دکتر سعید سادات نیا در گفت وگو با«رسانه مسئولیت اجتماعی»:
شهرها رابطه تنگاتنگی با مسئولیت اجتماعی دارند.معماری و مدیریت شهری از دیرباز پیوند نزدیکی با مسائل اجتماعی داشته است.به همین دلیل یکی از مکان هایی که می توان مسئولیت اجتماعی را در آن متبلور دید شهرها هستند. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع«رسانه مسئولیت اجتماعی» با دکتر سعید سادات نیا که مدیریت جامعه معماران ایران و نایب رئیس انجمن مهندسان مشاور، تدریس در دانشگاه الزهرا، تدریس در دانشگاه امیرکبیر، ریاست هیات مدیره مهندسان مشاور معمار و شهرساز آمود، عضویت در هیئت دبیران نشریه بن، بازرس خانه هنرمندان و سردبیری نشریه جامعه معماران را در کارنامه خود دارد گفت وگو کرده که ماحصل آن را در ادامه می خوانید.
*مدیریت شهری در چه زمینه هایی با مسئولیت اجتماعی ارتباط پیدا می کند؟
وظیفه مدیران شهری حفاظت از حقوق شهروندی در عرصه های عمومی است. به همان میزان باید در عرصه های خصوصی و شخصی افراد کمتر دخالت کنند و آن را به اشخاص واگذار کنند.تنها در شرایطی که افراد نسبت به اموال عمومی تعرض کرده باشند مدیران شهری می توانند دخالت کنند.وظیفه مدیران شهری ایجاد بسترهای لازم و قانونی برای اندیشه توسعه پایدار است. مسئولیت اجتماعی نیز یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار به شمار می رود.نکته حایز اهمیت اینکه در دهه های گذشته مدیران شهری خود را به جای اندیشه سازان قرار داده اند و فراموش کرده اند که وظیفه مدیران شهری اندیشه سازی نیست و بلکه اجرای اندیشه هاست.مسئولیت اجتماعی به شمل بارزی در معماری و طراحی شهری نقش دارد.بنده مشکل اصلی معماری امروز را جنگ میان مالاندوزی و کوتاهنگری بسیار کاسبکارانه با حرکتهای ارزشمند و عمیق و بنیانگذار و پایهگذار روند متداوم و پیوسته تکامل رو به احقاق عمومی و توسعه پایدار می دانم. میتوان مثالهایی از روند کاسبکارانه ساخت و ساز درعرصه شهر تهران زد و اگر نگاهی به این شهر از گردنه قوچک و سوهانک تا چیتگر و انتهای منطقه ۲۲ داشته باشیم میبینیم که تمام عرصه درگیر ساخت و ساز وحشتناک متجاوزانه است و ۱۰ درصد عرصه نیز درخدمت نیازهای جمعی نیست. درعین حال شاهد تحولات و اتفاقات مثبتی هم بودهایم که ازجمله آنها میتوان به تغییر کاربری زندان قصر به باغ موزه اشاره کرد. البته شاهدیم که مدیریت جدید باغ موزه آن را غرفه غرفه کرده و در آن کباب و پارچه و روبالشی میفروشند درحالیکه میشد نگاهی فرهیختهتر به آن داشت و احترام بیشتری برای فرهنگ ملی و تاریخ و هویت قائل بود. یا به عنوان نمونه اگر جلوی اعمال کاسبکارانه درباره عمارت مسعودیه گرفته میشد، بهتر بود.
