بازارها،ظهورو رواج فناوری های برتر جهان در تجارت است.شرط توفیق در این عرصه بهره گیری از فرصت ها و رویارویی با رویکردی راهبردی نسبت به تشخیص شرایط ایجاب می کند که فرآیندتوسعه اقتصادی،اجتماعی با ترکیب و روند مناسبات سیاسی-اقتصادی جهانی و منطقه ای و جدید بین المللی با شناخت و دگرگونی ها در مهمترین مسایل و تنگناهای اقتصاد ملی مسیر انجام تحولات ساختاری،فناوری و همچنین با نگرش به پاسخگویی به الزامات رشدوتوسعه پایدار کشور باشد .
یکی از راه های رسیدن به توسعه در جهان سوم این است که ویژگی های توسعه درآن تراوش کندودر فرهنگ مردم رسوخ یابد. شناخت اصولی و تحولات و اصلاحات اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی رسیدن به این مهم را هموار می کند. گزارش مقایسهای مؤسسه بینالمللی اسدیاسان و برتلسمان اشتیفتونگ بر مبنای ۱۷ متغیر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بنا شده است. برخی از مهمترین شاخصها عبارتند از: از بین بردن گرسنگی، بهداشت و درمان همگانی مناسب، آموزش و پرورش با کیفیت، عدالت و انصاف در دادرسی، دسترسی به آب آشامیدنی، انرژی پاک تجدیدپذیر، بهکارگیری معیار کار شایسته در بازار کار، رشد اقتصادی، نوآوری در فناوری، زیرساختهای مناسب، کاهش ناهنجاری شهری، برابری عمومی و جنسیتی، محیط زیست، وفاق (نبود تنش داخل کشور) و مشارکت عمومی اجتماعی.
در نظر گرفتن این شاخصها به عنوان ملاک توسعه پایدار به این معنا است که، سرمایه بشر برای پیشرفت، تنها سرمایه مالی در قالب پول نیست. بر همین مبنا، ملاک ارزیابی پیشرفت و پسرفت هم، تنها رشد اقتصادی به معنای افزایش ارزش افزوده یا سودافزایی مالی نیست. رشد اقتصادی به معنای معمول کلمه و سودافزایی محصول بهکارگیری عوامل و سرمایههای گوناگونی همچون سرمایه انسانی، اجتماعی و طبیعی است. ملاک توسعه نیز، بهکارگیری بهینه و مؤثر همه این سرمایهها در بلندمدت میباشد. با نگاهی به مفهوم توسعه پایدار به این نتیجه می رسیم که توجه به این مقوله مهم در انتخابات ریاست جمهوری صورت نمی گیرد و کاندیداهای ریاست جمهوری تنها با اهداف سیاسی وارد رقابت های انتخاباتی شده اند. بدون تردید تا زمانی که توسعه پایدار در دستور کار مدیران جامعه قرار نگیرد هر دولتی در ایران روی کار بیاید نمی تواند توسعه را در کشور نهادینه کند وعمر برنامه های کاندیداها نیز با عمر دولت آنها به پایان می رسد. در چنین شرایطی جامعه به جای اینکه در مسیر توسعه پایدار قرار بگیرد همواره در حال در جا زدن و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات خویش است.
نگاهی به برنامه های کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری متوجه این نکته می شویم که همه کاندیداها با برنامه های موقت و تنها برای پیروزی در انتخابات وارد رقابت های انتخاباتی شده اند و به برنامه های بلند مدت و از همه مهم تر توسعه پایدار فکر نمی کنند.بدون تردید عدم توجه به توسعه پایدار در جامعه در حال گذاری مانند جامعه ایران می تواند پیامدهای منفی مهمی به همراه داشته باشد.از نظر علمی توسعه پایدار باید در محوریت برنامه های کسانی باشد که به دنبال مدیریت یک جامعه هستند. چرا که توسعه پایدار به همه مفاهیم زندگی جمعی یک جامعه ارتباط دارد و آینده یک جامعه را رقم می زند.
توسعه پایدار یک مفهوم پیچیده است که جنبههای مختلفی را در بر میگیرد.در توسعه پایدار، سه جنبه اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی با هم بهطور کامل در تعامل هستند و این تعامل ملاک عمل محققان در این زمینه است.توسعه فرایند گذار از وضع موجود به وضع مطلوب در عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. موضوع توسعه پایدار در حال حاضر به عنوان یکی از مباحث اساسی در جهان مطرح شده و مفاهیم و موضوعات مرتبط با این رویکرد به صورت مستمر در حال تکوین و تکامل است. یکی از موارد مهم و قابل توجه مدیران و پژوهشگران، کمی کردن میزان رشد یک کشور در ارتباط با توسعه پایدار است که معمولا با تدوین شاخصهای مختلف محقق میشود.
وضعیت توسعه پایدار در ایران به لحاظ شاخصهای مورد مطالعه، نشاندهنده جایگاه نامناسب ایران در مقایسه با کشورهای توسعه یافته بالاخص از نظر شاخصهای خوشبختی، شکاف جنسیتی و پایداری محیط زیست است. از سوی دیگر نقش طبیعت و مردم به عنوان دو بازیگر کلیدی توسعه مطرح میشود که باید توسط دولتها به صورت واقعی و نه صوری و مصلحتی در امر توسعه لحاظ شوند. بنابراین، نهادسازی مدنی برای توسعه در ایران راهی برای رهایی از بیسامانیهای هرج و مرج گونه کنونی کشوراست.
