رسانه مسئولیت اجتماعی- شریفه جمشیدی: مردادماه برای اهالی صنعت و تولید، دیگر فقط پیامآور گرمای تابستان نیست؛ بلکه آغاز فصل دلهره است. دلهره از لحظهای که عقربههای ساعت به اوج تقاضا میرسند و ناگهان، سکوتی مرگبار جایگزین صدای ممتد ماشینآلات در کارخانهها میشود. ناترازی برق در سالهای اخیر از یک چالش فنی به یک مانع بزرگ در مسیر مسئولیتپذیری اقتصادی تبدیل شده است. واقعیت عریان این است: بدون برق، چرخ تولید نه فقط کُند، که کاملاً متوقف میشود.
وقتی ماشینها میخوابند؛ فراتر از ضرر مالی
توقف خط تولید بر اثر قطعی ناگهانی برق، صرفاً به معنای کاهش آمار خروجی کارخانه نیست. این اتفاق، جراحتی عمیق بر پیکره «پایداری» سازمان است. وقتی برق قطع میشود:
– سرمایههای انسانی معطل میمانند: هزاران نیروی کار که آمادگی تولید دارند، ناچار به بطالت اجباری میشوند که این خود ضربهای به انگیزه و بهرهوری نیروی کار است.
– تجهیزات آسیب میبینند: شوکهای ناشی از قطع و وصل ناگهانی جریان برق، عمر مفید ماشینآلات گرانقیمت را کاهش داده و هزینههای تعمیر و نگهداری را به شدت بالا میبرد.
– تعهدات از دست میروند: شرکتی که نتواند به دلیل قطعی برق، سفارش مشتری را به موقع تحویل دهد، اعتبار خود را در بازار از دست میدهد؛ اعتباری که ساختن آن سالها زمان برده است.
مسئولیت اجتماعی و حق دسترسی به انرژی
در نگاه مدرن به مسئولیت اجتماعی، تنها شرکتها مسئول نیستند؛ بلکه حاکمیت و دستگاههای متولی نیز در قبال «تأمین زیرساخت برای پایداری تولید» مسئولیت اجتماعی دارند. ناترازی انرژی نشاندهنده یک شکاف بزرگ در برنامهریزیهای کلان است که بار آن بهطور مستقیم بر دوش تولیدکننده و کارگر میافتد. مسئولیت اجتماعی در این حوزه یعنی شفافیت در اعلام جداول خاموشی و عدالت در توزیع انرژی، تا تولیدکننده بتواند حداقل برای «توقفِ ناگزیر» برنامهریزی کند.
امنیت شغلی در گروِ استمرار جریان برق
نباید فراموش کرد که هر ساعت خاموشی در بخش صنعت، مستقیماً امنیت شغلی و معیشت کارکنان را تهدید میکند. کارخانهای که نیمی از روز را در تاریکی به سر میبرد، در بلندمدت توان پرداخت دستمزد و حفظ نیروهای خود را نخواهد داشت. از این منظر، ناترازی برق یک چالش صرفاً اقتصادی نیست، بلکه یک «بحران اجتماعی» است که میتواند منجر به ناپایداری در جوامع کارگری شود.
راهکار در بنبست انرژی چیست؟
اگرچه حل کامل ناترازی در کوتاهمدت ممکن نیست، اما مسئولیتپذیری ایجاب میکند که سازمانها به سمت «خودتأمینی انرژی» حرکت کنند. سرمایهگذاری در نیروگاههای خورشیدی کوچک یا ارتقای سیستمهای ذخیرهسازی انرژی، دیگر یک انتخاب فانتزی نیست؛ بلکه شرط بقای تولید در سال ۱۴۰۴ است. از سوی دیگر، مطالبهگری انجمنهای صنفی و رسانههای مسئولیت اجتماعی برای اولویتبخشی به بخش تولید در تخصیص انرژی، یک ضرورت حیاتی است.
تولید، قربانی خاموشی
در آخر باید گفت نمیتوان از توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سخن گفت اما اجازه داد چرخهای تولید به دلیل ناترازی انرژی از حرکت بایستند. خرداد ۱۴۰۴ آزمونی بزرگ برای مدیریت منابع در کشور است. باید بپذیریم که خاموشی در بخش صنعت، خاموشی در بخش اشتغال و اقتصاد ملی است. صیانت از جریان برق، صیانت از حیات تولید است.
