تحریریه رسانه مسئولیت اجتماعی: در دنیای امروز که مفاهیم مدیریتی با سرعتی سرسامآور در حال تغییر هستند، گاهی معنای اصلی مفاهیم در سایه سوءبرداشتها گم میشود. «مسئولیت اجتماعی شرکتی» یا همان CSR، یکی از همین مفاهیم است که در سالهای اخیر در ایران، میان «خیریه»، «تبلیغات» و «تکالیف قانونی» سرگردان مانده بود. سیدرضا جمشیدی، مدیرعامل انجمن ملی مسئولیت اجتماعی، در جریان بیست و دومین کنفرانس بینالمللی روابط عمومی ایران که بهمنماه ۱۴۰۴ برگزار شد، با نگاهی آسیبشناسانه به این موضوع پرداخت و تلاش کرد تا خطکشی دقیقی میان مسئولیت واقعی و اقدامات نمایشی رسم کند.
جمشیدی سخنان خود را با این پرسش بنیادین آغاز کرد که اساساً مسئولیت اجتماعی از کجا شروع میشود؟ او معتقد است که CSR نه یک وظیفه تحمیلی، بلکه یک انتخاب آگاهانه، داوطلبانه و استراتژیک است که باید در تار و پود کسبوکار تنیده شود. او با صراحتی تحسینبرانگیز، به نقد رویکردهایی پرداخت که وظایف ذاتی یک شرکت را به عنوان مسئولیت اجتماعی فاکتور میکنند. به باور وی، وقتی یک مجموعه اقتصادی مالیات خود را میپردازد، حق بیمه کارگرانش را طبق قانون واریز میکند و یا استانداردهای آلایندگی اجباری را رعایت مینماید، در حقیقت تنها به «کف الزامات قانونی» عمل کرده است. این اقدامات، اگرچه برای بقای هر کسبوکاری حیاتی هستند، اما نباید آنها را با مسئولیت اجتماعی که فراتر از منافع مستقیم شرکت و الزامات حاکمیتی است، اشتباه گرفت.
این رسانهنگار اجتماعی در ادامه سخنانش، با برشمردن مصادیقی که نباید آنها را CSR نامید، به موضوع حساس بازاریابی و تبلیغات اشاره کرد. او خاطرنشان کرد که اگر شرکتی تنها برای برندسازی و افزایش فروش، دست به حمایت مالی از یک رویداد بزند بدون آنکه برنامهای پایدار برای مشارکت اجتماعی داشته باشد، در واقع در حال اجرای یک تکنیک بازاریابی است، نه مسئولیت اجتماعی. او حتی پا را فراتر گذاشت و به «اقدامات داخلی برای بهرهوری اقتصادی» اشاره کرد؛ اقداماتی مانند مدیریت هزینهها که صرفاً با هدف افزایش سود انجام میشوند و هیچ تاثیر ملموس اجتماعی یا زیستمحیطی ندارند، نباید در گزارشهای پایداری به عنوان دستاورد اجتماعی ثبت شوند.
یکی از بخشهای کلیدی سخنرانی جمشیدی، نقد «اقدامات نمایشی» یا همان سبزشویی بود. او تاکید کرد که در عصر شفافیت، ادعاهای بدون عمل که هیچ پاسخگویی و گزارشی در پسِ آنها نیست، به سرعت توسط جامعه شناسایی میشوند. وی همچنین به اشتباه رایج دیگر یعنی «خیریههای تصادفی» اشاره کرد و پیشنهادی تخصصی را پیشروی مدیران گذاشت: «به جای ایجاد مراکز خیریه موازی که ممکن است ارتباطی با مأموریت شرکت نداشته باشند، از تشکلهای مردمنهاد تخصصی حمایت کنید تا هم خروجی کار حرفهای باشد و هم گزارشگری شفافی صورت گیرد.»
در لایههای عمیقتر این سخنرانی، جمشیدی به موضوعات حساسی همچون بودجههای اجباری و دستورات حاکمیتی نیز پرداخت. او با صراحت اعلام کرد که هرگونه پرداخت وجه یا خدمتی که تحت فشار نهادها باشد و قابلیت انتشار در پرتال شفاف شرکت را نداشته باشد، عملاً از دایره مسئولیت اجتماعی خارج است. او معتقد است که حتی خدمات رفاهی کارکنان که برای آن بودجه الزامی وجود دارد یا فعالیتهایی که صرفاً برای رضایت گروه خاصی از ذینفعان و به قیمت نادیده گرفتن حقوق دیگران انجام میشود، با روح CSR در تضاد است.
اما پایانبندی سخنان مدیرعامل انجمن ملی مسئولیت اجتماعی، سرشار از امید و معرفی الگوهای موفق بود. او با عبور از نقدها، به سمت مفهوم متعالیتر «خلق ارزش مشترک» (CSV) حرکت کرد؛ جایی که مسئولیت اجتماعی به بخشی جدایی ناپذیر از شرکت تبدیل میشود. جمشیدی با نام بردن از مجموعههایی پیشرو همچون پتروشیمی نوری، هلدینگ خلیج فارس، مبین انرژی، فیروز، اسنپ و دیوار تشریح کرد:«مجموعهای مانند پتروشیمی نوری توانسته است با نگاهی فراتر از حصارهای کارخانه، در توسعه پایدار منطقه عسلویه و بوشهر نقشآفرینی کند.»
جمشیدی با اشاره به هلدینگ خلیج فارس افزود: «وقتی از غولهای پتروشیمی صحبت میکنیم، مسئولیت اجتماعی یعنی مدیریت هوشمندانه پسابها، صیانت از تنوع زیستی خلیج فارس و توانمندسازی جوامع محلی به شکلی که این جوامع خود را شریک سود و بقای شرکت بدانند.»
وی همچنین به تجربههای متفاوتی در حوزههای دیگر اشاره کرد؛ برای مثال، وقتی شرکتی مانند فیروز با محوریت توانمندسازی معلولان فعالیت میکند، یا اسنپ و دیوار که مسئولیتهای اجتماعی را در دل پلتفرمهای تکنولوژیک خود برای دسترسیپذیری و کاهش هزینههای اجتماعی ادغام کردهاند، ما شاهد تولد الگوی جدیدی از کسبوکار هستیم.
جمشیدی در نهایت به این نکته کلیدی اشاره کرد که مسئولیت اجتماعی یعنی فراتر رفتن از دستورات و رسیدن به مرحلهای که شرکت، خود را در قبال تکتک ذینفعانش مسئول بداند؛ از کارکنان و مشتریان گرفته تا محیطزیستی که بستر فعالیتهای اقتصادی است. در این نگاه، مجموعههایی مثل نوری و خلیج فارس نه فقط به عنوان تولیدکنندگان محصولات پتروشیمی، بلکه به عنوان «شهروندان شرکتی مسئولیتپذیر» شناخته میشوند که پایداری آینده را فدای سودهای مقطعی نمیکنند.
این گزارش نشان میدهد که جامعه کسبوکار ایران در حال عبور از یک بلوغ فکری است؛ جایی که دیگر نه با «صدقه دادن» بلکه با «تغییر مدلهای ذهنی به دنبال ساختن دنیایی بهتر و اقتصادی پایدارتر است.


