رسانه مسئولیت اجتماعی_ساناز تارات: ما در دورانی به سر میبریم که تصور میکنیم «دیجیتالی شدن» مترادف با «سبز شدن» است. با خودمان میگوییم هرچه کمتر کاغذ مصرف کنیم و بیشتر در فضای ابری (Cloud) غرق شویم، زمین را بیشتر نجات دادهایم. اما واقعیت این است که دنیای دیجیتال، برخلاف نامش، اصلاً مجازی نیست؛ بلکه کاملاً مادی، سنگین و به شدت مصرفکننده است و ما را با مفهومی تکاندهنده اما نامرئی آشنا میکند: آلودگی دیجیتال.
بگذارید برای لحظهای، توهم «ابر» را کنار بزنیم. آنچه ما به عنوان فضای ابری میشناسیم، در واقع مجموعهای از دیتاسنترهای عظیم و غولآسای بتنی است که در نقاط مختلف جهان پراکندهاند. این ساختمانها، هر ثانیه میلیونها پردازش انجام میدهند و در نتیجه، گرمای شدیدی تولید میکنند. برای اینکه این ماشینها نسوزند، سیستمهای خنککنندهای به کار میروند که سالانه میلیاردها لیتر آب شیرین را میبلعند و حجم عظیمی از برق را مصرف میکنند. یعنی هر عکسی که در حافظهی ابری میماند یا هر ویدیویی که با کیفیت 4K تماشا میکنیم، در واقع ردپای کربنی دیجیتال ما را عمیقتر میکند و بخشی از منابع طبیعی زمین را در لحظه میبلعد.
حالا اگر به موج جدید تکنولوژی، یعنی «هوش مصنوعی» نگاه کنیم، ابعاد تأثیر تکنولوژی بر محیط زیست پیچیدهتر میشود. آموزش دادن به یک مدل زبانی بزرگ، نیاز به توان پردازشی چنان عظیمی دارد که ردپای کربنی آن، تکاندهنده است. ما در حالی از سرعت پاسخدهی هوش مصنوعی شگفتزدهایم که شاید فراموش کنیم برای هر چند جملهی تولید شده، مقدار زیادی آب برای خنک کردن سرورها هزینه شده و مقدار زیادی دیاکسید کربن وارد جو شده است.
اینجاست که با یک پارادوکس اخلاقی روبرو میشویم: ما در حالی نگران پلاستیکهای رها شده در ساحل هستیم، که با هر بار آپلود بیرویه عکسهای تکراری یا نگهداری هزاران ایمیل اسپم در صندوق پستیمان، در حال تولید زبالههایی هستیم که دیده نمیشوند. این همان وجه پنهان آلودگی دیجیتال است که اثرش کاملاً ملموس است. ردپای کربنی صنعت فناوری اطلاعات (ICT) اکنون با صنایع آلودهکنندهی بزرگی چون هواپیمایی برابری میکند؛ یعنی «کلیکهای» ما، آنقدرها که فکر میکنیم بیصدا و بیضرر نیستند.
مسئله این نیست که تکنولوژی را کنار بگذاریم یا به دوران پیش از اینترنت برگردیم؛ بلکه مسئله بر سر اخلاق مصرف در دنیای جدید است. مسئولیت اجتماعی در عصر کلاندادهها، دیگر فقط به معنای فیلتر کردن دود کارخانهها نیست، بلکه به معنای بازنگری در سبک زندگی دیجیتالی ماست. ما نیاز داریم که مفهوم مینیمالیسم دیجیتال را به جای یک ترند مدیریتی، به عنوان یک کنش زیستمحیطی برای مقابله با آلودگی دیجیتال بپذیریم.
پذیرفتن این حقیقت که هر کلیک، هزینهای برای زمین دارد، اولین قدم در مسیر مسئولیت اجتماعی است. پاک کردن پوشهی اسپمها، لغو عضویت از خبرنامههای بیمصرف و حتی انتخاب کیفیتهای پایینتر برای تماشای ویدیو در موبایل، شاید در نگاه اول تغییرات کوچکی به نظر برسند، اما وقتی میلیونها نفر این آگاهی را به سبک زندگیشان تبدیل کنند، فشار بر دیتاسنترها کم میشود و زمین کمی راحتتر نفس میکشد.
بیایید امسال، در روز جهانی محیطزیست، لنز دوربینمان را از مناظر سبز دوردست، به سمت ابزارهای در دستمان بچرخانیم. حفاظت از محیطزیست در قرن بیست و یکم، یک مبارزه ترکیبی است؛ هم در کوچه، خیابان و جنگلها، و هم در قلب بردهای الکترونیکی و کابلهای نوری. چون در نهایت، نجات زمین، از جایی شروع میشود که ما بپذیریم حتی در فضای مجازی هم، «بیشتر داشتن» لزوماً به معنای «بهتر بودن» نیست.
