سازمان های جامعه مدنی شامل سازمان های مردم نهاد، احزاب و تشکل های صنفی و حرفه ای، انجمن های علمی، اتحادیه ها، تشکل های مذهبی و… می شود و دارای طیف گسترده ای است که اعضای آنها عموما افراد داوطلبی هستند که به صورت غیرانتفاعی، سازمان یافته، مستقل و در جهت دستیابی به آرمان ها و ارزش های اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی یا زیست محیطی سازمان خویش تلاش می کنند.

آموزه های دینی و آخرین دستاوردهای جهانی بر تبعیت از رویکردها و رهیافت های مشارکتی تاکید دارند ولی آیا سازمان های جامعه مدنی فعال در ایران، ظرفیت و توان لازم جهت ورود به عرصه حکمرانی و بهبود و ارتقای کارآمدی و اثربخشی دولت را دارند؟
آیا اوضاع کنونی کشور، فقط به دلیل نقش آفرینی ضعیف و ناقص دولت و بخش خصوصی است یا اینکه سازمان های جامعه مدنی هم نتوانسته اند آن طور که باید و شاید در عرصه حکمرانی، حضور فعال و موثری داشته باشند؟!
در واقع باید بگوییم که در این چالش ها، فقط نقش مدیریت و دولت در عقب افتادگی ها پررنگ نیست و اگر دقیق تر نگاه کنیم، سازمان های مردم نهاد هم نتوانسته اند به اندازه کافی قدرتمند عمل کنند.
در این مقوله مهم فقط نمی توانیم دولت و مدیران را مقصر بدانیم و به قول معروف: از ماست که بر ماست!
