✍ دکتر محمدرضا مقدسی
موسس خانه تابآوری و مشاور عالی ماموریت ملی تابآوری فرهنگی
مسئولیت اجتماعی مفهومی است که در سالهای اخیر جایگاهی مهم در ادبیات توسعه، آموزش، شهروندی، محیطزیست و حکمرانی پیدا کرده است.
در نگاه نخست ممکن است مسئولیت اجتماعی بیشتر با عملکرد شرکتها، دولتها، سازمانهای مدنی و نهادهای عمومی پیوند خورده باشد، اما ریشههای عمیق آن را باید در جایی بسیار نزدیکتر به زندگی روزمره انسان جستوجو کرد: خانه و خانواده.
خانه نخستین فضای اجتماعی است که انسان در آن مفهوم دیگری، حق، وظیفه، همکاری، احترام، عدالت و پیامد رفتار خود را تجربه میکند. از همین رو میتوان گفت کیفیت مسئولیت اجتماعی در یک جامعه تا اندازه زیادی با الگوهایی ارتباط دارد که افراد از نخستین سالهای زندگی فرا میگیرند.
خانواده نخستین بستر آموزش احترام، همکاری، عدالت، مسئولیتپذیری و مشارکت است. این ارزشها زمینهساز شکلگیری شهروندانی آگاه، توسعه پایدار و جامعهای مسئول در مقیاس ملی و جهانی هستند.
مسئولیت اجتماعی و تابآوری رابطهای دوسویه و تقویتکننده دارند. مسئولیت اجتماعی با گسترش اعتماد، مشارکت، همبستگی، سرمایه اجتماعی و احساس تعلق، ظرفیت افراد و جوامع را برای مواجهه با بحرانها افزایش میدهد. به عبارت دیگر تقویت مسئولیت اجتماعی در خانواده، سازمان و جامعه، یکی از عوامل مؤثر در ارتقای تابآوری فردی، اجتماعی و نهادی به شمار میآید.
یونسکو «مسئولیت اجتماعی» را در حوزه علوم اجتماعی و انسانی و در پیوند با سیاست اجتماعی طبقهبندی کرده است؛ موضوعی که گستردگی این مفهوم و ارتباط آن با زندگی جمعی را نشان میدهد.
سازمان ملل نیز در تعریف شهروندی جهانی، مسئولیت افراد و جوامع را در حوزههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیطزیستی در مقیاسی فراتر از مرزهای ملی مطرح میکند و مسئولیت اجتماعی را بخشی از رفتار شهروندی در جهان بههمپیوسته امروز میداند.
اگر مسئولیت اجتماعی را توانایی و آمادگی انسان برای درک تأثیر رفتار خود بر دیگران و پذیرفتن سهم خویش در بهبود زندگی مشترک بدانیم، خانواده نخستین میدان تمرین آن خواهد بود
کودکی که یاد میگیرد وسایل مشترک خانه را حفظ کند، در کارهای خانه مشارکت داشته باشد، حق دیگر اعضای خانواده را رعایت کند، مسئولیت اشتباه خود را بپذیرد، منابعی مانند آب و انرژی را هدر ندهد و در برابر مشکلات اطرافیان بیتفاوت نماند، در حال تجربه شکل اولیه مسئولیت اجتماعی است.
اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که مسئولیت اجتماعی را از زاویه رفتارهای کوچک و تکرارشونده بررسی کنیم. جامعه از میلیونها تصمیم روزانه تشکیل شده است. رعایت نوبت، احترام به قانون، حفظ محیطزیست، کمک به افراد آسیبپذیر، صداقت در کار، پرداخت عادلانه حقوق دیگران، احترام به تفاوتهای فرهنگی، مراقبت از اموال عمومی و مشارکت در حل مسائل محلی، رفتارهایی هستند که به یک فرهنگ اجتماعی تبدیل میشوند. بسیاری از زمینههای روانی و اخلاقی چنین رفتارهایی پیش از ورود فرد به محیط کار و عرصه عمومی شکل گرفتهاند.
نگاه جهانی به این مسئله نیز اهمیت خانواده را برجسته میکند. یونیسف خانواده را محیط اولیه تجربه محبت، امنیت، یادگیری و احساس تعلق برای کودکان معرفی میکند و روابط خانوادگی حمایتگر را از پایههای رشد، اعتماد و تابآوری آنان میداند.
این دیدگاه نشان میدهد مسئولیت اجتماعی را نمیتوان صرفاً در بزرگسالی و از طریق قوانین و مقررات ایجاد کرد. زمینههای آن از دوران کودکی و از تجربه زندگی مشترک آغاز میشود.
در شرق آسیا، مسئله خانواده و مسئولیت جمعی سابقه فرهنگی عمیقی دارد. مطالعات انجام شده در چین و در باره آموزش شهروندی نشان داده است خانواده، مدرسه و جامعه هر سه میتوانند عرصه شکلگیری شهروندی باشند و ارزشهایی مانند همکاری، همیاری و توجه به اجتماع در سنتهای اجتماعی این کشور جایگاه قابل توجهی داشتهاند.
