منیژه بازیار-خبرنگار
در تقویم جهانی، امروز روز اقیانوسهاست؛ روز پهنههای بیکرانی که نبض زندگی زمین در اعماق تاریک و آبی آنها میتپد. روزی که قرار بود ستایشی باشد برای آن گهواره نیلگونی که نیمی از اکسیژن هر دم و بازدم ما را تأمین میکند و شکوهش، یادآور عظمت حیات بر روی این سیاره است. اما امسال، این مناسبت برای ما بوی متفاوتی دارد.
این روزها وقتی چشمانمان را میبندیم تا صدای آرام امواج را تصور کنیم، بوی تند باروت و غبار غلیظ جنگ، تصویرمان را مخدوش میکند. در روزگاری که تیتر اخبار به شمارش سرد و بیروح موشکها درآمده است، کمتر کسی به یاد میآورد که در چند فرسنگی ساحل، جایی که آب به افق گره میخورد، فاجعهای خاموش در حال رخ دادن است که هیچ دوربین خبری شهامت ثبت آن را ندارد.
ما معمولاً جنگ را در ویرانههای شهرها، دیوارهای فروریخته و چهرههای خسته و هراسان آدمها میبینیم، اما حقیقت تکاندهنده این است که اقیانوسها، بزرگترین و بیصداترین قربانیان هر درگیری نظامی هستند. وقتی شعلههای نبرد به آبهای آزاد میکشد، اقیانوس دیگر آن آغوش امن برای حیات نیست؛ اقیانوس به مدفنی وسیع برای لکههای سیاه نفت، فلزات سنگین نشتکرده از ناوهای متلاشیشده و مواد شیمیایی بدل میشود که نفس آب را بند میآورند. این زخمها برخلاف ویرانیهای خشکی، دیده نمیشوند، اما تا سدهها در حافظه آب باقی میمانند. صدای انفجارهای مهیب زیر آب، تنها یک لرزش ساده نیست؛ این یک شکنجه صوتی برای موجودات هوشمندی چون نهنگها و دلفینهاست که خانهی امنشان را به جهنمی از نویز و سرگردانی بدل میکند و آنها را به کام خودکشیهای دستهجمعی میکشاند.
دقیقاً در همین نقطه است که مفهوم تعهد معنای تازهای پیدا میکند. ما در رسانه مسئولیت اجتماعی بر این باوریم که مسئولیتپذیری، فراتر از امضای معاهدات صلح در اتاقهای دربسته است. مسئولیت اجتماعی یعنی درک این پیوند ناگسستنی که هر زخم بر تن دریا، جراحتی بر پیکر آینده بشریت است. وقتی از اکوساید یا نسلکشی زیستمحیطی در سایه جنگ حرف میزنیم، در واقع از حقی سخن میگوییم که از نسلهای آینده دزدیده میشود. اینجاست که رسالت ما به عنوان یک رسانه دغدغهمند، ایجاب میکند که بلندگوی اقیانوسهایی باشیم که تریبونی برای فریاد زدن ندارند؛ اقیانوسهایی که اکسیژن ریه هر دو جبهه جنگ را تأمین میکنند، اما خود در میان آتش و سرب، در حال خفه شدن هستند.
باید با خود صادق باشیم؛ اقیانوس نه سطل زباله است و نه میدان تمرین نظامی. سمومی که امروز به بهای جنگ در آبها رها میشوند، فردا از طریق زنجیره غذایی و شیلات، راه خود را به سفرههای ما بازخواهند کرد. طبیعت، سیاست نمیفهمد؛ او تنها به بیرحمی ما با همان زبان پاسخ میدهد. صلح واقعی، صلحی نیست که فقط میان لولههای تفنگ برقرار شود؛ صلح واقعی زمانی آغاز میشود که ما با طبیعت و ریههای آبی زمین نیز به آشتی برسیم.
حفاظت از اقیانوس در زمانه جنگ، نه یک اقدام داوطلبانه و فانتزی، که یک آزمون بزرگ اخلاقی برای وجدان بیدار بشریت است. بیایید در میان هیاهوی این روزهای سخت، فراموش نکنیم که ما اقیانوس را از نیاکانمان به ارث نبردهایم، بلکه آن را از فرزندانمان امانت گرفتهایم. پس از فرونشستن غبار هر جنگی، ما باز هم به این پهنه آبی نیاز داریم تا زنده بمانیم. بیایید نگذاریم فردای صلح، با دریایی روبهرو شویم که دیگر نه آبی است و نه زندگیبخش، بلکه گورستانی وسیع است که بوی باروت و انقراض میدهد. یادمان باشد، مسئولیت ما در قبال زمین، مرزی نمیشناسد.
