احمد فراهانی در گفت وگو با«رسانه مسئولیت اجتماعی»:
در بسیاری از شرکتها، مدیریت شرکت را افرادی غیر از مالکان و سهامداران آن برعهده دارند. تفکیک مالکیت از مدیریت در بسیاری از شرکتها سبب بروز مشکلاتی میشود. برای مثال، ممکن است مدیران مهارت کافی برای ادارهی حوزهی اختیاری خود نداشته باشند یا برای خودشان امتیازها و پاداشهای نامعقولی درنظر بگیرند که با عملکردشان همخوانی نداشته باشد. بههمیندلیل، مفهوم حاکمیت شرکتی بهمنظور رفع مشکلات ناشی از تفکیک مالکیت شرکت و مدیریت آن ابداع شد.مفهومی که هنوز در ایران به خوبی تحلیل و تببین نشده است.این در حالی است که مفهوم حاکمیت شرکتی با مفهوم مسئولیت اجتماعی رابطه دو طرفه دارند. به همین دلیل«رسانه مسئولیت اجتماعی» برای تحلیل و بررسی این موضوع با احمد فراهانی گفت وگو کرده است.مشاور کمیسیون مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی و همچنین عضو هیات مدیره شرکت کاغذسازی لطیف از جمله دیگر سوابق احمد فراهانی به شمار می رود. در ادامه ماحصل این گفت وگو را می خوانید.
حاکمیت اجتماعی و مسئولیت اجتماعی دارای چه قرابت هایی هستند و در چه زمینه هایی به هم نزدیک می شوند؟
اگر اقتصادهای پیشرفته را به عنوان کشورهایی در نظر بگیریم که به موضوعات شرکت داری بهتر نگاه می کنند موضوعات حاکمیت شرکتی،مسئولیت اجتماعی و محیطی زیستی را در یک قالب و اصطلاح به نام ای اس جی ذکر می کنند.کشورهای غربی به این نتیجه رسیده اند که دیگر بین این موضوعات نمی توان فاصله و جدایی ایجاد کرد.به همین دلیل کنار هم قرار گرفتن این موضوعات را به عنوان یک الزام درآورده اند.در موضوع حاکمیت شرکتی این مسأله روی ذی نفعان یعنی سهام داران و مردم تأثیرگذار است.موضوعات زیست محیطی که تأثیرات خود را روی اقتصاد شرکت ها و جامعه می گذارد. از سوی دیگر موضوعات اجتماعی مانند فقر و ناآرامی هایی که ممکن است اتفاق بیفتد باعث می شود که تعامل و برهم کنشی که بین این موضوعات وجود دارد به صورت یکجا در نظر گرفته شود و برای توسعه پایدار آن کشور مورد استفاده قرار بگیرد.ما امیدواریم این اتفاق در ایران نیز رخ بدهد و برای کاهش مشکلات این موضوعات در کنار هم مورد توجه قرار بگیرد.
