در شهرهای امروز، توسعه پایدار دیگر فقط یک مفهوم تخصصی در اسناد برنامهریزی شهری نیست، بلکه به یک «فرهنگ» و سبک زندگی شهری تبدیل شده است؛ فرهنگی که باید در ذهن و رفتار شهروند، مدیر شهری، سرمایهگذار و حتی کسبوکار محلی نهادینه شود. در این میان، گزارشهای خبری و رسانهای – بهویژه در قالب گزارشهای تحلیلی، میدانی و مستند با چهارچوبهای استاندارد – نقشی محوری در ترجمه زبان تخصصی مسئولیت اجتماعی شرکتی و توسعه پایدار به زبان قابل فهم برای مردم و تصمیمگیران دارند و میتوانند شکاف میان «سند»، «زندگی روزمره» و «روایتگری مسئولانه» را پر کنند.
نخستین نقش گزارشهای خبری، *آگاهسازی و ترجمه مفاهیم تخصصی است. مفاهیمی مانند توسعه پایدار شهری، تابآوری، عدالت فضایی، زنجیره تامین مسئولانه، اقتصاد سبز، حملونقل پایدار و ESG در ادبیات دانشگاهی و اسناد شهرداریها و نظام نامه های شهری «نظام نامه ابلاغی شورای شهر تهران و وایجاد دبیرخانه مسئولیتپذیری شهر تهران» پیچیده و فنیاند، اما وقتی خبرنگار و رسانه آنها را از دل پروژهها، محلهها و تجربههای واقعی شهروندان روایتگری و داستان سرایی میکند، این مفاهیم از سطح شعار و پاورپوینت به سطح «مسئله ملموس» و «راهحل قابل لمس» تبدیل میشوند. گزارشی که درباره کیفیت هوا، ساخت و سازهای غیر علمی، کمبود فضای سبز در یک محله، یا تجربه استفاده از حملونقل عمومی و دوچرخهسواری، مراقبت از فضای سبز و مبلمان و امکانات شهری در شهر تهیه میشود، در واقع در حال آموزش غیرمستقیم توسعه پایدار و توجه به مسئولیتپذیری اجتماعی به شهروند است؛ بدون کلاس و کتاب درسی، اما با روایت، تصویر، مصاحبه، میزگردهای خبری و تولید محصولات رسانهایی دانش و تجارب کسب شده را به جامعه و گروه های هدف مخابره و منتقل مینماید.
نقش دوم، نظارت عمومی و مطالبهگری برای پایداری است. رسانهای که بهطور مستمر پروژههای شهری را رصد و درباره اثرات زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی آنها را بررسی و گزارش میکند، به نوعی به «چشم ناظر شهروندان» تبدیل میشود. وقتی یک پروژه شهری بدون توجه به پیادهمحوری، فضای سبز، بیتوجهی به کودکان کار و زبالهگرد، جامعه هدف نیازمند به حمایت، دسترسپذیری معلولین یا عدالت در توزیع خدمات اجرا میشود، گزارش خبری میتواند این نقص را معرفی، برجسته و به مطالبهای عمومی هدفمند قابل دستیابی تبدیل کند. از سوی دیگر، وقتی شهرداری یا یک شرکت شهری اقدام مثبتی در حوزه پایداری انجام میدهد – مثل اصلاح ناوگان حملونقل عمومی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، ایجاد همراه سرای، توسعه گرم خانهها، گسترش فرهنگ محیط زیستی و فضای سبز و یا توانمندسازی محلات کمبرخوردار – گزارش حرفهای و مستند و داستان محور شهروندپذیر، این اقدام را قابل دیدهشدن و قابل الگوبرداری و با انتشار گزارشات خبری و پایداری، ترویج میکند و میان شهروند و مدیریت شهری «سرمایه اعتماد» میسازد.
سومین نقش گزارشهای خبری، ایجاد گفتمان و فرهنگ گفتوگو درباره آینده شهر است. توسعه پایدار شهری، بدون مشارکت شهروندان و بدون گفتوگوی چندجانبه میان شهرداری، دانشگاه، بخش خصوصی و جامعه مدنی و رسانهها شدنی نیست. گزارشهایی که بهجای پوشش صرفاً رویدادمحور، به سراغ گفتوگو با ساکنان محلات، متخصصان، فعالان اجتماعی و مدیران میروند، نتیجه اقدامات به ثمر رسیده و موفق را گزارش ، بیان و معرفی کند و به شکلگیری «گفتمان عمومی» کمک میکنند؛ گفتمانی که در آن پرسشهایی مثل «تهران پایدار چه ویژگیهایی دارد؟»، «حق شهروند در هوای پاک چیست؟»، «محله پایدار چه شاخصهایی دارد؟»، «نقش شهروندان حقیقی و حقوقی در مسئولیت های اجتماعی خود چیست؟»، مرتب در رسانهها تکرار و بازاندیشی میشود. هر بار که این پرسشها در قالب گزارش خبری مطرح میشود، یک گام کوچک در جهت شکلگیری فرهنگ مسئولیتپذیری اجتماعی و توسعه پایدار برداشته شده است.
چهارمین نقش، پیوند میان گزارشهای خبری و گزارشهای رسمی پایداری (ESG، CSR، گزارشهای شهرداری) است. اگر گزارشهای خبری بتوانند به زبان ساده، محتوای گزارشهای رسمی شهرداری و شرکتها را برای مردم بازگو و نقد کنند، دو اتفاق مهم رخ میدهد: از یک سو شهرداری و بنگاهها مجبور میشوند گزارشهای دقیقتر، شفافتر و قابل سنجشتر تولید کنند، چون میدانند مورد تحلیل رسانهای قرار میگیرند؛ از سوی دیگر، شهروندان یاد میگیرند چگونه اعداد و شاخصها را بخوانند و مطالبهگری خود را بر اساس داده و سند، نه صرفاً احساس و شایعه، شکل دهند. اینجا رسانهای مانند «رسانه مسئولیت اجتماعی csr» میتواند به حلقه وصل میان گزارشهای رسمی و فرهنگ عمومی توسعه پایدار تبدیل شود و ادبیات ESG و مسئولیت اجتماعی را وارد زیست رسانهای و گفتوگوی شهری کند.
در نهایت، پایداری شهری بدون پایداری در روایت و پوشش رسانهای ممکن نیست*. اگر گزارشهای خبری فقط در مناسبتها به سراغ موضوعات محیطزیستی و اجتماعی بروند، فرهنگ مسئولیت اجتماعی و توسعه پایدار سطحی و مقطعی باقی میماند؛ اما وقتی رسانه بهطور پیوسته، منظم و حرفهای به ابعاد مختلف زندگی شهری – از هوای قابل تنفس و حملونقل عمومی تا عدالت فضایی، مشارکت شهروندی و شفافیت تصمیمگیری – میپردازد، شهروند و مدیر شهری هر دو یاد میگیرند که توسعه پایدار «یک پروژه» نیست، بلکه «یک سبک مدیریت و یک فرهنگ زندگی» است. در چنین چارچوبی، گزارشگر شهری به بازیگر کلیدی توسعه پایدار تبدیل میشود و یادداشتها و گزارشهای خبری دیگر فقط بازتاب خبر نیستند، بلکه خود بخشی از زیرساخت نرم توسعه پایدار شهری بهشمار میآیند.
سیدرضا جمشیدی_رسانه مسئولیت اجتماعی
