رسانه مسئولیت اجتماعی:در روزهایی که به دلیل تجاوز رژیم صهیونیستی به ایران،آحاد جامعه ، کسب و کارها با چالش های متعددی روبروشدنددرعوض میهندوستی و عِرق به وطن نیز بیش از پیش در وجود مردم معنا پیدا کرد و شاهد تحقق مسئولیت اجتماعی از سوی شرکت ها و صاحبین برند و هم وطنانمان بودیم که در ادامه مطلب به برخی از آنها اشاره میکنیم:
خدمات رایگان نشان به کسب و کارها
در شرایط جنگ تحمیلی ۱۲روزهه نشان سرویس نقشه و مسیریابی بومی اعلام کرده است که قصد دارد بخشی از خدمات خود را به صورت رایگان یا با تخفیفهای ویژه در اختیار کسبوکارهای ایرانی قرار دهد.این حمایت صرفاً به خدمات فنی ختم نمشود بلکه «نشان» قصد دارد فضای تبلیغاتی خود را به طور کامل رایگان در اختیار مجموعههایی قرار میدهد که در حوزه مسئولیت اجتماعی فعال هستند.
حرکتی که میتواند به دیدهشدن بیشتر تلاشهایی بینجامد که در دل بحرانها، هنوز به آینده امیدوارند.
از سوی دیگر، نشان اعلام کرده آمادگی دارد فراتر از خدمات فعلیاش، برای پاسخ به نیازهای فوری کسبوکارها با آنها همکاری کند.
صدور کارت رفاهی برای رانندگان تاکسی تا سقف ۳۰۰ میلیون تومان
بانک رفاه کارگران نیزدر راستای ایفای نقش اثربخش در حوزه مسئولیتهای اجتماعی به تمامی رانندگان تاکسی، کارت رفاه تا سقف ۳۰۰ میلیون تومان اعطا میکند که فرایند اجرایی صدور این کارت،با حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بررسی شد.
باهدف افزایش قدرت خرید خانوارها، بانک رفاه کارگران در راستای ایفای نقش اثربخش در حوزه مسئولیتهای اجتماعی به تمامی رانندگان تاکسی در سراسر کشور، کارت رفاهی تا سقف ۳۰۰ میلیون تومان اعطا میکند. این افراد میتوانند برای دریافت کارت مذکور به شعب بانک رفاه کارگران مراجعه و درخواست خود را ثبت کنند.
این کارت براساس اعتبارسنجی صادر میشود و دارندگان میتوانند پس از دریافت کارت از شعب بانک رفاه کارگران، به مراکز فروش کالا طرف قرارداد با این بانک مراجعه و نسبت به خریداری کالای مورد نیاز خود اقدام کنند.
در همین راستا نیز در وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای بررسی فرایند اجرایی صدور کارت رفاهی رانندگان تاکسی از این بانک بازدید و در این نشست ضمن تماس با واحدهای مرتبط ابعاد اجرایی این طرح را بررسی کرد.
علاقهمندان میتوانند برای کسب اطلاعات بیشتر به یکی از شعب بانک رفاه کارگران در سراسر کشور مراجعه و یا با مرکز ارتباط با مشتریان این بانک (فراد) به شماره ۸۵۲۵-۰۲۱ تماس حاصل کنند.
چهرهها نیز مسئولیت اجتماعیشان را فراموش نکردند
در روزهای گذشته، وزارت ورزش و جوانان، کمیته ملی المپیک و پارالمپیک، فدراسیونهای ورزشی، باشگاهها، قهرمانان و ورزشکاران رشتههای مختلف حملات رژیم صهیونیستی به کشورمان را محکوم کردند.
در واقع چهرههای مختلف ضمن اعلام حمایت و همبستگی خود با مردم، همه را به جمع شدن حول نام «ایران» دعوت کردند.
از جمله این افراد میتوان به علی دایی اسطوره فوتبال کشورمان اشاره کرد که تصویری از نقشه ایران در صفحه شخصیاش منتشر کرد و نوشت: «وطن بسوزد و من در جوشوخروش نباشم، خدا کند بمیرم و وطنفروش نباشم. فارغ از هر مردهباد و زندهباد، مام میهن پاینده باد.» علاوه بر اینها، شاهد تجمع تعدادی از مسئولان، روسای فدراسیونها و ورزشکاران در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران بودیم که خواستار تعلیق اسرائیل در مسابقات بینالمللی شدند.
با تمام این اوصاف، همراهی ورزشکاران و فوتبالیستها با مردم میتواند شامل اقدامات مختلفی باشد. حمایت از رویدادهای خیریه، حضور در برنامههای اجتماعی و استفاده از محبوبیت برای ترویج الگوهای رفتاری مثبت و آگاهیرسانی در موضوعات مختلف، از جمله مواردی است که بر اساس شرایط و آنچه نیاز مردم در برهه خاص است، اتفاق میافتد. نکته حائز اهمیت این است که همراهی آنها با مردم میتواند تأثیر بسزایی در ایجاد حس همدلی و وحدت در جامعه داشته باشد.
