رسانه مسئولیت اجتماعی:محمد مهدی فتوره چی رئیس هیات مدیره انجمن ترویج فرهنگ مسئولیت اجتماعی در نوشته زیر به چرایی تاسیس این انجمن پرداخته است که بخش اول آنرا در ادامه میخوانید:
نیمه ی دوم سال ۱۳۹۹متعاقب ایجاد چند گروه تخصصی به همت چند تن از بهترین کارشناسان و فعالان اجتماعی که وجودشان بسیار الهام بخش بود، تشکلی غیر رسمی با عنوان« انجمن ترویج مسئولیت اجتماعی» در پیام رسان واتس آپ ایجاد شد و در کمتر از یک سال قریب به هزار نفر از استادان، مدرسان و کارشناسان خبره و دانش آموختگان دانشگاهی اعم از دوست و همکار و همکلاسی های دوران تحصیل اعضای هیات موسس در پنج گروه مجازی دعوت به همکاری شدند و امروز که بیش از یک سال از ثبت رسمی این سازمان مردم نهاد می گذرد مرتبا از سوی برخی از اعضای رسمی و غیر رسمی انجمن و نیزکنشگران اجتماعی فعال در سمن های مختلف نگارنده ی این سطور و اعضای هیات مدیره در برابر این پرسش قرار می گیریم که فلسفه و دلایل پیشنهاد ایجاد چنین تشکلی در سطح ملی چه بوده است؟ به عبارت دیگر، چه بینش و افکاری یا عوامل و محرک های محیطی ما را به فکر ایجاد چنین تشکلی انداخت؟ و یا بواسطه ی کدام سرمایه ای و در راستای کدام رویکردی پا به میدان کنشگری میدانی گذاشته ایم؟ و سئوالاتی از این دست که در ادامه، تلاش خواهم کرد به عنوان یکی از اعضای موسس و پیشنهاد دهنده ی انجمن تا جای ممکن سئوالات مطروحه را پاسخ دهم.
در سوابق و تاریخچه ی برخی از سمن های فعال کشوری انگیزه و عوامل ذیل برای ایجاد یک تشکل مدنی برشمرده شده است که اجمالا در ادامه بدانها اشاره می کنم: تجربیات زیسته¬ی حاوی آموزه ها و یا رنج آور فرد در زندگی، احساس نیاز به افزایش آگاهی اجتماعی در موضوعات خاص، وجود افراد دغدغه مند و حمایتگر اجتماعی در میان دوستان و آشنایان، علاقه¬ی ذاتی به فعالیت های اجتماعی داوطلبانه و نیکوکارانه، وجود فرصت های شبکه سازی با همفکران و همالان دردمند و دارای فرصت کافی، امکان دسترسی به منابع مالی، انسانی و یا وجود سرمایه¬ی اجتماعی و ارتباطی کافی، امکان برخورداری از حمایت های دولتی و قانونی، احساس داشتن قدرت تاثیرگذاری و اثربخشی در جوامع خرد و کلان، و نهایتا احساس نیاز به تاثیرات فرهنگی و مذهبی و تغییر برخی بینش ها و باورهای مخرب و ….
در پیدایش این انجمنِ متشکل از دانش آموختگان و دغدغه مندان دانشگاهی هم، برخی از عوامل یادشده بیش از موارد دیگر انگیزه بخش و الهام بخش مان بوده است که در سطور ذیل، برخی از مهم ترین شان را تببین و تشریح می کنم.
تجربه ی زیسته حاوی آموزه ها
هم وطنان و بویژه دانشجویان شاغل به تحصیل در کشورهای خارجی بویژه توسعه یافته از بدو ورود به کشور مقصد، پیوسته در این فکر و اندیشه فرو می غلطند که رمز و راز توسعه یافتگی فرهنگی این جوامع، صرف نظر از تامین زیرساخت ها و سخت افزارهای چشم فریب و اغوا کننده چیست؟ و اینکه چه عواملی موجب شده مردمان این جوامع تا این اندازه مبادی آداب اجتماعی و رانندگی، مراقب محیط زیست، مدافع حقوق حیوانات، محافظ حقوق شهروندان و … و در یک کلام، به لحاظ شاخص های توسعه انسانی از مردمان کشورهای در حال توسعه ای چون ما تا این اندازه برترند؟
اخیرا دکتر فراستخواه در دانشگاه تهران گفته بود:« ۳۰ تا ۵۰ درصد مردم اروپا عضو تشکل های داوطبانه هستند؛ در حالیکه در ایران، تنها یک درصد مردم در چنین تشکل هایی فعالیت دارند!».
