رسانه مسئولیت اجتماعی:، عضو اسبق شورای علمیـفرهنگی بانوان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در گفتوگویی با تأکید بر پویایی مفهوم مسئولیت اجتماعی گفت: «مسئولیت اجتماعی در هیچ جامعهای ثابت نیست، بلکه تحت تأثیر شرایط زمانی و محیطی تغییر میکند.»
به گزارش رسانه مسئولیت اجتماعی:الهام ستاری با اشاره به تأثیر شرایط اجتماعی و اقتصادی بر رفتار شهروندان افزود: «در دوران وقوع بلایای طبیعی یا جنگ، حس مسئولیتپذیری مردم افزایش مییابد، اما در شرایط تورم، گرانی و بیتوجهی مسئولان، این حس تضعیف میشود و گاهی به رفتارهای لجبازانه منجر میگردد؛ مانند مصرف بیرویه انرژی یا بینظمیهای ترافیکی.»
ستاری با بیان اینکه «امید رئیسجمهور برای عبور از بحران انرژی بر پایه همین حس مسئولیت اجتماعی مردم است» گفت: «اما در سایه تورم و کمکاری مدیران، این امید چندان به نتیجه نخواهد رسید.»
به گفته او، «در خیابانهای تهران فاصله طبقاتی بهوضوح دیده میشود؛ پتکی که زنجیر مسئولیت اجتماعی را پاره میکند. جوانی که امیدی به آینده ندارد، به شعارهای مسئولیتپذیری نیز بیاعتنا خواهد بود.»
این استاد پیشین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کاهش اعتماد عمومی میان مردم و نهادها را یکی از مهمترین عوامل تضعیف حس جمعی دانست و افزود: «وقتی اعتماد از میان برود، مردم دیگر حاضر نیستند برای منافع عمومی هزینه کنند. از سوی دیگر، محدود شدن فعالیت سازمانهای مردمنهاد نیز مجرای بروز عمل جمعی را میبندد.»
او با اشاره به نقش منفی فضای مجازی در تشدید این روند گفت: «دوقطبیسازی در شبکههای اجتماعی ضربه دیگری به پیکر مسئولیت اجتماعی وارد میکند.»
ستاری، راه اصلاح این وضعیت را در «الگوسازی فرهنگی» دانست و تصریح کرد: «باید در خانواده و مدرسه تربیت الگویی شکل گیرد، اما متأسفانه سلبریتیها با ترویج ثروت و تجمل، مسیر را معکوس کردهاند و شکاف طبقاتی را عمیقتر میسازند.»
او با انتقاد از وضعیت آموزش رسمی کشور گفت: «کتابهای درسی بهجای آموزش مهارتهای نرم، از حفظیات پر شدهاند. آموزشوپرورش باید از تغییر محتوای آموزشی نترسد و آن را با سبک زندگی مسئولیتپذیر هماهنگ کند.»
به گفته ستاری، رسانهها نیز باید مسئولیت اجتماعی را بهعنوان «ارزش برتر» معرفی کنند تا مردم حس کارآمدی مشارکت را تجربه کنند؛ «بدون این حس، هیچ آموزشی مؤثر نخواهد بود.»
او در ادامه گفت: «در سالهای اخیر نوعی گریز از مسئولیت اجتماعی را شاهدیم، هرچند در دوران جنگ ۱۲روزه نمونههای درخشانی از همبستگی ملی مشاهده شد.»
نقش تلویزیون در بازسازی حس مسئولیت اجتماعی
ستاری نقش رسانه، بهویژه تلویزیون را در بازآفرینی یا تخریب مسئولیت اجتماعی دوگانه دانست و توضیح داد: «تلویزیون میتواند عامل تقویت این مفهوم باشد، اما گاه با ترویج فردگرایی و ثروتمحوری، بنیان مسئولیتپذیری را سست میکند.»
او افزود: «در برخی سریالها، موفقیت مترادف با مهاجرت، تجمل یا رسیدن به قدرت به هر قیمت نشان داده میشود؛ در حالی که ما از اسطورهسازی غافل ماندهایم، در حالی که ایران سرشار از الگوهای فرهنگی و اخلاقی است.»
این کارشناس فرهنگی با انتقاد از محتوای تکراری آثار نمایشی گفت: «در بسیاری از سریالها، موضوعات منفی همچون زندان و طلاق تکرار میشوند و در کمدیها قانونگریزی بهعنوان زرنگی جلوه داده میشود؛ این روند بهمرور در ناخودآگاه جامعه عادیسازی میشود.»
ستاری هشدار داد: «اگر رسانهها به تحقیر گروههای فکری و اجتماعی بپردازند، مفهوم “ایران جمعی” از میان خواهد رفت و حس مسئولیت اجتماعی محدود به حلقههای کوچک میشود.»
او یادآور شد: «رهبر انقلاب پس از جنگ اخیر نیز بارها درباره حفظ اتحاد و همدلی هشدار دادند، اما گوش شنوایی در عرصه فرهنگی وجود ندارد.»
ستاری در پایان تأکید کرد: «برای تبدیل هر شهروند به موتور تقویت مسئولیتپذیری، رسانه باید استراتژی تولید خود را اصلاح کند؛ از انتخاب مجریان تا نوع روایتها و سوژهها. قهرمانان آثار تلویزیونی باید از میان معلمان دلسوز، پزشکان مناطق محروم، محیطبانان فداکار و شهروندان مسئولیتپذیر انتخاب شوند، نه صرفاً چهرههای مرفه و منزوی.»
او افزود: «تلویزیون باید به مسائل واقعی مردم بپردازد، نه تیترهای تفرقهافکن. تبلیغات نباید صرفاً در خدمت فروش کالا باشد، زیرا در این مسیر، ارزشها هم فروخته میشوند. امام خمینی(ره) فرمودهاند تلویزیون باید دانشگاه باشد؛ باید پرسید آیا امروز چنین نقشی دارد؟»