*چگونه می توان از مسئولیت اجتماعی در زمینه معماری و شهرسازی استفاده کرد؟
معماری بسیار گسترده است و در ساخت چند بنا خلاصه نمیشود بلکه جریانی بزرگ در مقیاس کلان است که باید بستر توسعه را فراهم کند. حضور مردم به عنوان شاهد، ناظر و قاضی نهایی باید وجود داشته باشد و شفافسازی شود و همه در توسعه معماری کشور سهیم شوند. صد سال مهندسی علمی و فنی با تراز جهانی داریم که در ۱۵ سال اخیر بسیار صدمه خورده و ۵۰ درصد نیروهای خود را از میان مهندسین مشاور و شرکتهای مهندسی از دست داده که همگی حامل تجربههای مفیدی بودهاند ولی براثر توزیع ناعادلانه کار و فروبستگیهای قانونی و کاری بسیار صدمه خوردهاند و امروز با بحران جدی نیروی انسانی کارآمد مواجه شدهایم. سرزمین و تاریخ و ملت ایران استثناییترین هستند و کشور ما از نظر موقعیت ژئوپلتیکی، امکانات زیست بومی و تاریخی و جغرافیا و فرهنگ همچنین امکانات توسعه صنایع و کشاوری بینظیر است ولی ما مانند تشنگانی هستیم که بر سر قنات نشستهایم و نمیتوانیم از آب آن استفاده کنیم. باید با سعه صدر و تحمل افکار دیگر اندیشان کار را پیش ببریم و معماری را تجات دهیم. مشکل ما کمبود دانش شهرسازی و تکنولوژی و نیروی انسانی نیست و مشکل جدیتری داریم. جریان نادیده گرفتن فضاهای تاریخی از حدود ۳۰ سال پیش آغاز شد و تمام فضاهای با ارزش مانند لاله زار که یکی از خاطره انگیزترین و بهترین راستهها و همچنین در ذهن شهروندان نیز نوستالژیک بود این روزها تبدیل به بازار کاسبکاری، بدظاهر و بیقوله شده که در شب تنها یک خانوار آن هم به عنوان سرایدار در آنجا زندگی میکند. درحالی که وقتی به تاریخ این محله در گذشته نگاه می کنید میبینید که خانوادههای بزرگی در آنجا زندگی میکردند و کافهها و سینماها و رستورانهای بسیاری در آنجا وجود داشت. این در حالی است که مسئولیت اجتماعی نسبت به بناهای تاریخی و خاطره ساز برای مردم ایجاب می کرد رویکرد دیگری درباره چنین اماکنی در نظر گرفته شود.
*راهکار شما برای پررنگ تر شدن نقش مسئولیت اجتماعی در مختصات اجتماعی شهرها چیست؟
ارزش و ماندگاری هر شهر به رفاه ساکنان و ارزشهای مادی و معنوی ایجاد شده برای شهروندان است. در اینجا نیز باید از خود بپرسیم که چه برنامههایی در این زمینه داشتهایم؟به چه میزان در زمینه مسئولیت اجتماعی شهرها تلاش کرده ایم؟ طرحهای جامع و تفصیلی برای حفظ و ایجاد این ارزشها و افزایش رفاه شهروندان چه بوده؟ مدیریتهای شهری در این راستا چه کرده است؟ آیا به سمت حاکمیت مردم وار در شهرها رفتهایم؟ آیا شوراها موثر بودهاند؟ شوراهای محلی و تشکلهای مردم نهاد چه کردند؟ آیا توانستهایم فاصله فقیر و غنی را کاهش دهیم؟ آیا در پی راهی برای حل مشکل چندمیلیون حاشیه نشین بودهایم؟ در حقیقت باید به فکر این باشیم که شهرها را در سرزمین ایران قانونمند، برنامه دار و با یک افق روشن برای آسایش ساکنان آن تبدیل کنیم.ناددیده گرفتن حقوق عمومی،عدم توجه به مسئولیت اجتماعی، برجهای ساخته شده در مسیر درخت ها و مسیرهای آب زیرمینی و روی زمین، از بین بردن فضای تنفس در شهر و ایجاد آلودگی همه و همه نتیجه رفتارهای ما با این شهر است. در طول سالهای اخیر به سمتی حرکت کردیم که به جای توجه به ارزشهای اخلاقی، فرهنگی و معنوی و… به فکر مال اندوزی و سودجویی بودهایم و همین امر باعث شده که بسیاری از شهرها وضعیت غیر قابل قبولی پیدا کند.