این در حالی است که در برنامه های کاندیداهای ریاست جمهوری هیچ اشاره ای به این موضوع با اهمیت نشده است.توسعهٔ پایدار فرآیندی است که آیندهای مطلوب را برای یک جامعه متصور میشود که در آن شرایط زندگی و استفاده از منابع، بدون آسیب رساندن به یکپارچگی، زیبایی و ثبات نظامهای حیاتی، نیازهای انسان را برطرف میسازد. توسعهٔ پایدار راهحلهایی را برای الگوهای فانی ساختاری، اجتماعی و اقتصادی توسعه ارائه میدهد تا بتواند از بروز مسائلی همچون نابودی منابع طبیعی، تخریب سامانههای زیستی، آلودگی، تغییرات آب و هوایی، افزایش بیرویهٔ جمعیت، بیعدالتی و پایین آمدن کیفیت زندگی انسانهای حال و آینده جلوگیری کند.بدون تردید نوع سیستم سیاسی، تقسیمات کشوری، انتخابات و مشارکت و حوزه های اجتماعی و اقتصادی به موضوعات چالش زایی تبدبل می شوند که حال و آینده سیاسی ساختار و شدت و ضعف سرمایه اجتماعی را به عنوان یکی از مهمترین سرمایه ها در همبستگی و مشارکت تعیین خواهند کرد.
امروزه توجه به توسعه پایداربیش از آنکه در کشورهای پیشرفته مطرح باشد در کشورهای جهان سوم مد نظر است. علت توجه روزافزون به مساله توسعه پایدار به ویژه در این کشورهامحدود بودن امکانات ونامحدود بودن نیازها ودر خواست های بشر است. ترسیم چشم انداز در افق بلند مدت و گسترش قرن بیست و یکم دنیایی آکنده از رقابت، توسعه بازارها،ظهورو رواج فناوری های برتر جهان در تجارت است.شرط توفیق در این عرصه بهره گیری از فرصت ها و رویارویی با رویکردی راهبردی نسبت به تشخیص شرایط ایجاب می کند که فرآیندتوسعه اقتصادی،اجتماعی با ترکیب و روند مناسبات سیاسی-اقتصادی جهانی و منطقه ای و جدید بین المللی با شناخت و دگرگونی ها در مهمترین مسایل و تنگناهای اقتصاد ملی مسیر انجام تحولات ساختاری،فناوری و همچنین با نگرش به پاسخگویی به الزامات رشدوتوسعه پایدار کشور باشد . یکی از راه های رسیدن به توسعه در جهان سوم این است که ویژگی های توسعه درآن تراوش کندودر فرهنگ مردم رسوخ یابد. شناخت اصولی و تحولات و اصلاحات اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی رسیدن به این مهم را هموار می کند. گزارش مقایسهای مؤسسه بینالمللی اسدیاسان و برتلسمان اشتیفتونگ بر مبنای ۱۷ متغیر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بنا شده است.
برخی از مهمترین شاخصها عبارتند از: از بین بردن گرسنگی، بهداشت و درمان همگانی مناسب، آموزش و پرورش با کیفیت، عدالت و انصاف در دادرسی، دسترسی به آب آشامیدنی، انرژی پاک تجدیدپذیر، بهکارگیری معیار کار شایسته در بازار کار، رشد اقتصادی، نوآوری در فناوری، زیرساختهای مناسب، کاهش ناهنجاری شهری، برابری عمومی و جنسیتی، محیط زیست، وفاق (نبود تنش داخل کشور) و مشارکت عمومی اجتماعی.در نظر گرفتن این شاخصها به عنوان ملاک توسعه پایدار به این معنا است که، سرمایه بشر برای پیشرفت، تنها سرمایه مالی در قالب پول نیست. بر همین مبنا، ملاک ارزیابی پیشرفت و پسرفت هم، تنها رشد اقتصادی به معنای افزایش ارزش افزوده یا سودافزایی مالی نیست.
رشد اقتصادی به معنای معمول کلمه و سودافزایی محصول بهکارگیری عوامل و سرمایههای گوناگونی همچون سرمایه انسانی، اجتماعی و طبیعی است. ملاک توسعه نیز، بهکارگیری بهینه و مؤثر همه این سرمایهها در بلندمدت میباشد. با نگاهی به مفهوم توسعه پایدار به این نتیجه می رسیم که توجه به این مقوله مهم در انتخابات ریاست جمهوری صورت نمی گیرد و کاندیداهای ریاست جمهوری تنها با اهداف سیاسی وارد رقابت های انتخاباتی شده اند. بدون تردید تا زمانی که توسعه پایدار در دستور کار مدیران جامعه قرار نگیرد هر دولتی در ایران روی کار بیاید نمی تواند توسعه را در کشور نهادینه کند وعمر برنامه های کاندیداها نیز با عمر دولت آنها به پایان می رسد. در چنین شرایطی جامعه به جای اینکه در مسیر توسعه پایدار قرار بگیرد همواره در حال در جا زدن و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات خویش است.