همین پژوهش در عین حال نشان میدهد تمرکز بسیار زیاد برخی خانوادهها بر موفقیت تحصیلی میتواند موجب کمرنگشدن بعضی ابعاد تربیت اخلاقی و اجتماعی شود.
این تجربه درس مهمی در خود دارد: موفقیت فردی زمانی به توسعه اجتماعی پایدار کمک میکند که همراه با درک مسئولیت فرد در برابر دیگران رشد کند.
مطالعات مشابهی درباره کودکان دبستانی در کره جنوبی نیز ارتباط میان ارتباط والد و فرزند و شکلگیری شهروندی دموکراتیک کودکان را بررسی کرده و عواملی مانند آگاهی مدنی و آمادگی برای مشارکت اجتماعی را مورد توجه قرار داده است.
چنین یافتههایی اهمیت کیفیت گفتوگو در خانواده را برجسته میکنند. وقتی کودک اجازه دارد پرسش کند، نظر بدهد، شنیده شود و در عین حال شنیدن نظر دیگران را بیاموزد، خانواده به محیطی برای تمرین مشارکت تبدیل میشود.
در اروپا نیز مسئولیت اجتماعی در ارتباط با آموزش شهروندی مورد توجه قرار گرفته است. بنظر میرسد مدارس در این الگو وظیفه دارند ارتباط میان مسائل محلی و چالشهای جهانی را برای دانشآموزان قابل فهم کنند.
این رویکرد یک نکته مهم را آشکار میکند: خانواده و مدرسه دو فضای جدا از یکدیگر نیستند. اگر کودک در مدرسه درباره حفاظت از محیطزیست آموزش ببیند، اما در خانه مصرف بیرویه را طبیعی مشاهده کند، میان آموزش و تجربه روزمره او فاصله ایجاد میشود.
اگر درباره برابری و احترام آموزش ببیند، اما تبعیض را در روابط خانوادگی تجربه کند، مفهوم مسئولیت اجتماعی برای او به دانشی نظری تبدیل خواهد شد. قدرت خانواده در این است که ارزشها را از سطح گفتار وارد سطح تجربه میکند.
در اغلب جوامع اروپایی، آموزش شهروندی با مشارکت اجتماعی و تجربه حضور در اجتماع نیز پیوند خورده است. بعنوان نمونع پژوهش درباره برنامههای یادگیری اجتماعی در آلمان نشان داده است مشارکت اجتماعی میتواند فرصتی برای درگیرکردن جوانان با مسائل جامعه ایجاد کند، هرچند برای رسیدن به شهروندی فعال، تفکر انتقادی و فهم زمینههای اجتماعی مسائل نیز اهمیت دارد.
بنابراین مسئولیت اجتماعی به اطاعت از قواعد محدود نمیشود؛ فرد مسئول باید بتواند درباره پیامد تصمیمات فکر کند، مسئله را بشناسد و برای اصلاح شرایط نیز مشارکت داشته باشد.
در سطح بینالمللی، مفهوم «شهروند جهانی» این بحث را یک گام جلوتر میبرد. سازمان ملل در برنامه آموزش شهروندی جهانی، بر پرورش احترام به انسانها، احساس تعلق به بشریت مشترک و توانایی مشارکت فعال در مواجهه با چالشهای جهانی تأکید میکند.
مسائلی مانند فقر، تغییرات اقلیمی، نابرابری، خشونت، مهاجرت، تبعیض و توسعه پایدار دیگر در محدوده مرزهای یک کشور قابل بررسی نیستند.
از این منظر، مسئولیت اجتماعی که از خانه آغاز میشود میتواند تا سطح مسئولیت جهانی گسترش پیدا کند. کودکی که خاموشکردن چراغ اضافی را یاد میگیرد، نخست با مدیریت یک هزینه خانوادگی مواجه است؛ در سطحی وسیعتر همین رفتار با مصرف انرژی و حفاظت از منابع ارتباط پیدا میکند. کودکی که میآموزد غذا را هدر ندهد، در آینده راحتتر میتواند رابطه میان مصرف، منابع محدود و امنیت غذایی را درک کند. فردی که احترام به تفاوتها را در خانواده تجربه کرده باشد، ظرفیت بیشتری برای زندگی در جوامع چندفرهنگی خواهد داشت.
مسئولیت اجتماعی در کشورهای مختلف شکل یکسانی ندارد، زیرا خانوادهها تحت تأثیر تاریخ، فرهنگ، اقتصاد، دین، ساختار سیاسی و شرایط اجتماعی متفاوت زندگی میکنند. در بعضی جوامع، حمایت از سالمندان جلوه پررنگ مسئولیت خانوادگی است.</p>
در برخی دیگر استقلال فردی، داوطلبی اجتماعی یا حفاظت از محیطزیست بیشتر مورد تأکید قرار می
گیرد. در بسیاری از جوامع آسیایی مفهوم تعهد خانوادگی و جمعگرایی اهمیت زیادی دارد، در حالی که در بخشهایی از اروپا و آمریکای شمالی مسئولیت شهروندی در کنار استقلال و حقوق فردی توسعه یافته است.</p>
در جوامع آفریقایی و بسیاری از اجتماعات بومی نیز پیوندهای گسترده خانوادگی و اجتماع محلی میتواند نقش مهمی در مراقبت، حمایت و تقسیم مسئولیت داشته
باشد. تفاوت این الگوها مانع رسیدن به یک نقطه مشترک نیست: انسان در ارتباط با دیگران زندگی میکند و تصمیمهای او پیامد اجتماعی دارند.