پمپاژ امید و همدلی؛ ماندگارترین گل «ملی» سردار آزمون!
در این شرایط، سردار آزمون با اقدامی ماندگار، آزمون مسئولیت اجتماعی را با سربلندی پشت سرگذاشت.
وی اعلام کرد اقامتگاهی به صورت رایگان در شهر زادگاهش، برای اسکان خانوادههایی که ناچار به ترک محل زندگی خود شدهاند، فراهم کرده است.
در این میان، سردار آزمون صرفا به واکنش و همراهی در فضای مجازی بسنده نکرد. کاری که او انجام داد، آنقدر ارزشمند است که نمیتوان نادیدهاش گرفت؛ هر چند در میان انبوه خبرهای جنگ در این روزها، چندان به آن پرداخته نشد و آنطور که باید، مورد توجه قرار نگرفت. او چند روز پیش با انتشار استوری «زندهباد هموطن، تا پای جان برای ایران» اولین واکنش خود را به تجاوز رژیم صهیونیستی نشان داد و در ادامه اقدام تحسینبرانگیزی داشت.
در روزهایی که برخی از هموطنان ساکن تهران و چند شهر درگیر جنگ، به طور موقت از محل زندگی خود خارج شدهاند، سردار اقدام خلاقانه و جالبی داشت و به شکلی قابلتوجه حمایت خود از هموطنان را ابراز کرد. او از اقدام خود برای اسکان هموطنان خبر داد: «در این شرایط حساس تلاش کردم فضایی برای اسکان موقت خانوادهها در گنبد آماده کنم. به نوعی وظیفه خود دانستم که این کار را میتوانم انجام بدهم. اولویت با خانوادههایی است که نوزاد، کودک و یا افراد مسن به سرپرستی دارند.» سردار که شمارهای هم برای هماهنگی اعلام کرده بود، در استوری خود توضیحات بیشتری ارائه داد و نوشت: «از هر جای ایران مخصوصا تهران، تبریز، کرمانشاه، اصفهان، شیراز، بیایید و اقامتتان تا یک ماه در بهترین هتل گنبد کاووس رایگان است.» آزمون علاوه بر اعلام حمایت و همدلی خود با مردم، این را هم نوشت: «به امید روزهای روشن و بازگشت آرامش به ایران سربلند و مردم عزیزم.»
سردار آزمون ۳۰ ساله تاکنون ۵۷ گل ملی به ثمر رسانده و اینبار بدون اینکه پیراهن تیمملی فوتبال را به تن داشته باشد، گل مهم و «ملی» دیگری به ثمر رساند.
به عبارتی پنجاه وهشتمین گل ملی سردار یکی از زیباترین و ماندگارترین گلهای او محسوب میشود. گلی که در اذهان مردم، حتی آنهایی که علاقه چندانی به فوتبال ندارند، هم تا سالها باقی میماند؛ ستاره تیم ملی فوتبال ایران و بازیکن باشگاه شباب الاهلی امارات، به شکلی زیبا «همدلی» را معنا کرد.
خبرنگار فعال با کمک وزارت بهداشت، داروی بیماران را از طریق شبکهای انسانی تأمین کرد
داستان کمکهای بیوقفه یک مدل بینالمللی به هموطنانش
با قدی بلند، اندامی متناسب و پوستی گندمگون، حدود بیست و اندی سال است که در مقابل دوربینهای بیشماری ژست گرفته و لباسها و محصولات پر زرق و برقی را در اقصی نقاط کشورها به نمایش گذاشته است. «مجید انصاری» کسی است که در عرصه مدلینگ حرفی برای گفتن دارد و در عین حال در مواقع بحران و سختی پشت هموطنانش را خالی نکرده است.
او که از زمان همهگیری ویروس منحوس کرونا فعالیتهای خیرخواهانهاش را شروع کرده، معتقد است که در بحرانها آسیبپذیرترین قشر جامعه، سالمندان هستند که نمیتوانند مایحتاجشان را تهیه کنند، حالا چه دارو باشد یا هر چیز دیگری. این مدل درباره فعالیتهایی که در این مدت انجام داده میگوید:«در وهله اول یک کمپین «نه به گرانفروشی» راهاندازی کردم و گفتم که باید خودمان به خودمان رحم کنیم.
چون حالا که دشمن دارد به ما ضربه میزند، ما دیگر به خودمان ضربه نزنیم. دغدغه دومم تهیه دارو بود.
من از دوستانی که در زمینه تهیه دارو دستشان باز بود و میتوانستند دارو تامین کنند کمک میگرفتم.
