لیلا ارشد در گفت وگو را «مدیریت مسئولیت اجتماعی»:
نهادهای قضایی مسئولیت اجتماعی خود را در قبال رومینا اشرفی انجام ندادند
قتل رومینا اشرفی دختر نوجوان تالشی توسط پدرش بازتاب گسترده ای بین رسانه ای داخلی و خارجی پیدا کرده است. به همین دلیل نیز تحلیل های مختلف حقوقی و جامعه شناختی پیرامون این موضوع مطرح شده است. با این وجود به دلیل ایجاد ناامنی در بین دختران نوجوان جامعه و همچنین پاسخگو کردن نهادهای تصمیم گیر جامعه در این زمینه موضوع مسئولیت اجتماعی دارای اهمیت است.شرایط این پرونده به سمتی حرکت کرده که جامعه باید نسبت به چنین موضوعاتی مسئولیت اجتماعی داشته باشد تا دیگر شاهد وقوع چنین فجایع انسانی نباشیم. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این ماجرا از منظر مسئولیت اجتماعی با لیلا ارشد جامعه شناس و مددکار اجتماعی گفت وگو کرده ایم که در ادامه ماحصل این گفت وگو را می خوانید.
*قتل رومینا اشرفی با واکنش های گسترده ای در فضای رسانه ای ایران مواجه شد. با این وجود به نظر می رسد حلقه مفقوده این ماجرا مسئولیت اجتماعی است.به نظر شما در این ماجرا مسئولیت اجتماعی در چه جایگاهی قرار دارد؟آیا جامعه باید نسبت به این قتل احساس مسئولیت کند؟
واقعیت این است که بسیاری از دختران این جامعه به دلیل این ماجرا احساس عدم امنیت کردند و ترسیدند.به همین دلیل این ماجرا از ابعاد مختلف قابل بررسی است. مهم ترین اولویت در این زمینه قوانین حمایتی برای کودکان و نوجوانان است.در نتیجه انتظار جامعه این است که قوانین همه جانبه و با قدرت بازدارندگی کافی وجود داشته باشد.در شرایط کنونی این قوانین یا وجود ندارد و یا بسیار کم وجود دارد. به همین دلیل باید به سمتی حرکت کرد که قوانین جدی تری در حمایت از کودکان تدوین شود.یکی از چالش های این ماجرا مسائل فرهنگی وسنتی است. به همین دلیل ما نیازمند پیشگیری در سطح یک و سطح دو هستیم.پیشگیری سطح یک شامل مهارت آموزی زندگی برای نوجوانان و جوانان جامعه است.هنوز در کشور ما والدین شیوه های تربیت فرزندان را نمی آموزند و نسبت به تربیت فرزندان آگاهی ندارند.ما هنوز در کشور شیوه های همسرگزینی و همسرداری را نمی آموزیم و به همین دلیل آمار طلاق روز به روز افزایش پیدا می کند.والدین و فرزندان هنوز مهارت های زندگی را تمرین نمی کنند و برای یادگیری آن تلاش نمی کنند.پدری که مهارت لازم را برای مهار کردن خشم خود ندیده،مادری که دارای مهارت های کافی نیست و فرزند نوجوانی که آموزش ندیده که خواسته های خود را بیان کند و با والدین خود وارد مذاکره شود سبب می شود که اتفاقات ناگواری مانند قتل رومینا اشرفی رخ بدهد. در گذشته نیز این اتفاقات رخ داده و ما هر ازچندگاهی چنین اخباری را می شنویم.با این وجود این اتفاقات را جدی نمی گیریم و به دنبال حل ریشه ای آن نیستیم. به همین دلیل نیز پس مدتی دوباره شاهد چنین اتفاقاتی هستیم.
