✍سید رضا جمشیدی-روزنامهنگار پایداری
جام جهانی نه فقط یک رقابت ورزشی، که یکی از بزرگترین گردهمایی انسانها روی کره زمین است؛ جایی که مرزها رنگ میبازند و میلیاردها قلب با ضربآهنگ فوتبال متحد میشوند. اما پشت این ویترین پرزرقوبرق، واقعیتی نگرانکننده نهفته است: جراحت عمیقی که این ضیافت عظیم بر چهره زمین باقی میگذارد.
گستره این بحران به قدری است که دیگر با اقدامات نمادین و نمایشی درمان نمیشود. اگر روزگاری مسئولیت اجتماعی فوتبال در ساخت مدرسه و توزیع توپ تعریف میشد، امروز این مأموریت دگرگون شده است؛ اکنون، سنگینترین مسئولیت اجتماعی در مستطیل سبز، تلاش برای بقا زمین است.
میراثی از جنس بتن یا طبیعتی برای فردا؟
دهههاست که شکوه جامهای جهانی با عظمت استادیومهایش اندازه میشود. اما مسئولیت اجتماعی در دنیای امروز، پرسش سختتری را پیش روی ما میگذارد: سرنوشت این کوههای عظیم فولاد و بتن، پس از سوت پایان چیست؟ اگر این سازههای پرهزینه، پس از پایان هیاهوی فوتبال، به بناهایی متروک و بیمصرف تبدیل شوند، باری سنگین بر دوش زمین خواهند بود؛ گناهی که طبیعت بهسادگی از آن نمیگذرد. رویکرد نوین پایداری، از میراث ماندگار سخن میگوید؛ از استادیومهای هوشمندی که پس از مسابقات، مانند قطعات پازل از هم گشوده شده و در مناطق محروم به مدرسه و ورزشگاه تبدیل میشوند. اینجاست که مأموریت فوتبال از یک سرگرمی صرف، به ابزاری برای تحقق عدالت زیستمحیطی ارتقا مییابد؛ تغییر نگاهی که اجازه نمیدهد توسعه یک کشور، به بهای ویرانی سهم آیندگان از زمین تمام شود.
هوادار مسئول؛ بازیکن سیزدهم زمین
ما اغلب مسئولیت را به گردن فیفا یا دولتهای میزبان میاندازیم، اما حقیقت این است که روح جام جهانی در کالبد هواداران دمیده میشود. میلیونها مسافر که با هواپیما جابهجا میشوند و هزاران تن زباله پلاستیکی که در استادیومها تولید میشود، بخشی از بهای سنگین این لذت است.
جام جهانی مسئول، رقابتی است که در آن هوادار، خود را بخشی از راه حل میبیند، نه بخشی از مشکل. مسئولیت اجتماعی در اینجا به معنای تغییر فرهنگ هواداری است؛ از استفاده از حملونقل عمومی برقی گرفته تا تفکیک زباله در سکوها. وقتی یک هوادار متوجه میشود که پلاستیک مصرفی او در ورزشگاه، صدها سال پس از پایان خاطره آن گل به یادماندنی، همچنان در طبیعت باقی خواهد ماند، رفتار او تغییر میکند. این قدرت آموزش در بستر فوتبال است.
پایان عصر «سبزشویی»
در دنیای تجارت، شرکتهای بزرگ همواره به دنبال درآمیختن نام خود به جام جهانی بودهاند. اما در سالهای اخیر، مخاطبان باهوشتر شدهاند و دیگر شعارهای زیستمحیطی روی بیلبوردها را به سادگی باور نمیکنند. مسئولیت اجتماعی واقعی، فراتر از «سبزشویی» یا تظاهر به دوستدار محیط زیست بودن است.
برندهای حامی جام جهانی موظفند زنجیره تأمین خود را اصلاح کنند. وقتی حامی مالی از پایداری سخن میگوید، اما لباسهای ورزشیاش در شرایطی غیرانسانی یا با آلایندگی بالا تولید میشود، در واقع به روح مسئولیت اجتماعی خیانت کرده است. جام جهانی باید بستری باشد که در آن اقتصاد چرخشی به معنای واقعی کلمه تمرین شود؛ جایی که از لباس بازیکنان تا لیوانهای دست هواداران، همگی از مواد بازیافتی و با کمترین آسیب به اتمسفر تهیه شده باشند.
فوتبال؛ تریبونی برای صدای خاموش زمین
قدرت نفوذ فوتبال بینظیر است. هیچ رهبر سیاسی یا مصلح اجتماعی نمیتواند همزمان نگاه نیمی از جمعیت جهان را به یک موضوع جلب کند. مسئولیت اجتماعی جام جهانی در این نهفته است که این تریبون بیبدیل را در اختیار زمین قرار دهد.
زمانی که یک ستاره فوتبال از گرمایش زمین سخن میگوید، صدایش از هزاران مقاله علمی بلندتر شنیده میشود. تورنمنتی که بتواند مفهوم کربنخنثی را به زبان ساده برای یک کودک در دورافتادهترین روستای جهان یا یک کارمند در برجی در نیویورک توضیح دهد، رسالت اجتماعی خود را به انجام رسانده است. ما به فوتبالی نیاز داریم که علاوه بر آموختن تکنیکهای بازی، اخلاق پایداری را هم به نسلهای بعد منتقل کند.
سوت پایان؛ شروع یک تعهد
در نهایت، جام جهانی تمام میشود، چراغهای استادیوم خاموش میشوند و هواداران به خانههایشان بازمیگردند. اما آزمون واقعی مسئولیت اجتماعی تازه از آنجا آغاز میشود. آیا دمای زمین به خاطر این شور و هیجان، یک درجه بالاتر رفته است؟ یا این تورنمنت توانسته بذری از آگاهی را در دل میلیونها نفر بکارد که ثمرهاش در سالهای بعد حفظ جنگلها، پاکیزگی اقیانوسها و هوای پاکتر باشد؟
قهرمان واقعی جام جهانی، کشوری نیست که کاپ زرین را به خانه میبرد؛ بلکه تمدنی است که ثابت میکند میتوان در ابعادی جهانی جشن گرفت، فریاد زد و شاد بود، بدون آنکه حق نفس کشیدن را از آیندگان سلب کرد. ما مدیون زمین هستیم، زمینی که تنها استادیوم مشترک همه ماست. اگر این استادیوم ویران شود، دیگر فرقی نمیکند چه کسی برنده بازی است؛ چرا که همه ما باختهایم.
فوتبال باید به ما بیاموزد که در بازی بقا، ما همه در یک تیم هستیم. وقت آن رسیده که به تخریب محیط زیست کارت قرمز نشان دهیم و برای آینده سبز، یک بازی جوانمردانه آغاز کنیم.