در واقع این دوستان را به مردم معرفی میکردم و هر کس که به دارو نیاز داشت به آنها پیغام میداد و دارو را برایشان تامین میکردیم.
علاوه بر این، اگر کالایی کمیاب میشد از طریق آشنایانی که در شرکتهای تولید کننده داشتم کسب اطلاع میکردم که در کجا آن کالای مورد نظر عرضه میشود.»
انصاری میگوید آن عددی که بالای صفحه رسمی شما در شبکههای اجتماعی است فقط یک عدد نیست. بلکه فهرستی از آدم هستند که به شما اعتماد کردهاند و شما موظف هستید که یک آوردهای برایشان داشته باشید. بنابراین، شما نمیتوانید در صفحهتان صرفا یک زندگی لاکچری را به مردم نمایش بدهید. به همین جهت، او در این لحظات دشوار و نفسگیر که گریبان همه ایرانیان را گرفته، تلاش کرده که به گفته خودش یک سیستم رابینهودی را در صفحه اینستاگرامش راهاندازی کند. سیستمی که در آن کسانی که دارا هستند به کمک ندارها میآیند.
و اما اقداماتی که مجید انصاری در این مدت انجام داد به همینجا ختم نمیشود. او هوای ایرانیان در غربت و به دور از وطن را هم دارد: «برخی از هموطنان ایران نبودند و میخواستند با خانوادههایشان تماس بگیرند اما نمیتوانستند چون اعضای خانوادهشان در داخل ایران اینترنت نداشتند.
برخی افراد در بخشهایی از کشور اینترنت داشتند و ما به واسطه آنها توانستیم که با خانوادههایشان صحبت کنیم و خبر سلامتیشان را به آنها بدهیم. جالب است که در همین مدت کوتاه یک زنجیره یکپارچه بین ایرانیان داخل و خارج از کشور شکل گرفته است.»
شگفتی شجاعت در مردم ایران
این مدل بینالمللی یک نتیجه جالب توجه از فعالیتهایش گرفت و آن این است که یک شجاعتی به همه آن کسانی که او را در فضای مجازی دنبال میکردند تزریق شد: «آنها به این نتیجه رسیدند که زیر بمباران هم میتوانند به دیگران کمک کنند و اینطور نیست که آنها فقط خودشان و خانوادهشان را نجات دهند.
شاید باورتان نشود، خانوادهای بود که از تهران میخواستند خارج شوند اما نمیتوانستند. مادر خانواده دچار معلولیت بود و یک بچه معلول دیگر داشتند. در این بین آدمی پیدا شده که راننده وانت بوده و با من تماس گرفت و گفت بدون هیچ چشمداشتی آنها را همراهش میبرد. این اتفاقات وقتی رخ میدهد آرام آرام شجاعت تزریق میشود. من شجاعت را به شما، شما به دیگری و به همین شکل تسری پیدا میکند در جامعه. تمام هدف من هم همین بود.»
انصاری یک تمثیلی را به کار میبرد که از آن به عنوان نماد این روزهای ایران یاد میکند. او مردم ایران را همچون حلقههای المپیک میداند که فارغ از هر زبان، قومیت و بینش سیاسی و مذهبی که دارند، در این برهه زمانی بهم متصل میشوند تا بتوانند یک کاری را بکنند که نتیجه داشته باشد، هرچند کوچک:«من همیشه میگویم کارهای کوچک مثل دومینو میماند. از یک مهره کوچک شروع میشود و به یک مهره بزرگ میرسد. درنهایت فکر میکنم اگر تمام این کمپین به تامین داروی یک نفر هم منجر شود ما رسالتمان را انجام دادهایم.»
ویزیتهای رایگان، راه همدلی یک پزشک
رزیدنت داخلی است و شب پیش حدود ۳۶ ساعت در بیمارستان کشیک بوده. در میانه همه مشغولیتها و مرارتهایی که حرفه پزشکی برای او ایجاد کرده، از دردها و مشکلات هموطنانش در شرایط تجاوز دشمن غافل نشده و در حد توانش در پی آن است که باری را از دوش مردم بردارد. او درباره اقداماتی که در این چند روز انجام داده میگوید: «از زمانی که جنگ شروع شد، با توجه به اینکه خیلی از بیمارستانها و درمانگاهها وارد شرایط جنگی شدند، این سوال برایم پیش آمد که برای عموم و مردم عادی چه کاری را میتوانم انجام دهم.
چیزی که به نظرم آمد این بود که خیلیها نسخهها و داروهایشان در حال اتمام است و بندگان خدا یا دسترسی به پزشک ندارند یا از تهران خارج شدهاند یا در خانه هستند و بیرون آمدن برایشان سخت است.