مطالعات و بررسی های میدانی ام در زمان تحصیل در فرانسه گویای این واقعیت است که در این کشور با جمعیتی قریب به ۷۰ میلیون نفر بیش از یک و نیم میلیون سازمان مردم نهاد، سندیکا و تشکل های داوطلبانه در حوزه های مختلف فعالیت دارند؛ در حالیکه در کشور ما با جمعیت حدود ۹۰ میلیون نفر با وجود افزایش توجه به مسائل اجتماعی و محیط زیستی در سال های اخیر، تنها ۱۱۰۰۰ سمن با مجوز وزارت کشور و نهادهای دولتی فعال هستند که همین فاصله ی نجومی گواهی بر این واقعیت است که جوامع در حال توسعه، توسعه نخواهند یافت مگر آنکه تعداد سمن ها و تشکل های مردمی به لحاظ کمی توسعه و گسترش یابند؛ در واقع، در کشور فرانسه تقریبا به ازای هر۵۰ نفر یک تشکل مردمی وجود دارد و لذا به نظر می رسد جامعه¬ی ما هم به بلوغ و توسعه یافتگی دست نخواهد یافت؛ مگر آنکه در هر خاندانی یک تشکل داوطلبانه و یاری رسان ایجاد گردد.َ آمار سمن و تشکل های فعال در ایالات متحده امریکا با جمعیتی قریب ۳۳۰ میلیون نفر هم، بالغ بر حدود یک و نیم میلیون سمن وتشکل می رسد و لذا مقایسه¬ی همین دو آمار نشان می دهد که امریکا با جمعیت حدود ۵برابری فرانسه به یک میزان، سازمان مردم نهاد دارد و لذا می توان نتیجه گیری کرد که به رغم توسعه ی زیرساختی و صنعتی، این کشور به لحاظ رشد و بلوغ فرهنگی با فرانسه فاصله¬ی زیادی دارد و شاید از همین روست که مهد فرهنگ و هنر اروپای غربی، کعبه¬ی آمال برخی روشنفکران ادبی و هنری امریکا باشد؛ کشوری که از آن به عنوان سرزمین اعتصابات و جنبش های مختلف اجتماعی وصدالبته مهد فعالیت های داوطلبانه اجتماعی یاد می شود. لذا دریافتم کشور ما هم با فرض گسترش زیرساخت های لازم و توسعه ی چشمگیر در صنعت و حتی در صنایع هوا و فضا توسعه نخواهد یافت جز آنکه به موازت ُبعد نرم افزاری و توسعه¬ی صنایع فرهنگی در توسعه¬ی تشکل های مردم نهاد هم گسترش یابند.
احساس نیاز به افزایش آگاهی اجتماعی در موضوعات خاص
به موازت رشد و توسعه ی سازمان های مردم نهاد، دومین عاملی که در کشور فرانسه موجب ایجاد انگیزه و رغبت به کنشگری اجتماعی شهروندانش می شود اهتمام والدین و نهادهای آموزشی دولتی و خصوصی است که از نخستین سال های تحصیل، متعاقب تدابیر و تلاش های مسئولان نهادها با اصول و مهارت های کنشگری در جامعه آشنا شده و در برخی دوره ها و اردوهای آموزشی و فرهنگی مشارکت داده می شوند. در واقع، تربیت مسئولیت پذیری و اجتماعی دانش آموزان بخشی از نظام آموزشی است و امروزه در برنامه های درسی و فعالیت های فوق برنامه ی مدارس گنجانده می شود.
چندین رویکرد و برنامه¬ی آموزشی بشرح ذیل برای تربیت دانشآموزان به عنوان شهروندان مسئول وجود دارد.
آموزش مدنی: این درس به دانشآموزان اصول حقوق بشر، دموکراسی، و ارزشهای جمهوری فرانسه را آموزش میدهد. هدف آن این است که دانشآموزان را با وظایف و حقوق خود به عنوان شهروند آشنا کند.
برنامههای مشارکتی: مدارس تشویق میشوند تا برنامههای مشارکتی و پروژههای اجتماعی را برگزار کنند که در آن، دانشآموزان میتوانند در فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی یا محیط زیستی شرکت کنند. این نوع فعالیتها به آنها کمک میکند تا احساس مسئولیت اجتماعی پیدا کنند.
آموزش اخلاق و ارزشها: در برخی از مدارس، آموزش اخلاق و ارزشها به عنوان بخشی از برنامه¬ی درسی دانش آموزان گنجانده شده است. این آموزشها معمولاً شامل مباحثی مانند احترام به دیگران، همدلی، و کار گروهی است.
فعالیتهای فوقبرنامه: مدارس فرانسه معمولاً فعالیتهای فوقبرنامهای مانند کلوپهای فرهنگی، ورزشی و هنری دارند که به دانشآموزان فرصت میدهد تا مهارتهای اجتماعی و رهبری را توسعه دهند.
آموزش مهارتهای زندگی: برخی از مدارس به آموزش مهارتهای زندگی مانند مدیریت زمان، حل مسأله، و کار تیمی میپردازند که به دانشآموزان کمک میکند تا در آینده مسئولیتپذیرتر باشند.
توجه به تنوع فرهنگی: با توجه به تنوع فرهنگی در فرانسه، برنامههای آموزشی به ترویج احترام به تفاوتها و فرهنگهای مختلف نیز میپردازند.
این رویکردها و برنامهها در کنار برنامه های آموزشی رسانه های همگانی به تربیت نسل جوان متعهد و آگاه کمک میکند تا نه تنها از نظر علمی، بلکه از نظر اجتماعی نیز مسئولیتپذیر گردند؛ لذا نگارنده¬ی این سطور هم معتقد است وزارت آموزش و پرورش باید در سند چشم اندازش، رویکرد و برنامه های یادشده را در سند تحولش بگنجاند تا در تمام نهادهای آموزشی کشور اجباری گردد و پیش از بازنگری سند یادشده هم انتظار است مدیران و انجمن های اولیاء و مربیان این رویکردها و برنامه ها را نصب العین خود قرار دهند و در مسئولیت پذیر کردن دانش آموزان نسبت به خانواده، مدرسه، اجتماع، محیط زیست از هیچ تلاشی دریغ نکنند.
ادامه دارد ….
