رسانه مسئولیت اجتماعی: برای شهروندان مناطق نفتخیز در جنوب ایران، نیک روشن است که چهره شهرهای آنان پس از کشف و استخراج و پالایش و صادرات نفت در مقایسه با پیش از آن به کلی متفاوت و دیگرگون شد. کشف نفت و استخراج آن در مناطق نفتخیز جنوب، موجب مهاجرت نیروهای کارگری از سراسر ایران به شهرهای آبادان، هفتگل، مسجدسلیمان، آغاجاری، خرمشهر و شهرهای پیرامونی گردید و چهره ساکنان و بافت جمعیتی این شهرها را دگرگون نمود. این مهاجران، با اشتغال در صنعت نفت و مشاغل پیوسته به آن و ارائه خدمات از معیشت و وضع زندگانی نسبتا مرفهی برخوردار شدند بویژه نیروهای ماهر فنی و با سواد توانستند تا رسته کارمندی سپس مهندسی ارتقا یابند. با ورود مهاجران و بالا رفتن آمار جمعیت و افزایش نیازمندی های زیستی آنان، مراکز آموزشی، فرهنگی و تفریحی با هزینه شرکت نفت در این شهرها ساخته شد و همین اقدام، به ورود جمعیت و مشاغل وابسته به آموزش و پرورش و فرهنگ و هنر و انتشاراتی ها منجر گردید. وجود دسته ها و اقشار با سواد و هنرمند، نسلی از نویسندگان، کارگردانان، بازیگران، و معلمان برجسته را در این خطه از کشور به ظهور و بروز رساند.
از رهگذر مسئولیت شناسی اجتماعی شرکت نفت، افزون بر ورود اقلام خوراکی خارجی در بسته بندی های مدرن و شیک، ساخت منازل، فروشگاه ها، مدارس، مراکز بهداشتی و تفریحی مانند سینما، نمایشخانه، ورزشگاه، محلات مسکونی مدرن، آب لوله کشی و فضاهای سبز رونق برجستهای به خود دید و شکل فیزیکی این شهرها با شهرهای بزرگ و مراکز استان ها، قابل مقایسه و بلکه برتر شد.
نسل دوم از مهاجران که همان فرزندان کارگران شرکت نفت بودند توانستند در مراکز آموزشی فنی و حرفهای دورههای تخصصی و کاردانی را بگذرانند و در تابستانها برای گذران اوقات فراغت به شهرهای ساحلی شمال اعزام شوند. ساخت فرودگاه و گشایش کنسولگری های کشورهای خارجی، سفرهای مستقیم از مناطق نفتخیز جنوب به شهرهای اروپایی را فراهم آورد. چنانچه دستههایی از دارندگان مدرک دیپلم توانستند برای تکمیل تحصیلات خویش، به آمریکا و اروپا رهسپار شوند.
حاصل این تحولات سازهای ، تفریحی و هنری، ترویج سبک زندگی مدرن، در شهرهایی مانند آبادان و مسجد سلیمان و آغاجاری شد و جالب آنکه تاسیس دانشگاه جندی شاپور اهواز و راه اندازی راه آهن و بنادر و فرودگاهها در پاسخ به همین نیازها و برآمده از صرف بودجه عمرانی و فرهنگی و تخصیص زمین و اعتبارات به مراکز علمی و فرهنگی از سوی بنگاه های اقتصادی وابسته به شرکت نفت بوده است.
بخشی از سبک زندگی نوین، خود را در نظم و انضباط شغلی، پاکیزگی ظاهر، مطالبهگری، رفتار شهری و فرهنگ شهری و مسئولیتشناسی شغلی و رعایت آداب در گفتار قابل مشاهده در شهروندان مناطق نفتخیز جنوب است که معمولا به شهر اولینها شهرت دارند.
چنین به نظر میآید که مدیران خارجی شرکت نفت مستقر در این شهرها به نقش عنصر نیروی انسانی و رضایتمندی و آسایش آن در بهرهوری شغلی اعتقاد و باور عمیق داشتند و از همین رو، تندرستی و نشاط و رشد علمی و فرهنگی شهروندان و کارکنان شرکت نفت و گاز از دیرباز مورد اعتنای این شرکتها بوده است.
امروزه با گذشت نزدیک به یک سده از کشف نفت در مناطق جنوب ایران، همچنان آثار خانههای سازمانی، سینماها، مراکز آموزشی و بهداشتی و سازههای دیگر در این شهرها موجود است و جالب آنکه تفاوت زیبایی و مقاومت مصالح در این سازه ها در کنار سازههایی که از عمر ده تا بیست ساله برخوردارند، به روشنی قابل تشخیص است! و جالبتر آنکه با وجود سبک زندگی مدرن در شهری مانند آبادان، وجود مراکز مذهبی و انجمن های دینی و جمعیتهای دیندار در همان مراکز آموزشی مدرن، در دوران رژیم سلطنت و در دوران خیزش انقلابی منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ کاملا مشهود بود. رفت و آمد سخنرانان طراز اول به آبادان نشان از زیست مسالمتآمیز میان شهروندان با فرهنگ های متفاوت و همجواری مسجد و کلیسا و ادیان مختلف در این شهر، نشانی از رواداری را آشکار کرده است./*حسن دادخواه. عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز
