روزنامهنگار پایداری
خلیج فارس و تنگه هرمز، نهتنها یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان، بلکه یکی از حساسترین زیستبومهای دریایی منطقه به شمار میروند. این پهنه آبی که زیستگاه گونههای متنوعی از آبزیان، مرجانها و اکوسیستمهای شکننده ساحلی است، در سالهای اخیر بهواسطه افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی و حضور فزاینده ناوهای نظامی و کشتیهای تجاری، با تهدیدات زیستمحیطی جدیتری مواجه شده است. افزایش تردد کشتیها و ناوهای نظامی در جنگ تحمیلی آمریکایی، صهیونی و تجاوز به ابهای ایران در تنگه هرمز، علاوه بر چالش های اقتصادی و امنیتی، پیامدهای زیستمحیطی متعددی به همراه دارد. نشت سوخت، تخلیه پسماندهای نفتی و شیمیایی، آلودگی صوتی ناشی از تجهیزات نظامی و اختلال در مسیرهای مهاجرتی آبزیان، تنها بخشی از این اثرات هستند.
تجربه جنگ خلیج فارس در دهه ۹۰ میلادی نشان داد که درگیریهای نظامی میتوانند به فجایع زیستمحیطی گسترده، از جمله نشت میلیونها بشکه نفت در دریا، منجر شوند؛ رخدادی که آثار آن تا سالها در اکوسیستم منطقه باقی ماند.در چنین شرایطی، مفهوم «مسئولیت اجتماعی» دیگر محدود به بنگاههای اقتصادی نیست، بلکه به یک مسئولیت چندسطحی برای دولتها، نهادهای نظامی، شرکتهای کشتیرانی، کشورهای منطقه و حتی نهادهای بینالمللی تبدیل شده است. مسئولیت اجتماعی در این حوزه به معنای پیشگیری فعال از آسیبهای زیستمحیطی، شفافیت در گزارشدهی حوادث، و پایبندی به استانداردهای بینالمللی حفاظت از محیط زیست دریایی و اثراتی که این تهاجم دریایی بر اقتصاد، جامعه محلی ساحلی و محیط زیست دریایی ایجاد نموده است. شرکتهای فعال در حوزه حملونقل دریایی و انرژی باید فراتر از الزامات قانونی، به سمت پیادهسازی استانداردهای پیشرفته ESG حرکت کنند. استفاده از سوختهای کمگوگرد، مدیریت پسماند، کاهش انتشار آلایندهها و سرمایهگذاری در فناوریهای پاک، مطالعه و توجه اثرات تهاجم و جنگ بر این اکوسیستم از جمله اقداماتی است که میتواند فشار بر این محیط زیست دریایی مطقه را کاهش دهد. در کنار آن، تدوین پروتکلهای مشترک بین المللی و منطقهای برای مدیریت بحرانهای زیستمحیطی دریایی هرمز، ضرورتی انکارناپذیر است.از سوی دیگر، رسانهها و نهادهای مدنی نقش کلیدی در برجستهسازی این چالشها دارند. اطلاعرسانی دقیق، مطالبهگری مسئولانه و تولید دانش عمومی درباره پیامدهای زیستمحیطی تنشهای دریایی ، اقتصاد جامعه محلی و پیرامون سواحل خلیج فارس، کسب و کارهای محلی، صیادی، اقتصاد ساکنین جزایر و سایر پیامدهای جنگ دریایی میتواند به شکلگیری گفتمان مسئولیتپذیری در سطح ملی و منطقهای کمک کند.
جنگ پایان می یابد ولی آسیبها و اثرات آن بر جامعه، اقتصاد، محیط زیست و جامعه محلی، کسب و کارها و اشتغال، تا بیکاری کارکنان صنایع و شرکتهای منطقه از این جنگ مدت زیادی بر جا میماند و میبایست این اثرات را شناسایی و اندازهگیری نمود و برای جبران آن تلاش کرد.
امروز بیش از هر زمان دیگری، حفاظت از خلیج فارس و تنگه هرمز نیازمند نگاهی فراتر از منافع کوتاهمدت سیاسی و اقتصادی است. این منطقه یک سرمایه مشترک زیستمحیطی است و هرگونه غفلت در قبال آن، هزینهای بلندمدت برای نسلهای آینده به همراه خواهد داشت. مسئولیت اجتماعی، در این میان، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی است.
https://rezajamshidi.ir

