تحریریه رسانه مسئولیت اجتماعی: رئیسجمهور مصوبه بازگشایی اینترنت بینالملل را ابلاغ کرد. خبری کوتاه، اما با پیچیدگیهایی به اندازهی یک کتاب. وقتی صحبت از باز شدن اینترنت میشود، ذهن بسیاری ما ناخودآگاه به سمت مفاهیم امنیتی، فیلترینگ و مرزهای سیاسی میرود. اما اگر بخواهیم عینک «مسئولیت اجتماعی» را بزنیم و به این موضوع از زاویهی یک خانواده، یک کارمند، یا یک دانشآموز نگاه کنیم، ماجرا فراتر از کابلها و سرورهاست. داستان بازگشایی اینترنت، داستان بازگشت اعتماد و تعامل است.
اینترنت بسته؛ دیواری بین ما و دنیای مدرن
بیایید صادق باشیم؛ قطع کامل اینترنت، حتی اگر به نام امنیت باشد، مثل بستن پنجرههای خانه در زمستان است. شاید هوای سمی بیرون را نگه دارد، اما اکسیژن داخل خانه هم کم میشود. در ماههای گذشته، ما هزینهی این امنیت مطلق را دیدیم. دانشآموزی که نمیتواند برای یک پروژهی تحقیقی به منابع جهانی دسترسی داشته باشد، فریلنسری که درآمدش از طریق بازارهای جهانی قطع شده، و بیماری که راههای نوین درمان یا مشاورهای را در اینترنت گم میکند.
قطع اینترنت، فقط ارتباط با بیرون را قطع نمیکند؛ بلکه جریان خون اقتصاد خرد و یادگیری غیررسمی جامعه را هم کند میکند. این وقفه، شکاف دیجیتالی ایجاد میکند که پر کردن آن، سالها زمان و سرمایه نیاز دارد.
چرا باز بودن به معنای بیقانون بودن نیست؟
نگرانیهای امنیتی و حفظ حریم خصوصی، دلایل موجهی هستند. اما تجربهی جهانی نشان داده که بهترین راه برای مقابله با محتوای مخرب یا تهدیدات امنیتی، حذف کانال نیست، بلکه تقویت سواد دیجیتال و الگوریتمهای هوشمند است. ما نمیتوانیم با بستن در، خودمان را از طوفان محافظت کنیم؛ باید یاد بگیریم چگونه در طوفان بایستیم.
بازگشایی اینترنت، یک امتیاز نیست؛ یک حق طبیعی در دنیای متصل است. وقتی درها باز میشوند، نور بیشتری میتابد، اما سایهها هم مشخصتر میشوند. وظیفهی ما به عنوان یک جامعهی مسئول، آموزش است، نه محرومیت. باید به شهروندان ابزاری داد تا بتوانند در دریای اطلاعات، شنا کنند، نه اینکه آنها را در حوضچهای محدود نگه داریم و انتظار داشته باشیم غرق نشوند.
پیامدهای پنهان؛ اقتصاد امید و دیپلماسی مردمی
اینترنت باز، یعنی بازار کار باز. برای جوانی که میخواهد مهارتش را در بازار جهانی بفروشد، اینترنت محدود یعنی بیکاری اجباری. برای استارتاپی که میخواهد محصولش را به همسایگان صادر کند، اینترنت بسته یعنی مرزهای بسته. بازگشایی اینترنت، سیگنالی است به بازار که ما دوباره آمادهی تجارت و تعامل هستیم. این امید، گرانبهاترین کالا برای اقتصاد یک کشور است.
علاوه بر این، اینترنت، دیپلماسی مردمی است. وقتی اینترنت باز باشد، مردم ایران میتوانند خودشان را به جهان نشان دهند، نه آنطور که رسانههای دیگر تعریف میکنند، بلکه آنطور که واقعاً هستند. این تبادل فرهنگی، خود به خود بزرگترین سد در برابر تعصبات و ترسهاست.
از کنترل به مدیریت
مصوبهی رئیسجمهور، گامی در جهت بازگشت به عقلانیت است. اما سوال اینجاست: آیا زیرساختهای قانونی و آموزشی برای این بازگشت آماده است؟ آیا میتوانیم به جای سانسور، نظارت هوشمند را توسعه دهیم؟
رسانه مسئولیت اجتماعی بر این باور است که اینترنت، فراتر از یک ابزار فنی، رکنی اساسی از حقوق شهروندی و بستری برای تحقق عدالت است. از این منظر، اینترنت خانهی مشترک ما در فضای مجازی است؛ جایی که شهروندان نه تنها مصرفکننده، بلکه ناظر و سازندهی آن هستند. بنابراین باز کردن اینترنت، پایان راه نیست، بلکه آغاز یک مأموریت اجتماعی بزرگ است: چالش زندگی در کنار هم، بدون دیوارهای نامرئی، اما با سدی هوشمند از سواد و آگاهی.
بیایید امیدوار باشیم که این بار، درها برای همیشه باز بمانند؛ نه فقط برای تماشا، بلکه برای اینکه بتوانیم در سایهی مسئولیتپذیری همگانی، نفس بکشیم، یاد بگیریم و زندگی کنیم.
