دکتر محمود ضیایی کارشناس گردشگری در گفت وگو با«رسانه مسئولیت اجتماعی»:
ایران از پتاسیل گردشگری بالایی در بین کشورهای جهان برخوردار است و به همین دلیل تقویت و رونق صنعت گردشگری می تواند در اقتصاد ملی تأثیرگذار باشد. یکی از اصول مبنایی صنعت گردشگری«مسئولیت اجتماعی» که باید در همه ارکان صنعت گردشگری وجود داشته باشد. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی نقش مسئولیت اجتماعی در صنعت گردشگری«رسانه مسئولیت اجتماعی» با دکتر محمود ضیایی استاد دانشگاه علامه طباطبایی و کارشناس صنعت گردشگری کشور گفت وگو کرده که در ادامه ماحصل این گفت وگو را می خوانید.
*مسئولیت اجتماعی در رونق و توسعه گردشگری چه نقشی دارد؟
در گذشته هنگامی که در حوزه گردشگری به مسأله سود فکر می شد تنها به منافع کوتاه مدت فکر می شد.پس از مطرح شدن تئوری «برد- برد» این اندیشه رونق گرفت که هنگامی که عرضه کننده کالا یا خدمات سود می برد مشتری نیز باید سود ببرد.پس از مدتی این تئوری نیز مورد انتقاد قرار گرفت و تئوری«برد- برد-برد» مطرح شد. این بعد سوم شامل سود کارکنان و جامعه محلی می شد که می بایست درزمینه گرشدگری ذینفع باشند.بعد سوم نشان دهنده این است که همه بازیگران حوزه گردشگری باید به مسئولیت اجتماعی خود آگاهی داشته باشند و عمل کنند.در نتیجه صاحبان کسب و کارها،گردشگران و جامعه محلی باید در راستای مسئولیت اجتماعی خود فعالیت می کردند و سود به دست می آوردند.همه ارکان حوزه گردشگری باید به برخی کدهای اخلاقی و حرفه ای در راستای مسئولیت اجتماعی خود برای توسعه پایدار گردشگری پایبند باشند.در چنین شرایطی کسی نمی تواند تنها به سود کوتاه مدت خود فکر کند. به همین دلیل نیز مباحثی مانند عدالت اجتماعی،توزیع ثروت و انتفاع همه ذینفعان مطرح می شود. انسان توسعه یافته هیچگاه رفتار ناپایدار از خود بروز نخواهد داد و به مسوولیت اجتماعی خودش عمل خواهد کرد. بنابراین افزایش ظرفیت و مشارکت اجتماعی با هدف توانمندسازی شهروندان در زمینه گردشگری را می توان گامی بنیادین در این راستا دانست.
*آیا مسئولیت اجتماعی می تواند بین شرکت های مرتبط با گردشگری رقابت اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند؟
یکی از مهم ترین کارکردهای مسئولیت اجتماعی در حوزه گردشگری ایجاد رقابت بین شرکت های خدماتی است. در این راستا شرکت هایی که مسئولیت اجتماعی خود را در زمینه های مختلف بیشتر انجام می دهند با اقبال عمومی و سود بیشتری مواجه می شوند. به همین دلیل نیز یکی از دغدغه های اصلی برندهای معروف در حوزه گردشگری انجام مسئولیت اجتماعی در زمینه های مختلف است.برخی از شرکت های معتبر حتی بخشی از سود خود را برای تقویت ساختارهای گردشگری جامعه محلی هزینه می کنند که گام مهمی در توسعه پایدار در زمینه گردشگری است. توسعه گردشگری می تواند مزایا و امتیازهایی مانند درآمد زایی، ارز آوری، تنوع بخشی به اقتصاد، تقویت صلح و تعامل اجتماعی داشته باشد اما چنانچه به درستی مدیریت و هدایت نشود می تواند معایب و مشکلات جدی را نیز به همراه بیاورد.برخی تحولات در زندگی انسان امروزی بر فراهم سازی زمینه ی الگوهای ناپایدار توسعه موثر است که از آن جمله می توان به گذار از جامعه ی کشاورزی به جامعه شهری و صنعتی و ورود به عصر مدرنیسم و تحولات تکنولوژیکی اشاره کرد که زمینه ساز سلطه ی انسان بر طبیعت شد. به دنبال این تغییر بزرگ انسان خود را جزیی از طبیعت ندانست و با تفکر برتری داشتن بر آن، رابطه ی سلطه جویانه و بهره برداری بی رویه و ناپایدار منابع طبیعی را آغاز کرد و به رابطه ی همزیستی و مسالمت آمیز خود با طبیعت پایان داد.
*آیا در صنعت گردشگری ایران موضوع«مسئولیت اجتماعی» به یک اصل مبنایی و تأثیرگذار تبدیل شده است؟
در ایران پدیده ای رخ داده به نام «تکونیسم» یا نمایشی شدن عمل به مسئولیت اجتماعی.در ایران بین آنچه در صنعت گردشگری در زمینه مسئولیت اجتماعی در واقع رخ می دهد و آنچه در تبلیغات شرکت های گردشگری وجود دارد تفاوت های معنا داری وجود دارد. بسیاری از شرکت های گردشگری تنها در تبلغیاتی که درباره فعالیت خود ارائه می کنند مسئولیت اجتماعی را پررنگ جلوه می دهند در حالی که رویکرد عملی آنها به شکل دیگری است و دربرخی مواقع برعلیه مسئولیت اجتماعی است.برای عبور از این چالش نیز در مرحله نخست باید درک کافی از مسئولیت اجتماعی صورت بگیرد و مسئولان به مقوله مسئولیت اجتماعی به عنوان یک ضرورت برای توسعه پایدار گردشگری نگاه کنند. نکته دیگر اینکه در ایران هر چند در سطوح بالای حاکمیتی سوگیری های مثبتی نسبت به مسایل زیست محیطی وجود دارد، اما بیشتر مدیران اجرایی از جمله استانداران، انجام دادن طرح های اشتغالزایی و زیربنایی را دارای اولویت بالاتری از طرح های زیست محیطی می دانند. همچنین فعالان اقتصادی و کارکنان بخش صنعت، سازمان محیط زیست، برنامه های حفاظتی آن را بازدارنده و سد راه توسعه ذکر کرده اند. در این میان مردم نیز مشکلات زیست محیطی را پس از مسایل اقتصادی و اجتماعی در رده سوم اهمیت و اولویت برنامه ریزی می دانند.برای تغییر توسعه ناپایدار به توسعه پایدار در مرحله نخست باید نگرش مان نسبت به طبیعت تغییر کند زیرا تنها هنگامی که خود را جزیی از طبیعت و هم عرض آن بدانیم، این نعمت خدادادی را ارزشمند می دانیم و به آن آسیب نخواهیم رساند. البته تغییر در نحوه ی نگرش به تنهایی کافی نیست و نیاز به دانشی داریم که شناخت درست از فرآیندها و چرخه های طبیعی اکوسیستم ها را در اختیار ما بگذارد چرا که با بهره گیری از این دانش می توان تکنولوژی همساز با محیط را بکار گرفت. در نهایت همه ی اینها ممکن نخواهد بود مگر اینکه سازمان، تشکیلات و ساختارهای مدیریتی پایه گذاری شود که تمام این تلاش ها را مورد هدایت و حمایت مالی و قانونی قرار دهد. در یک کلام انجام دادن این مهم نیازمند عزم ملی، مدیریت یکپارچه، بسترسازی و ظرفیت سازی اجتماعی است.