در جهان دیجیتال نیز مفهوم مسئولیت اجتماعی وارد مرحله تازهای شده است. خانه امروز نخستین محل مواجهه بسیاری از کودکان با تلفن همراه، شبکههای اجتماعی، بازیهای آنلاین و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی است.
احترام به حریم خصوصی، بررسی صحت اطلاعات پیش از انتشار، خودداری از آزار دیگران در فضای مجازی، حفاظت از اطلاعات شخصی، رعایت حقوق تولیدکنندگان محتوا و درک اثر کلمات بر دیگران، صورتهای جدید مسئولیت اجتماعی هستند. آموزش چنین رفتارهایی نیز میتواند از خانواده آغاز شود.
از سوی دیگر، مسئولیت اجتماعی نباید به انتقال تمام بار مشکلات جامعه بر دوش خانوادهها منجر شود. خانوادهای که با فقر شدید، ناامنی، تبعیض، جنگ یا محرومیت آموزشی مواجه است، امکانات مشابه خانوادهای برخوردار از امنیت اقتصادی و خدمات عمومی مناسب ندارد.
دولتها وظیفه دارند ساختارهای عادلانه ایجاد کنند، مدارس باید آموزش شهروندی مؤثر ارائه دهند، شرکتها باید پیامدهای اجتماعی و محیطزیستی فعالیت خود را مدیریت کنند و رسانهها نیز در برابر اطلاعات و فرهنگی که منتشر میکنند مسئول هستند. مسئولیت اجتماعی زمانی قدرتمند میشود که از سطح فرد و خانواده تا مدرسه، بازار، سازمان، دولت و نهادهای بینالمللی امتداد پیدا کند.
در این میان، خانه منزلت و جایگاهی متفاوت دارد؛ زیرا نخستین تجربه انسان از قدرت، عدالت، مشارکت و پاسخگویی در همین محیط اتفاق میافتد. وقتی والدین اشتباه خود را در برابر فرزند میپذیرند، مسئولیتپذیری را آموزش میدهند. وقتی وظایف خانه متناسب و منصفانه تقسیم میشود، عدالت تمرین میشود. وقتی درباره خرید یک وسیله یا برنامه خانوادگی گفتوگو صورت میگیرد، مشارکت معنا پیدا میکند. وقتی با سالمند، همسایه، کارگر، مهاجر یا فردی با سبک زندگی متفاوت محترمانه رفتار میشود، احترام اجتماعی از یک مفهوم ذهنی به تجربهای واقعی تبدیل میشود.
بر این اساس میتوان رابطه میان خانواده و آینده جهان را مشاهده کرد. بحرانهای بزرگ قرن بیستویکم به انسانهایی نیاز دارند که بتوانند فراتر از منفعت فوری خود فکر کنند.
تغییرات اقلیمی بدون تغییر رفتار مصرفکنندگان حل نمیشود؛ نابرابری بدون حساسیت جامعه نسبت به عدالت کاهش پیدا نمیکند؛ دموکراسی بدون مشارکت شهروندان پایدار نمیماند؛ و همزیستی مسالمتآمیز بدون پذیرش تفاوتها امکان رشد پیدا نمیکند. همه این موارد به درجات مختلف با مسئولیت اجتماعی ارتباط دارند.
پایان سخن اینکه جمله «مسئولیت اجتماعی از خانه آغاز میشود» را میتوان یک اصل تربیتی و اجتماعی دانست. مسئولیت اجتماعی مسیری است که از رفتارهای ساده روزانه شروع میشود و میتواند به انتخابهای بزرگ شهروندی برسد. خانه نقطه آغاز این مسیر است، مدرسه آن را گسترش میدهد، جامعه آن را به تجربه جمعی تبدیل میکند و نهادهای عمومی برای آن ساختار ایجاد میکنند.
جهانی مسئولتر از خانوادههایی ساخته میشود که در آنها احترام، انصاف، همدلی، گفتوگو، مراقبت از منابع، پذیرش پیامد تصمیمها و مشارکت در حل مشکلات به بخشی از زندگی روزانه تبدیل شده باشد.
اگر انسان از کودکی بیاموزد که رفتار او بر زندگی دیگری اثر دارد، در بزرگسالی نیز جامعه را فضایی بیرون از مسئولیت خود نخواهد دید. در چنین نگاهی، مسئولیت اجتماعی یک شعار سازمانی یا اصطلاح مدیریتی نیست؛ شیوهای برای زندگی است که از رابطه انسان با نزدیکترین افراد پیرامونش آغاز میشود و مرزهای آن میتواند تا سراسر جهان امتداد پیدا کند.
