رسانه مسئولیت اجتماعی: صدای چرخهای بافندگی در خانهای ساده در یکی از محلههای مشهد، حکایت سالها تلاش، امید و ایستادگی را روایت میکند.
مریم نداف بانوی ۵۵ ساله و سرپرست خانوار، با تکیه بر هنر بافتنی و بهرهگیری از تسهیلات اشتغال کمیته امداد امام خمینی(ره)، توانسته است کسبوکار خانگی خود را توسعه دهد.
به گزارش رسانه مسئولیت اجتماعی؛ صدای یکنواخت چرخ بافندگی، سکوت خانه را میشکند. کنار دیوار، کلافهای رنگارنگ کاموا روی هم چیده شدهاند؛ چند جفت پاپوش، شال و اسکارف آماده فروش روی میز قرار گرفته و گوشهای دیگر، دستگاه بافندگی آرام و بیوقفه در حال کار است.
اینجا خبری از یک کارگاه بزرگ و پرزرقوبرق نیست؛ اما همین فضای کوچک، سالهاست چرخ زندگی خانوادهای را به حرکت درآورده است.
پشت دستگاه، «مریم» نشسته است؛ بانویی ۵۵ ساله و سرپرست خانوار که سالهاست زندگی را با دستان خودش میبافد. دستانی که از کودکی با نخ و کاموا آشنا شدهاند و امروز، حاصل تجربه چند دهه تلاش را به محصولاتی تبدیل میکنند که راهی بازار میشود.
او با لبخند، روایت زندگیاش را از سالهای دور آغاز میکند و میگوید:«از یازدهسالگی بافتنی یاد گرفتم. پدرم که به رحمت خدا رفته است، یک دستگاه بافندگی خرید و همان موقع کار را شروع کردم. از همان سن کم با این کار بزرگ شدم و بعد از ازدواج هم هیچوقت آن را کنار نگذاشتم.
زندگی اما همیشه مطابق خواسته او پیش نرفت. مسئولیت خانواده، مشکلات اقتصادی و سختیهای زندگی باعث شد بیش از گذشته به تواناییهای خودش تکیه کند.
او میگوید:«هیچوقت دوست نداشتم دستم جلوی کسی دراز باشد. تلاش کردم با هنر خودم هزینههای زندگی را تأمین کنم.
سالها در حوزه تولید مقنعههای بافتنی فعالیت داشت؛ محصولاتی که برای مناطق محروم سیستان و بلوچستان تولید میشد.
مریم از آن روزها چنین یاد میکند:«خودم نخ تهیه میکردم، بافندهها کار میکردند، دخترم دوخت انجام میداد و خودم اتو و بستهبندی میکردم.
بعضی سالها هزار تا، دو هزار تا و حتی سه هزار مقنعه تولید میکردیم و برای روستاهای سیستان و بلوچستان ارسال میشد.»
او ادامه میدهد:«اما افزایش قیمت مواد اولیه، ادامه این مسیر را دشوار کرد. قیمت نخ آنقدر بالا رفت که دیگر تولید برای آن بازار صرفه نداشت. مشتریان توان خرید نداشتند و مجبور شدیم آن کار را متوقف کنیم.»
با این حال توقف یک فعالیت، پایان راه نبود. او مسیر تازهای را آغاز کرد و تولید پاپوش، شال، اسکارف و دیگر محصولات بافتنی را در دستور کار قرار داد.
نداف میگوید:«هر جا که فکر میکردم بتوانم مشتری پیدا کنم، میرفتم؛ مسجدها، نمایشگاهها، مغازهها و حتی در فضای مجازی آگهی میگذاشتم. نمونه کار میفرستادم و با شهرهای مختلف تماس میگرفتم تا بتوانم بازار جدید پیدا کنم.»
او معتقد است مهمترین سرمایه هر انسان، پشتکار اوست. اگر خود آدم دنبال کارش باشد، خدا هم کمکش میکند. هیچ کاری بدون تلاش به نتیجه نمیرسد.
