رسانه مسئولیت اجتماعی:سید امیر طالبیان مدرس مسئولیت اجتماعی دریادداشتی اجمالی به موضوع انتظارات از دانشگاه ها درقالب مسئولیت اجتماعی پرداخته است که در ادامه مطلب میخوانید:
باتوجه به اهمیت تبیین بدون انحراف و اصیل مسئولیت اجتماعی واجد مزایای آن و مواجهه با آسیب ها و انحراف از مفهوم اصلی، وظیفه دانشگاه ترویج معنای واقعی این مفهوم است و جلوگیری از هرگونه انحراف که در این مجال و فرصت ترجیحا نگاهی انتقادی و آسیب شناسانه خواهم داشت تا زمینه انتظار از دانشگاه را در این مهم یادآور شوم.
اولا فقدان آگاهی ودرک صحیح از مفهوم مسئولیت اجتماعی قابل جبران است ولی امروز درجامعه ما مواجه با انحراف درفهم موضوع هستیم، آنجا که عموما مسئولیت اجتماعی را بدون پسوند علمی بکارمیبریم، درحالیکه بد فهمی ایجاد میکند.
مسئولیت اجتماعی عام وکلی نداریم. انواع مسئولیت اجتماعی عبارت است از فردی، سازمانی و شرکتی که هرکدام مفهوم خاص خود و شاخص های مربوطه را دارد.
ثانیا درفضای ذهنی جامعه، خاصه آنجا که انتظاری از سازمانی، نهادی درموضوع مسئولیت اجتماعی مطرح میشود، به اشتباه اطلاق میشود که “فلان نهاد مسئولیت اجتماعیش را انجام نداده” درحالیکه این مفهوم داوطلبانه و دلخواهانه بوده و توسط خود دستگاه یا سازمان “تعیین “میشود نه اینکه هر مرجعی خارج دستگاه برحسب تصور خود وظیفه ای را مفروض گرفته و زبان به شکایت از عدم اجرا بازکند.
ثالثا برداشت عمومی ازمسئولیت اجتماعی نوعی فعالیت ” خیرخواهانه” و مددکاری اجتماعیست، درحالیکه این مفهوم ضمن دربرگرفتن فعالیت بشردوستانه به مراتب معنایی متعالی و رسالتی برجسته دارد و آن توانمندسازی عزت مندانه و بزرگوارانه است مبتنی بر شناسایی و فعلیت بخشی به توانمندیهای ذاتی ذینفعان مورد تاثیرفعالیت فیزیکی و احیا و شکوفایی این توانایی های بالقوه است.
رابعا تصور عامه، آن است که شرکت یا سازمان به عنوان مسئولیت اجتماعی “چگونه درآمد خود را در امور خیریه خرج کند”درحالیکه این مفهوم درپی آن است که “شرکت چگونه کسب درآمد کند” این برداشت عامه کاملا در تقابل با روح مسئولیت اجتماعی یعنی ابزاری کارآمد، دارای مهمترین نقش در پاسخگویی اجتماعی درعین کسب درآمد و ثروت و حداکثر رساندن منافع، هم برای جامعه و هم برای شرکت یا سازمان است.
نهایت اینکه دروضعیت کنونی عدم فهم درست از مسئولیت اجتماعی و عدم توجه به استانداردهای مربوط امروز درجامعه ما، مسئولیت اجتماعی به نوعی ” باج دهی” تبدیل گردیده، به معنای آن که شرکتها تحت فشار ذینفعان ذینفوذ و نه واقعی، اجبارا درموضعی تدافعی مبالغی را هزینه و پرداخت مینمایند، بدون مطالعه و بررسی و انتخاب اولویت ها، که این هدر رفتن منابع بدون تاثیرگذاری مورد نظر خواهد بود.
حال سوال ازجامعه علمی متفکر و دانشگاهی که قاعدتا دسترسی به منابع جهانی دارند نه صرفا متکی به برداشت نویسنده این سطور، این است که چه برنامه آموزشی، پژوهشی و فرهنگ سازی تاکنون داشته و درسطح جامعه به مورد اجرا گذاشته اند تا این ترمینولوژی مسئولیت اجتماعی را آن طور که به پایداری و توسعه پایدار بینجامد معرفی کنند ؟؟؟؟؟
