تحریریه رسانه مسئولیت اجتماعی: سازمان ملل متحد در گزارش تازهای با عنوان «داراییهای پنهان»، توجیه اقتصادی و بهداشتی خیرهکنندهای برای مقابله با تغییرات اقلیمی و آلودگی هوا ارائه کرده است.
بر اساس این ارزیابی، سرمایهگذاری در حوزه هوای پاک، برخلاف تصور رایج، نه یک هزینه اضافی، بلکه یک فرصت اقتصادی است که بازگشت سرمایه آن به نسبت ۱۵ به ۱ برآورد شده است؛ یعنی هر ۱ دلاری که امروز هزینه شود، ۱۵ برابر سود به جامعه بازمیگرداند.
سودی فراتر از تصور
اجرای ۲۵ اقدام کلیدی در حوزههای استراتژیک، نظیر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر (خورشیدی و بادی)، گسترش خودروهای برقی و کنترل نشت گاز متان، میتواند موتور محرکی برای اقتصاد جهانی باشد.
این اقدامات قادرند تا سال ۲۰۵۰، سودی معادل ۴.۵ درصد از کل تولید ناخالص جهانی ایجاد کنند؛ رشد مالی عظیمی که مستقیماً بر ثروت جهانی اثر میگذارد. اما منظور از این سود، تنها بازده مالی مستقیم نیست، بلکه این رشد شامل کاهش هزینههای درمان بیماریهای ریوی، افزایش بهرهوری نیروی کار به دلیل ارتقای سلامت و ایجاد میلیونها فرصت شغلی جدید در صنایع سبز است.
پیشبینی میشود این اثرات مثبت اقتصادی تا سال ۲۱۰۰ به ۱۱.۴ درصد از کل اقتصاد جهان برسد. در واقع، هزینهای که امروز برای تغییر زیرساختها پرداخت میشود، در برابر سودی که از طریق بهبود سلامت و کارایی اقتصادی به دست میآید، بسیار ناچیز است.
سرمایهای برای سلامت و زندگی
با توجه به این گزارش، تاثیر این اقدامات تنها به نفع دولتها و سرمایهگذاران نیست، بلکه مستقیماً با حق زندگی انسانها در ارتباط است. تخمین زده میشود که اجرای فوری این طرحها میتواند تا اواسط قرن جاری از ۱۴۴ میلیون مرگ زودرس جلوگیری کند. آلودگی هوا سالانه میلیونها نفر را دچار بیماریهای قلبی، سکته مغزی و سرطان ریه میکند؛ بنابراین، هر اقدامی برای پاکسازی هوا، در واقع یک اقدام نجاتبخش است.
علاوه بر سلامت انسان، زمین نیز از این اقدامات سود میبرد. کاهش آلایندههای کوتاهمدت اما بسیار قدرتمند مانند «متان» و «کربن سیاه» (که اثر گرمکنندگی بسیار زیادی دارند)، میتواند به طور موثر مانع از افزایش ۱.۴ درجهای دمای زمین تا سال ۲۱۰۰ شود. این یعنی جلوگیری از سیلهای ویرانگر، خشکسالیهای شدید و نابودی بسیاری از اکوسیستمهای طبیعی جهان.
چالش اصلی: سرعت اجرا و تغییر نگرش مدیریتی
با وجود سودآوری خیرهکننده، بزرگترین مانع پیشرو، «تردید در اجرا» و «عدم هماهنگی میان نهادها» است. بسیاری از دولتها هنوز با نگاه قدیمی به محیطزیست نگاه میکنند و اقدامات اقلیمی را به عنوان هزینههای اجباری میبینند که بودجه آنها را کم میکند.
کارشناسان هشدار میدهند که باید نگرش مدیریتی تغییر کند و این اقدامات به عنوان زیرساختهای مولد دیده شوند؛ درست مثل ساختن یک جاده یا پل که در ابتدا هزینه دارد اما در آینده سود به ارمغان میآورد.
اگر دولتها و سرمایهگذاران بتوانند امور مالی خود را با اهداف بهداشتی و اقلیمی ادغام کنند، میتوانند از ضررهای تریلیون دلاری ناشی از تأخیر جلوگیری کنند. در غیر این صورت، شکافهای مدیریتی و بوروکراسیهای اداری ممکن است اجرای کامل این طرحهای حیاتی را تا ۸ سال به تأخیر بیندازند و فرصتهای طلایی برای نجات زمین و اقتصاد را از بین ببرند.