یکی از مهمترین اتفاقات مسیر کاری این بانوی کارآفرین، دریافت تسهیلات اشتغال بود
او با قدردانی از این حمایتها میگوید:«در سه مرحله از تسهیلات اشتغال استفاده کردم. یک مرحله ۱۰ میلیون تومان، یک مرحله ۲۰ میلیون تومان و مرحله بعد هم ۳۰ میلیون تومان بود که در مجموع حدود ۵۵ میلیون تومان تسهیلات دریافت کردم. همین سرمایه کمک کرد دوباره تجهیزات مورد نیازم را تهیه کنم، مواد اولیه بخرم و کارم را گسترش بدهم.»
به گفته او، این تسهیلات نقطه آغاز توسعه کسبوکارش بود. اگر این سرمایه نبود، واقعاً ادامه کار برایم سخت میشد. با همین تسهیلات توانستم دوباره روی پای خودم بایستم و کار را رونق بدهم.
امروز فعالیت او تنها به تولید شخصی محدود نیست. او با همکاری یکی از دوستانش، بخشی از تولید را در قالب یک کارگاه کوچک انجام میدهد و تعدادی از بانوان نیز به صورت خانگی با آنها همکاری میکنند.
نداف میگوید:«بعضی از خانمها شرایط حضور در کارگاه را ندارند. کار را به خانه میبرند، میبافند و بعد تحویل میدهند. این کار باعث شده چند نفر هم از همین طریق درآمد داشته باشند.
در کارگاه، برخی بانوان گلدوزی، اتوکشی و آمادهسازی محصولات را انجام میدهند و گروهی دیگر نیز در خانههای خود بافتنی تولید میکنند.»
او میگوید:«همه دوست دارند درآمدی داشته باشند. خیلی از این خانمها خانهدار هستند و کار در منزل بهترین فرصت برایشان است.»
فعالیت مریم نداف تنها به تولید محدود نمیشود. او سالها آموزش بافتنی نیز انجام داده است. در این باره میگوید:«قبلاً آموزشگاه داشتم. افراد زیادی پیش من آموزش دیدند و بعضیهایشان الان خودشان تولیدکننده هستند. حتی خیلی وقتها رایگان آموزش میدادم، چون اعتقاد دارم اگر کسی مهارت یاد بگیرد، میتواند زندگیاش را تغییر بدهد.»
او با تأکید بر اهمیت کار و تلاش برای زنان سرپرست خانوار میگوید:«همیشه به خانمها میگویم از کار کردن نترسند. هیچ کاری عار نیست. اگر انسان بتواند با دسترنج خودش زندگی کند، احساس عزت بیشتری دارد.»
او ادامه میدهد:«نباید فقط منتظر کمک دیگران بود. اگر مهارتی بلد هستیم، باید از آن استفاده کنیم. حتی درآمد کم هم از بیکار ماندن بهتر است.»
نداف با وجود همه موفقیتها، هنوز دغدغههای بسیاری دارد. افزایش قیمت مواد اولیه، هزینههای تولید، اجارهنشینی و دشواریهای بازار فروش از مهمترین مشکلاتی است که به آن اشاره میکند.
او میگوید:«امروز تهیه نخ و مواد اولیه خیلی سختتر از گذشته شده است. هزینهها بالا رفته، اما باز هم ناامید نیستم و کار را ادامه میدهم.»
او باور دارد که خداوند هیچ تلاشی را بیپاسخ نمیگذارد. هر وقت با امید کار کردم، خدا هم کمکم کرد. شاید سختی زیاد باشد، اما اگر آدم ناامید نشود، بالاخره نتیجه زحمتش را میبیند.
مریم نداف در پایان گفتوگو، پیامش را خطاب به بانوانی بیان میکند که شاید امروز در شرایطی مشابه او قرار داشته باشند. «به همه خانمها میگویم روی تواناییهای خودشان حساب کنند. مهارت یاد بگیرند، کار کنند و از سختیها نترسند. زندگی با تلاش میچرخد. من سالها با همین هنر زندگیام را اداره کردم و امروز هم اگر دوباره به گذشته برگردم، باز همین مسیر را انتخاب میکنم.»
صدای چرخ بافندگی همچنان در خانه میپیچد؛ صدایی که برای مریم نداف، تنها صدای تولید نیست، بلکه نوای امید، استقلال و آیندهای است که سالهاست با دستان خودش آن را میبافد؛ آیندهای که با یک فرصت، یک تسهیلات اشتغال و سالها پشتکار، رنگ واقعیت گرفته است./پایگاه اطلاع رسانی کمیته امداد امام خمینی(ره)