در این زمینه چه چالش هایی پیش روی حاکمیت شرکتی و مسئولیت اجتماعی قرار دارد؟
اصول و مفاهیمی که درباره ای اس جی وجود دارد در کشورهای مختلف متفاوت است.به همین دلیل یکی از موانع پیشبرد ای اس جی موضوع مفاهیم است.در ایران نیز باید این مفاهیم تحلیل و تبیین شود. نکته دیگر فرهنگ ها و ارزش هاست.همه کشورها دارای فرهنگ و ارزش های خاص خود هستند.به همین دلیل کپی و پیست کردن مفاهیم مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی از دیگر کشورها هم باعث عقب ماندگی یک کشور در این زمینه می شود و هم کاربرد خود را از دست می دهد.تصمیم گیران جامعه باید در این زمینه فرهنگ ها و ارزش های جامعه را مشاهده کنند و براساس آن مفاهیم مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی را تببین کنند.موضوع بعدی که در این زمینه وجود دارد استراتژی هاست.هنوز مشخص نیست که استراتژی ما در زمینه زیست محیطی،حاکمیت شرکتی ومسئولیت اجتماعی چیست.استراتژی نیز از بالا به پایین تدوین می شود و کمتر استراتژی وجود دارد که از پایین به بالا تدوین شود.تدوین سیاست ها از بالا به پایین نیز وجود دارد اما هنوز به صورت جدی نهادینه نشده است.مانع بعدی که وجود دارد در چارچوب هاس تصمیم گیری است.در جامعه ما هنوز چارچوب های تصمیم گیری در زمینه حاکمیت شرکتی،مسئولیت اجتماعی و زیست محیطی به صورت جدی در دستورکار قرار نگرفته است.در چنین شرایطی یک نهاد یا تشکل اقتصادی اگر قصد کمک کردن داشته باشد نمی داند با چه چارچوب تصمیم گیری مواجه است و باید در چه مسیری قرار بگیرد. و موضوع آخری که در این زمینه قابل ذکر است نظارت است.اینکه آیا ما در زمینه مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی فیدبک های لازم را به تصمیم گیران ارسال می کنیم نیز نیاز به تبیین بیشتری دارد.موانعی که بنده ذکر کردم در مجموع می تواند به عنوان مهم ترین موانع تحقق مسئولیت اجتماعی وحاکمیت شرکتی در ایران ارزیابی شود.
راهکار شما برای فراگیر و نهادینه شدن مسئولیت اجتماعی در بین شرکت ها و جامعه چیست؟
مردم ایران به خصوص در دوران شیوع ویروس کرونا به خوبی به اهمیت موضوع مسئولیت اجتماعی پی بردند که این موضوع به چه میزان در زمینه های اجتماعی و اقتصادی چه کمک بزرگ می تواند به جامعه کند.هنگامی که یک شرکت قصد دارد به یک هدف اقتصادی دست پیدا کند به منابع انسانی نیاز دارند که خط تولید خود را جلو ببرند تا به هزینه های ثابت و سرباری که دارند فائق بیایند و در نهایت به سود برسند.هنگامی که جامعه با بحران کرونا مواجه شده از یک طرف عده ای سهام دار و مدیران شرکت ها وجود دارند که تلاش می کنند سود شرکت ها را بیشتر کنند.در چنین شرایطی عده ای ذینفع نیز وجود دارند که مهم ترین آنها منابع انسانی است.هنگامی که در یک شرکت تجمع منابع انسانی وجود دارد این احتمال وجود دارد که دچار بیماری شوند و مشکلاتی برای آنها ایجاد شود.در اینجا حاکمیت شرکتی به این موضوع می پردازد که باید شرایط منابع انسانی را نیز در نظر بگیرید.این وضعیت به معمای این است که یکی از مهم ترین موضوعات مورد نظر در حاکمیت شرکتی این است که مدیران در برخی مواقع بتوانند نسبت به نیازهای منابع انسانی خود پاسخگو باشند.باید رشد،بالندگی و سلامتی منابع انسانی برای مدیران شرکت ها دارای اهمیت باشد.به همین دلیل حاکمیت شرکتی برای مسئولیت اجتماعی دارای کارکرد های خاص خود است.اگر قرار است مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی در ایران تقویت شود مسئولان باید پای کار بیایند و با تشکل هایی مانند اتاق بازرگانی و تشکل های خصوصی تقویت کنند. اکتفا کردن به جلسات راهگشا نیست و نمی تواند در دراز مدت موثر باشد.باید در تصمیم گیری ها به این موضوعات توجه جدی شود. بنده در تحقیقاتی که در موضوع حاکمیت شرکتی در کشورهای دیگر انجام می دادم به این نتیجه رسیدم که هنگامی که قرار است برنامه ریزی در موضوع حاکمیت شرکتی صورت بگیرد این کار را به شرکت های خصوصی می سپارند.شرکت های خصوصی نیز ماطلعه و تحقیق می کنند و نتیجه را اعلام می کنند. در چنین شرایطی نتیجه از دل بازار و صنعت بیرون آمده است.به همین دلیل نیز به تشکل های خصوصی اعتماد دارند و آنها را به عنوان بازوی اجرایی خود قلمداد می کنند.

