✍سیده سمیه رضوی
پژوهشگر مسئولیت اجتماعی و مدیریت پایداری
در ۱۶ سپتامبر، سازمان بینالمللی استاندارد (ISO) پس از سالها انتظار، ششمین ویرایش پرمخاطبترین استاندارد مدیریت در جهان یعنی ISO 9001:2026 را رسماً منتشر کرد.
برای من که بیش از دو دهه در سازمانهای گوناگون با این استاندارد زندگی کردهام، بندهایش را پیاده ساختهام و افتوخیزهای نظامهای مدیریتی را از نزدیک لمس کردهام، این ویرایش یک بهروزرسانی ساده یا بازآرایی چند واژه نبود. این بار با متنی مواجهیم که بوی رنسانس میدهد؛ رنسانسی که تعاریف قدیمی ما از «کیفیت» را به چالش میکشد.
واقعیت این است که سالهاست بسیاری از سازمانها در دام «مدیریت ویترینی» و انطباقهای صوری گرفتار ماندهاند؛ زونکنهایی پر از دستورالعملهای خاکگرفته و مدارکی که تنها برای روز ممیزی روی میز چیده میشدند. اما جهان واقعی منتظر ممیزیهای ما نماند.
بحرانهای زنجیره تأمین، تلاطمهای اقلیمی و تحولات پرشتاب داده و هوش مصنوعی نشان دادند سازمانی که صرفاً به «تولید محصول یکنواخت طبق مشخصات فنی» دل خوش کرده، ممکن است فردا اصلاً وجود نداشته باشد.
چرخش سازمان بینالمللی ایزو در نسخه ۲۰۲۶ دقیقاً همین نقطه کور را هدف گرفته است: ردپای آشکار پایداری و تابآوری در تاروپود فرایندهای کسبوکار.
اگر تا دیروز پایداری، مسئولیت اجتماعی یا ملاحظات اقلیمی در بسیاری از شرکتها به یک بخش تشریفاتی در گزارش سالانه یا پیوستی جداگانه در روابط عمومی محدود میشد، در ویرایش جدید، نگاه به بافت سازمان، ذینفعان و مدیریت ریسک به گونهای دگرگون شده که کیفیت بدون «پایداری» و بدون «توان بقا در شرایط بحرانی» عملاً بیمعناست.
ایزو این بار به مدیران یادآوری میکند که رضایت مشتری فقط به معنای تحویل بهموقع کالا نیست؛ جامعه، محیطزیست و زنجیره ارزش سازمان، همگی ذینفعانی هستند که نادیده گرفتن آنها بقای سازمان را ناممکن میسازد.
این چرخش نشان میدهد که دوران «انطباق صرف» تمام شده و عصر «مدیریت زنده و متصل به زیستبوم» آغاز گشته است. اکنون دیگر نمیتوان فرایندها را جزیرهای، بسته و بیتوجه به ردپای منابع، تغییرات اقلیمی و جریان دادههای واقعی طراحی کرد.
انتشار ویرایش ششم استاندارد ISO 9001، نقطه پایانی بر نگاه تکبُعدی و سنتی به مفهوم«کنترل کیفیت» و سرآغاز عصری نوین در «حکمرانی پایدار سازمانی» است. این ویرایش، بلوغ چهار دههای مدیریت کیفیت را با واقعیتهای قرن بیستویکم پیوند زده و سیستمهای مدیریتی را از مستندسازیهای صوری به سمت خلق تابآوری واقعی سوق داده است.
تمرکز بنیادین ISO 9001:2026 بر این اصل استوار است که کیفیت یک محصول یا خدمت، بدون پایداری بافت سازمان و آمادگی در برابر تکانههای محیطی و اقلیمی معنایی نخواهد داشت. بازتعریف چرخه PDCA همراه با دو بال مجزای تفکر مبتنی بر ریسک(برای مهار ناشناختهها) و تفکر مبتنی بر فرصت(برای شکار افقهای نوآوری)، این پیام روشن را به همراه دارد: سازمانهایی در آینده دوام خواهند آورد که نه تنها فرایندهای خود را پایش کنند، بلکه برای دگرگونیهای اقلیمی، پویایی نیروی انسانی و تعهدات زنجیره ارزش آمادگی فعالانه داشته باشند.
