به گزارش رسانه مسئولیت اجتماعی: قنات قصبهٔ گناباد، کهنترین و عمیقترین قنات فعال جهان، تنها یک سازهٔ مهندسی نیست؛ یک روایت زنده از رابطهٔ انسان و طبیعت است. این قنات با قدمتی بیش از دو هزار و هفتصد سال، در دل اقلیم خشک و کمبارش شرق ایران شکل گرفته و نشان میدهد که چگونه جوامع انسانی، پیش از آنکه فناوریهای مدرن پدید آیند، توانستهاند با شناخت دقیق زمین، اقلیم و رفتار آب زیرزمینی، سامانههایی پایدار برای تأمین آب ایجاد کنند. مادرچاه این قنات با عمقی نزدیک به ۳۰۰ متر، شاهکاری است که بدون ابزارهای حفاری امروزی، اما با مهارت، تجربه و دانش بومی ساخته شده و هنوز هم جریان آب آن ادامه دارد. ثبت این قنات در فهرست میراث جهانی یونسکو در سال ۲۰۱۶، تأییدی بر ارزش جهانی آن و بر اهمیت حفاظت از دانشی است که نسلهای متوالی آن را حفظ کردهاند.
اما قنات گناباد امروز در شرایطی قرار دارد که با گذشتهٔ خود تفاوتهای بنیادین دارد. آبخوانهای منطقه که زمانی با بارشهای فصلی و جریانهای زیرسطحی تغذیه میشدند، اکنون تحت فشار شدید برداشتهای انسانی قرار گرفتهاند. توسعهٔ چاههای عمیق، تغییر الگوی مصرف، رشد جمعیت، و گسترش کشاورزی پرمصرف، تعادل طبیعی آبخوان را بر هم زده است. در بسیاری از سالها، میزان برداشت از آبخوان گناباد از ظرفیت تجدیدپذیر آن فراتر رفته و این روند باعث افت مستمر سطح آب شده است. کاهش تغذیهٔ طبیعی بهدلیل تغییرات اقلیمی نیز این وضعیت را تشدید کرده است. نتیجهٔ این روند، کاهش دبی قنات، تهدید پایداری آن و افزایش خطر فرونشست زمین در بخشهایی از دشت است.
قنات قصبهٔ گناباد در طول تاریخ، نهتنها منبع آب، بلکه محور شکلگیری سکونتگاهها، کشاورزی و حیات اجتماعی بوده است. این قنات بهنوعی «ستون فقرات» توسعهٔ منطقه محسوب میشود. اما امروز، اگرچه هنوز جریان دارد، اما فشارهای انسانی و اقلیمی آن را در معرض خطر قرار داده است. این وضعیت نشان میدهد که حفاظت از قنات تنها یک وظیفهٔ میراثی نیست؛ یک ضرورت اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی است. اگر آبخوانی که قنات بر آن استوار است تضعیف شود، نهتنها یک میراث جهانی از دست خواهد رفت، بلکه امنیت آبی منطقه نیز آسیب خواهد دید.
در چنین شرایطی، مدیریت پایدار آب در گناباد باید بر پایهٔ یک نگاه جامع شکل بگیرد؛ نگاهی که هم ارزش تاریخی و فرهنگی قنات را در نظر بگیرد و هم واقعیتهای هیدروژئولوژیک امروز را. نخستین گام، مدیریت یکپارچهٔ آبخوان و کنترل برداشتهاست. بدون توقف چاههای غیرمجاز، تعیین سقف برداشت برای چاههای مجاز، و پایش مستمر سطح آب، هیچ برنامهای برای حفاظت از قنات موفق نخواهد بود. استفاده از سامانههای نظارت هوشمند، نصب کنتورهای حجمی، و انتشار عمومی دادههای مربوط به وضعیت آبخوان میتواند شفافیت و مسئولیتپذیری را افزایش دهد. مشارکت جوامع محلی نیز در این میان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا قناتها زمانی پایدار بودند که مردم خود را مالک و نگهبان آنها میدانستند.
گام دوم، اصلاح الگوی کشت و حمایت از کشاورزی کمآببر است. بخش عمدهٔ فشار بر آبخوان گناباد ناشی از کشاورزی سنتی و پرمصرف است. اگرچه کشاورزی در این منطقه ریشهدار و بخشی از هویت محلی است، اما ادامهٔ الگوهای فعلی مصرف آب، نهتنها قنات، بلکه آیندهٔ کشاورزی را نیز تهدید میکند. ارائهٔ مشوقهای اقتصادی برای کشتهای سازگار با اقلیم، توسعهٔ بازارهای خرید تضمینی برای محصولات کمآببر، و آموزش روشهای نوین آبیاری میتواند مصرف آب را کاهش دهد. تجربهٔ بسیاری از مناطق خشک جهان نشان میدهد که اصلاح الگوی کشت، اگر با حمایت اقتصادی و اجتماعی همراه باشد، میتواند هم درآمد کشاورزان را حفظ کند و هم فشار بر منابع آب را کاهش دهد.
گام سوم، توسعهٔ بازچرخانی آب در صنعت و فضای سبز شهری است. در بسیاری از کشورها، آب تصفیهشده بخش مهمی از نیازهای غیرشرب را تأمین میکند. در گناباد نیز میتوان با توسعهٔ تصفیهخانههای محلی و الزام صنایع به استفاده از آب بازچرخانیشده، وابستگی به منابع زیرزمینی را کاهش داد. فضای سبز شهری نیز میتواند با استفاده از گونههای مقاوم به خشکی و آبیاری با آب غیرشرب، مصرف آب را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد.
