ساناز تارات- خبرنگار: انتشار خبر تلخ قرار گرفتن ۲۶ گونه جانوری استان یزد در فهرست قرمز خطر انقراض، برای ما در این رسانه تنها یک اطلاعرسانی خبری ساده نبود. انتشار این آمار، وظیفهای حرفهای و اخلاقی ایجاد کرد تا از منظر مسئولیت اجتماعی به عمق فاجعهای نگاه کنیم که زیر پوست توسعه صنعتی و معدنی استان در حال رخ دادن است. وقتی از انقراض گونههایی چون جبیر، کاراکال و عقاب طلایی حرف میزنیم، در واقع از فروپاشی شناسنامه طبیعی سرزمینی سخن میگوییم که قرنها نماد همزیستی هوشمندانه انسان و طبیعت بوده است. این یادداشت، تلاشی است برای فرارفتن از مرز افسوس و رسیدن به ریشههای این بنبست زیستی.
حیات در کویر بر مدار تعادلی بسیار ظریف میچرخد؛ تعادلی که امروز به نظر میرسد توسط فشارهای انسانی و صنعتی بههمخورده است. یزد، قطب بلامنازع معدن و صنعت ایران است، اما واقعیت این است که بخشی از سودآوری این صنایع، به قیمت «تخریب سیستماتیک زیستگاهها» تمام شده است. فعالیتهای معدنی گسترده، نه تنها با اشغال فضا، بلکه با جادهکشیهای بیپایان، آلودگیهای صوتی و نوری و تغییر در ساختار هیدرولوژیک زمین، زیستگاه را برای گونههای شاخصی چون کل و بز یا گربه شنی به جهنمی ناامن تبدیل کرده است. در حقیقت، ما با پارادوکسی تلخ مواجهیم: توسعهای که قرار است زندگی انسان را بهبود ببخشد، در حال نابودی بنیانهای حیات در همان منطقه است.
سهم صنعت در احیای حیات؛ فراتر از یک بخشش داوطلبانه
تحلیل وضعیت فعلی نشان میدهد که مدلهای سنتی حفاظت محیط زیست، با تکیه صرف بر توان محدود دولتی و فداکاری محیطبانان کمشمار، دیگر پاسخگوی حجم تهدیدات نیست. در حالی که خشکسالی و کمبود منابع آبی گلوی حیاتوحش را میفشارد، نمیتوان از مسئولیت اجتماعی صنایع بزرگی که از همین زمین ثروت استخراج میکنند، سخن نگفت. صیانت از تنوع زیستی در یزد نباید صرفاً به پروژههای نمادین یا کاشت چند نهال محدود شود؛ بلکه حفاظت مشارکتی و تامین زیرساختهای پایش هوشمند زیستگاهها باید به بخشی از بدهی حقوقی و اخلاقی صنایع به طبیعت تبدیل شود.
حقیقت این است که انقراض، یک اتفاق ناگهانی نیست؛ بلکه حاصل نادیده گرفتن هشدارهای کوچک است. وقتی ۲۶ گونه در یک استان به مرز ناپدید شدن میرسند، یعنی زنجیره مسئولیتپذیری در جایی قطع شده است. این مسئولیت تنها بر عهده محیطبان نیست؛ بلکه متوجه سیاستگذاری است که مجوز معدن را در قلب زیستگاه صادر میکند و متوجه مدیری است که سود سالانه شرکتش را بدون در نظر گرفتن هزینههای زیستمحیطی جشن میگیرد.
ما معتقدیم که بقای ۲۶ گونه جانوری یزد، آزمونی بزرگ برای مفهوم مسئولیت اجتماعی در ایران است. اگر امروز نتوانیم میان چرخهای صنعت و گامهای جبیر در کویر پیوندی آشتیجویانه برقرار کنیم، فردا میراث ما برای آیندگان تنها حفرههای عمیق معدنی و بیابانی خاموش خواهد بود. زمان آن رسیده است که صیانت از حیاتوحش را نه یک موضوع فانتزی، بلکه بهعنوان یک ضرورت بقا برای کل جامعه انسانی در نظر بگیریم. طبیعت، ترازنامهای دارد که در صورت منفی شدن، هیچ ثروت مادی توان جبران خسارتهای آن را نخواهد داشت.
