رسانه مسئولیت اجتماعی:در شهرهای دور از پایتخت کافیست که در مجاورت سازمان یا شرکت بزرگی باشی تا سرریزی از انتظارات از شرکت را ببینی؛ راهسازی، مدرسهسازی، کار خیریه، پژوهش در حوزه خاص، برگزاری جلسات مدیریتی و مشاوره، برگزاری هیئتهای مذهبی و جلسات سخنرانی و … از جمله موضوعاتی است که به عنوان مسئولیت اجتماعی از سازمانها و صنایع انتظار میرود.
گاهی این انتظارات تبدیل به گروکشیهای سیاسی از این مجموعهها نیز خواهد شد. در اغلب اوقات نیز سهم مسئولیت اجتماعی به گونهای مستهلک میشود که هیچ ربطی با وظایف سازمان یا امر اجتماعی ندارد.
به راستی مسئولیت اجتماعی را باید محدود دید؟ آیا پاسخگویی به انتظارات جامعه پیرامون یک سازمان میتواند در دستور کار سازمانها قرار بگیرد؟ در ادبیات مسئولیت اجتماعی شرکتی، درباره این بودجه سخن بسیار گفته شده است.
نکته مهم و قابل توجه اینجاست که فعالیتی که هم به نفع عملکرد سازمان باشد و هم جوامع محلی را راضی نگهدارد و هم بتواند خدمتی در جهت توسعه پایدار داشته باشد، میتواند بخشی از مسئولیت اجتماعی محسوب شود.
بهینهسازی مسئولیتها، پایداری و سبز بودن فعالیتهای این شرکتها از منظر محیط زیستی، آموزشهای لازم برای توسعه نیروی انسانی داخل و یا در ارتباط با شرکت یا صنعت و … همگی از جمله وظایف اصلی مسئولیت اجتماعی شرکتی، در سازمانها و شرکتهاست. مهم این است که فرایند تخصیص منابع، فرایندی آگاهانه و از پیش مشخص داشته باشد و این منبع قابل توجهریال اثرگذاری بر زیستبوم اجتماعی و فرهنگی را با ضریب نفوذ یا قدرت مطالبهکنندگان این وجوه تاخت نزنند.
فناوریهای نو خصوصا هوش مصنوعی در موارد مختلف به کمک شرکتها و سازمانها آمده است. به نظر میرسد استفاده از فضای جدید میتواند روابط و عملکرد بخش زیادی از اعضای این سازمانها را تحت تاثیر قرار دهد و گاهی شکاف دیجیتالی ایجاد شده میتواند بر منابع انسانی درون سازمانی اثرات مخرب بگذارد.
از سویی دیگر این فناوریها علیرغم نکات مثبت و تسریع در عملکردهای درون سازمانی میتوانند برای شناخت مختصات و مشخصههای برون سازمانی و محیطی هم اثرگذار باشند. نمونههایی از عملکرد هوش مصنوعی که میتواند مقوم و محرک مسئولیت اجتماعی در راستای نیازهای اجتماعی و وظایف مرتبط سازمانی باشد به شرح زیر است:
۱-تحلیل دادهها برای تصمیمگیری بهتر: هوش مصنوعی میتواند دادههای اجتماعی و محیطی را تحلیل کند تا شرکتها درک بهتری از نیازهای جامعه داشته باشند. برای مثال، تحلیل دادههای سلامت عمومی میتواند به طراحی برنامههای هدفمند برای بهبود دسترسی به خدمات پزشکی منجر شود.
۲-افزایش شفافیت و پاسخگویی: ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند زنجیرههای تأمین را رصد کنند تا اطمینان حاصل شود که فعالیتهای شرکتها با استانداردهای اخلاقی و زیستمحیطی همخوانی دارد.
۳-شخصیسازی خدمات اجتماعی: هوش مصنوعی میتواند خدمات آموزشی یا حمایتی را برای گروههای خاص (مانند جوامع محروم) شخصیسازی کند و اثربخشی برنامههای مسئولیت اجتماعی را افزایش دهد.
۴-حل چالشهای زیستمحیطی: هوش مصنوعی میتواند مصرف انرژی را بهینه کند، ضایعات را کاهش دهد و به شرکتها در دستیابی به اهداف پایدار کمک کند.
۵-تقویت مشارکت اجتماعی: چتباتها و پلتفرمهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند ارتباط بین شرکتها و جامعه را تقویت کرده و مشارکت ذینفعان را افزایش دهند.
فناوریهای نو هم از منظر آثار و پیامدهای مختص به خودشان و هم از منظر تحلیل و پیشبینی شرایط اجتماعی میتواند در ارتباط گسترده با مسئولیت اجتماعی شرکتها قرار گیرند. استفاده از این فناوریها نیازمند شناخت ظرفیتها وآثار و کارکرد آنهاست.*سمیه توحیدلو. عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
