شریفه جمشیدی
خبرنگار
روز جهانی کارگر فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای بازاندیشی در مهمترین دارایی هر بنگاه، یعنی نیروی انسانی، در ادبیات مسئولیت اجتماعی شرکتی، منابع انسانی و کارکنان یکی از کلیدیترین ذینفعان سازمان به شمار میروند؛ ذینفعانی که نهتنها چرخ تولید و خدمت را میچرخانند، بلکه هویت، اعتبار و تابآوری سازمان را نیز میسازند. امروز، در شرایطی که اقتصاد ایران با فشارهای سنگین، نااطمینانیهای سیاسی و امنیتی، اختلال در زنجیرههای تأمین و افزایش نگرانیهای اشتغال و معیشت روبهروست، توجه به کارگر و کارمند بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت اخلاقی و مدیریتی تبدیل شده است.
در چنین فضایی، بنگاه اقتصادی دیگر نمیتواند کارکنان را صرفاً در قالب «هزینه» ببیند. نیروی کار، سرمایهای است که اگر از آن مراقبت نشود، آسیب آن فقط متوجه فرد یا خانواده او نیست؛ بلکه مستقیماً به بهرهوری، کیفیت، اعتماد سازمانی و پایداری کسبوکار نیز ضربه میزند. تجربه بحرانها نشان داده است که سازمانهایی که در روزهای سخت، کنار کارکنان خود میایستند، در آینده نیز از وفاداری، انگیزه و همراهی بیشتری برخوردار میشوند. برعکس، غفلت از وضعیت کارکنان، به فرسایش سرمایه اجتماعی داخلی و کاهش توان بقا منجر میشود.
از منظر مسئولیت اجتماعی شرکتی csr، موضوع کار و نیروی انسانی جایگاهی بنیادین دارد. استانداردها و چارچوبهای پایداری، بر حقوق کار، شرایط منصفانه اشتغال، سلامت و ایمنی، آموزش، توسعه مهارتها، گفتوگوی اجتماعی و احترام به کرامت انسانی تأکید دارند. این تأکید بیدلیل نیست. زیرا هیچ سازمانی بدون نیروی انسانی امن، باانگیزه و برخوردار از استاندارد های معیشتی و روانی، نمیتواند در بلندمدت پایدار بماند. اگر پایداری را فقط در گزارشها، نمودارها و شاخصهای مالی ببینیم، بخش اصلی واقعیت را نادیده گرفتهایم؛ واقعیت این است که پایداری از دل انسانها آغاز میشود.
در شرایط فعلی و در زمان جنگ تحمیلی سوم ، مسئله اشتغال و امنیت شغلی اهمیتی دوچندان پیدا کرده است. بسیاری از کارکنان با نگرانی از کاهش درآمد، تعدیل نیرو، تورم و افزایش فشارهای خانوادگی زندگی میکنند. در چنین موقعیتی، مسئولیت بنگاهها cr فقط حفظ سودآوری نیست، بلکه باید به حفظ کرامت انسانی نیز توجه کنند. این توجه میتواند در قالبهای مختلفی بروز کند: شفافیت در تصمیمگیری، پرهیز از رفتارهای ناگهانی و غیرقابل پیشبینی، حمایت روانی، آموزش مهارتهای جدید، بازنگری در شیوههای جبران خدمت، و ایجاد گفتوگوی صادقانه میان مدیریت و کارکنان.
رسانه مسئولیت اجتماعی که منبع دانشی حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتی است با تولید محتوا یا باز انتشار استانداردهای مسئولیت اجتماعی شرکتی csr توصیه شده، کارگر و کارمند در شرایط بحران، فقط نیازمند دستمزد نیستند؛ آنان به احساس امنیت، دیدهشدن و احترام نیز نیاز دارند. سازمانی که این نیازها را بشناسد، از سطحینگری عبور کرده و وارد مرحلهای از بلوغ مدیریتی میشود که در آن انسان، محور تصمیمسازی است. چنین سازمانی بهتر میتواند بحران را مدیریت کند، اعتماد داخلی را حفظ کند و حتی در شرایط دشوار، تصویر مسئولانهتری از خود به جامعه ارائه دهد.
روز جهانی کارگر باید ما را به این پرسش جدی برگرداند که سهم واقعی کارکنان در استراتژیهای پایداری بنگاهها چیست؟ آیا آنان فقط در شعارها دیده میشوند یا در عمل نیز در مرکز توجهاند؟ آیا گزارشهای مسئولیت اجتماعی ما بازتابدهنده واقعیت زندگی کارگران و کارکنان هستند یا صرفاً مجموعهای از کلیشههای زیباشناسانهاند؟ پاسخ به این پرسشها، کیفیت تعهد ما به مسئولیت اجتماعی را روشن میکند.
در نهایت، اگر بناست از توسعه پایدار سخن بگوییم، باید بپذیریم که توسعه بدون کار شایسته، بدون امنیت شغلی و بدون احترام به نیروی انسانی، توسعهای ناقص است. روز جهانی کارگر یادآور این حقیقت است که هیچ جامعهای بدون پاسداشت مقام کار و کارگر، به رفاه، ثبات و آیندهای مطمئن دست نخواهد یافت. امروز بیش از همیشه، باید از کارگر و کارمند نه فقط در سخن، بلکه در سیاست، تصمیمگیری و رفتار سازمانی حمایت کرد. این، هم وظیفه اخلاقی و مسئولیت اجتماعی بنگاه csr و هم شرط بقای پایدار بنگاهها و جامعه به شما میآید.