*به چه میزان مسئولیت اجتماعی در این زمینه را نهادی می دانید؟نهادهای مسئول به چه میزان با مسئولیت اجتماعی به چنین موضوعاتی نگاه می کنند؟
نهادهای ما باید به سمت تدوین قوانین حمایتی حرکت کنند که به وسیله آن امنیت و آینده نوجوانان و جوانان جامعه را تأمین کنند.نوجوانان ما باید آموزش های لازم را در زمینه امنیت خود ببیند تا بتوانند در چنین شرایطی با پلیس یا مراکز مددکاری اجتماعی تماس بگیرند و مشکلات و تهدیدهای پیرامون خود را گزارش بدهند.در این ماجرا دختر نوجوانی به دلیل مشکلات خانوادگی و احساس ناامنی محیط منزل را ترک کرده است. پس از اینکه دوباره به خانواده تحویل داده می شود نیز در دادگاه نگرانی خود را نسبت به بازگشت به خانه و احتمال برخورد خشونت آمیز پدر را به مسئولان قضائی بیان کرده است. با این وجود علی رغم احساس نگرانی این دختر نوجوان، دادگاه دوباره مسئولیت وی را به پدر داده است. در نتیجه در این زمینه دادگاه و مسئولان قضایی به خوبی مسئولیت اجتماعی خود را انجام نداده اند.بدون شک اگر کودک یا نوجوان در محیط منزل دارای شرایط مطلوبی بود و پدر و مادر با مهربانی با وی رفتار می کردند هیچ گاه محیط منزل را ترک نمی کرد.شاید بهتر بود هنگامی که رومینا اشرفی در دادگاه ابراز نگرانی می کرد وی به مدت یک یا دو ماه در مراکز امن نگهداری می شد و سازمان هایی مانند سازمان بهزیستی و انجمن های مددکاری مداخلات لازم را در این ماجرا انجام می دادند.هنگامی که دختر در دادگاه احساس خطر خود را اعلام می کند باید نهادهای مسئول پدر و مادر فرزند را به مشاوره دعوت کنند و برای آنها چندین جلسه مشاوره در نظر بگیرند و در این جلسات اقتضائات سنتی نوجوان و همچنین راه های مهار خشم خود را به آنها آموزش بدهند.حتی در این زمینه مددکار اجتماعی می تواند با دختر نیز جلسات مشاوره برگزار کند و پاسخ های مناسبی به گره های ذهنی وی بدهد.در نهایت نیز باید جلسات مشاوره مشترکی بین فرزند و والدین برگزار شود تا خانواده از یک ثبات روانی برخوردار شود.اگر این اتفاقات در این ماجرا رخ داده بود مسئولیت اجتماعی تحقق پیدا می کرد. این در حالی است که در این ماجرا چنین اتفاقی رخ نداده است.در نتیجه مسئولیت اجتماعی حلقه مفقوده این ماجرا بود.
*آیا بازتاب و بازنشر جزئیات این ماجرا در شبکه های اجتماعی سبب تقویت مسئولیت اجتماعی نسبت به چنین موضوعاتی شد؟آیا شبکه های اجتماعی که در گذشته وجود نداشته جامعه را نسبت به مسئولیت های مغفول مانده خود آگاه کرد؟
شبکه های اجتماعی به عنوان یک واقعیت غیر قابل انکار در عصر جدید وجود دارد. با این وجود ما باید کودکان و نوجوانان خود را واکسینه کنیم. باید والدین خود را واکسینه کنیم.بنده یک مثال می زنم. در شرایط کنونی کرونا در جامعه وجود دارد اما بسیاری از افراد به کرونا مبتلا نشدند و تعداد افرادی که مبتلا شدند نسبت به جمعیت کل جامعه بسیار کم بود. دلیل اصلی این قضیه این بود که آموزش های لازم به مردم داده شد و مردم نسبت به چگونگی ابتلا به این بیماری آگاهی پیدا کردند.ویروس آنفولانزا وجود دارد و ممکن است در پاییز در وضعیت خطرناکی نیز بروز کند. اگر ما امروز خود را نسبت به ویروس آنفولانزا واکسینه کردیم می توانیم فرزندان خود را به مدرسه بفرستیم و در پاییز سالم بمانیم.اگر فرزند ما یاد گرفته باشد که چه مسائلی به سود وی است و چه مسائلی به ضرر آن است مشکلی نخواهیم داشت. مشکل زمانی به وجود می آید که فرزندان ما نسبت به مخاطرات پیرامون خود آگاهی نداشته باشد و آموزش های لازم به آنها داده نشده باشد.