در این استاندارد، کیفیت صرفاً یک خروجی فنی نیست؛ بلکه بازتاب مستقیم فرهنگ سازمانی، اخلاق حرفهای و تعهد رهبری ارشد است. تلفیق نیازهای ذینفعان با معیارهای پایداری، نشان میدهد که کیفیت پایدار، همان زیربنای حاکمیت شرکتی و پاسخگویی به نسلهای آینده است.
پیادهسازی این ویرایش، سازمان را از انفعال عملیاتی خارج ساخته و آن را به نهادی پیشرو، اثرگذار و تابآور بدل میسازد.اگر بخواهیم کانونهای اصلی تمرکز در ویرایش ۲۰۲۶ بر خلاف ویرایشهای گذشته که صرفاً بر «تطابق فرایندی» یا «مدیریت ریسکهای عملیاتی» تأکید داشتند، پارادایم کیفیت را به سمت پایداری، چابکی و فرهنگ سازمانی هدایت کرده است. ۵ محور کلیدی تمرکز این ویرایش عبارتاند از:
تفکیک نظاممند «ریسکها» از «فرصتها» :در نسخه ۲۰۱۵، عبارت «ریسکها و فرصتها» در کنار هم استفاده میشد و عملاً سازمانها تنها به مدیریت ریسکهای منفی میپرداختند. در ۲۰۲۶، تفکر مبتنی بر ریسک (جلوگیری از عدم قطعیتهای مخرب) از تفکر مبتنی بر فرصت (خلق ارزش، نوآوری و مزیت رقابتی) تفکیک شده و نیازمند سازوکار اجرایی مستقل است.
نهادینهسازی «فرهنگ کیفیت» و «رفتار اخلاقی» :کیفیت دیگر صرفاً یک چکلیست ممیزی نیست. استاندارد جدید مستقیماً رهبری سازمان را متعهد میکند که فضای کاری، تصمیمگیریها و رفتار پرسنل بر پایه اخلاق حرفهای، شفافیت و تعلق خاطر به کیفیت پایدار بنا شود.
پایداری سازمانی و ادغام ملاحظات اقلیمی: سازمانها موظفاند ارتباط بافت سازمان و ریسکهای ناشی از تغییر اقلیم، بحران منابع و پایداری بلندمدت را در زنجیره ارزش و فرایندهای خود لحاظ کنند.
تابآوری و مدیریت دگرگونی: در دنیایی سرشار از اختلالات فناوری و بحرانهای محیطی، استاندارد روی توانایی سازمان برای جذب شوکها، انطباقپذیری سریع فرایندها و تغییرات کنترلشده با حداقل افت کیفیت تمرکز کرده است.
یکپارچگی ساختاری با سایر سیستمهای نوین مدیریتی :همراستایی ساختار سند با راهنماهای تحول دیجیتال، استانداردهای پایداری و حاکمیتی (مانند استانداردهای افشای ESG و سری ISO 53000)، اجرای یکپارچه و به دور از جزیرهای عمل کردن را تسهیل میکند.
به باور من، ویرایش جدید ISO 9001 قواعد بازی را تغییر داده است؛ نه به قصد سختتر کردن ممیزیها، بلکه برای نجات سازمانها از لختی و انقراض در دنیای پرتلاطم فردا.
این استاندارد در ویرایش ۲۰۲۶ پیامی رسا دارد: کیفیتِ آینده، یا «پایدار و تابآور» است، یا اصولاً کیفیتی در کار نخواهد بود. برای ما مدیرانی که عمری را در مسیر بهبود و خدمت گذراندهایم، این ویرایش یک فرصت طلایی است تا استاندارد را از قفسههای بایگانی خارج کنیم و آن را به قطبنمای واقعی پایداری و بقای سازمان بدل سازیم.