برای همین دیدم که بهترین کار این است که شماره تماس و راههای ارتباطیام را در شبکههای مجازی انتشار دهم و به همه اعلام کنم که با من ارتباط بگیرند تا از این طریق بتوانم مشاوره پزشکی به آنها بدهم یا نسخههایشان را تجدید کنم. هزینه این کار هم ۱۴ صلوات برای سلامتی حضرت حجت (عج) است و هیچ هزینه مالی ندارد و کاملا دلی است».
این پزشک که هماکنون از همه جای ایران با او تماس میگیرند، بر این باور است که آن اتحاد و همدلی لازم را از این طریق همین کارها میتوان ایجاد کرد و ای بسا در تلاش است آن محبتی که ممکن است در بین مردم کم شود را در این شرایط بیشتر و بیشتر کند.
تلاش برای تهیه دارو در روزهای سخت
«مهدیه بهارمست» خبرنگاری است که در کنار انجام رسالت خطیر خود در ان روزها، کمر همت بسته و به سهم خود تلاش کرد تا بحران کمبود دارو را در روزهای تلخِ جنگی به حداقل برساند. او با وزارت بهداشت در هماهنگی کامل بود و به عنوان یک واسط معتمدی ظاهر شده که بعنوان حلقه اتصال مردم به وزارت بهداشت نقش بازی کرد. این خبرنگار درباره روند کارش توضیح میدهد:
«از روز سوم جنگ بود که انگار واقعا باورمان شد که جنگ شروع شده. مردم دچار دلهره و اضطراب زیادی شده بودند و حالشان خیلی بد بود… خیلیها با سرعت خانه و شهرشان را رها کرده بودند و بسیاری از مایحتاج اولیه، از جمله داروهایشان را با خودشان نبرده بودند. من هم همان روز شماره موبایلم را در اینستاگرام گذاشتم و گفتم میتوانم در زمینه تهیه دارو کمکتان کنم.
از وزرات بهداشت هم پرسیدم و دیدم که همه پای کار هستند. مردم هم به هر نحوی که توانستند یا به من در اینستاگرام پیام دادند، یا به من اساماس میدهند یا زنگ میزنند و من هم شماره پزشکان و داروسازان را میدهم تا در هر کجای ایران که هستند سریعتر به داروی مورد نیازشان دسترسی پیدا کنند.»
او در عین آنکه نگران بحران کمبود دارو است، میگوید که با چالش چندانی در کارش مواجه نبوده؛ چرا که خوشبختانه مردم در این شرایط پشت هم هستند و کسانی در میدان حضور دارند که ۲۴ ساعته در حال خدمترسانیاند.
بهارمست میگوید در این شرایط بحرانی، میزان درخواست داروهای اعصاب و روان زیاد بوده که این مسئله مشکلات و چالشهای خود را دارد. چرا که این دست از داروها نیاز به تجویز پزشک دارد و اینطور نیست که به راحتی در دسترس همگان قرار بگیرد. او در عوض تلاش میکند که به مردم خود به شکل دیگری در این راستا کمک کند: «ما در این شرایط فقط میتوانستیم به آنها دلگرمی بدهیم و به آنها پزشکان و روانشناس معتبر معرفی میکردیم تا از این طریق مشاورههای لازم را دریافت کنند.»
و اما فعالیتهای این خبرنگار صرفا در کمک به تهیه دارو خلاصه نمیشود. او هم مثل بسیاری از کسانی که عزمشان را برای یاری رساندن به دیگران جزم کردهاند، بین ایرانیان داخل و خارج از کشور در زمان قطعی اینترنت یک پل ارتباطی شده و حامل پیغامهای آنان به یکدیگر است. در آخر، او همچون همه ایرانیان امید دارد که این روزهای سخت زودتر سپری شوند.
در پایان به اطلاع مخاطبین محترم می رساند:رسانه مسئولیت اجتماعی آمادگی دارد اقدامات ارزشمند شهروندان و آحاد جامعه را که در راستای مسئولیت اجتماعی فردی و شرکتی در کشور انجام داده اند منتشر نماید این محتوا ها می تواند درقالب فیلم ، پیام متنی ، تصویر ، اینفوگرافی ، موشن وگزارش خبری به دفتر رسانه ارسال شود.
بخشی از گروه های اجتماعی شامل :
شهروندان ، بنگاه ها ، اصناف ، تشکها، بازاریان ، پلتفرم های الکترونیکی و دیجیتال ، صنایع ، سازمان ها ، رسانه ها، شبکه های اجتماعی ، تشکل های صنفی ، تولیدی و خدماتی ، نهاد های حمایتی ، خیریه ها ، تشکل های مردم نهاد ، موسسات نیکوکاری و تمام آحاد جامعه که در این دوران به فکر دیگری بوده و اقدام و کاری که توان داشتند را انجام داده اند را پوشش و منتشر می نمائیم
با آرزوی آرامش و توسعه پایدار ایران عزیز سید رضا جمشیدی




