تحریریه رسانه مسئولیت اجتماعی_ساناز تارات: در روزهای اخیر، بحثهای داغی پیرامون نحوه مدیریت منابع شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی (شستا) در فضای رسانهای شکل گرفته است.
محور این بحث، مفهومی به نام «مسئولیت اجتماعی» است که از یک سو به عنوان ابزاری برای کمک به جامعه دیده میشود و از سوی دیگر، به عنوان پوششی برای انتقال منابع بیمهشدگان به مقاصد نامشخص.
صدای منتقدان: منابع شستا متعلق به کیست؟
در روزهای گذشته یکی از فعالان حوزه کار و عضو کمیته حقوقی بیمه و درمان، با نگاهی انتقادی به عملکرد شستا، هشدار میدهد که مفهوم «مسئولیت اجتماعی» نباید به بهانهای برای هزینههای بدون برنامه و خارج از دایره نیازهای بیمهشدگان تبدیل شود.
وی بر سه نکته حیاتی تأکید میکند:
۱. بحران اولویتها: در حالی که مراکز درمانی خود سازمان تأمین اجتماعی با کمبود تجهیزات مواجهاند، منابع شستا صرف تجهیزاتی میشود که به نهادهای خارج از این سازمان میرسد.
۲. مالکیت سرمایه: شستا یک شرکت خصوصی برای سود شخصی نیست، بلکه امانتدار سرمایههای میلیونها کارگر و بازنشستهای است که سالها حق بیمه پرداخت کردهاند.
۳. مطالبه شفافیت: درخواست از شستا برای ارائه لیست دقیق مبالغ هزینه شده و نام دریافتکنندگان این کمکها.
پاسخ شستا: منطق جغرافیایی در هزینهکرد
در واکنش به این انتقادات، شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی (شستا) پاسخی کوتاه و متمرکز بر ساختار عملیاتی خود ارائه داد. شستا مدعی است که بودجههای مربوط به مسئولیت اجتماعی در شرکتهای تابعه این سازمان، صرفاً در «مناطقی که آن شرکتها در آن فعالیت میکنند» هزینه میشود. به زبان ساده، شستا معتقد است هر واحد تولیدی یا خدماتی در هر منطقه، باید بخشی از سود خود را صرف بهبود وضعیت همان منطقه (که در آن فعالیت میکند) نماید.
تحلیل نهایی: شکاف میان «پاسخ» و «پرسش»
اما آیا این پاسخ کوتاه و جغرافیایی، واقعاً گره از مشکل باز کرده است؟ یا اینکه شستا با تغییر محور بحث، سعی کرده از پاسخ به پرسشهای اساسی درباره اولویتهای هزینهکرد بگریزد؟ برای بررسی دقیقتر این موضوع، باید نگاهی تحلیلی به تضاد میان ادعای منتقد و پاسخ سازمان داشته باشیم.
با تحلیل متقابل این دو دیدگاه، میتوان به نتایج تکاندهندهای رسید:
۱. پاسخ به «کجا» به جای پاسخ به «چرا»:
اگر دقت کنیم منتقد، پرسشی «کیفی» و «حقوقی» داشت: «چرا اولویت با نهادهای خارجی است نه مراکز درمانی خودمان؟» اما پاسخ شستا، پاسخی «جغرافیایی» بود: «ما در همان منطقهای هزینه میکنیم که فعال هستیم.» این نشان میدهد که شستا به جای پاسخ دادن به دلیل اولویتبندی، به محل هزینه پاسخ داده و عملاً از پذیرفتن اولویت مراکز درمانی سازمان در برابر سایر نهادها سکوت کرده است.
۲. تضاد در تعریف مسئولیت اجتماعی:
از دیدگاه منتقد، مسئولیت اجتماعی شستا باید «درونی» باشد (یعنی اولویت با بیمهشدگان و بازنشستگان)، اما از دیدگاه شستا، مسئولیت اجتماعی «بیرونی و محیطی» است (کمک به منطقه جغرافیایی محل فعالیت).
۳. غیبت اعداد و ارقام:
یکی از جدیترین نقاط ضعف در این تقابل، نبود شفافیت است. منتقد، درخواست لیست هزینهها کرده اما پاسخ رسمی شستا هیچ عدد، جدول یا گزارش شفافی را ارائه نداده و تنها به یک توضیح کلی بسنده کرده است.
جمعبندی
به نظر میرسد تا زمانی که یک «نظام جامع مسئولیت اجتماعی» تدوین نشود و اولویتهای هزینهکرد — از تقویت مراکز درمانی سازمان تا حمایتهای ملی — بهصورت شفاف تعریف و منتشر نشود، هرگونه تخصیص بودجه در قالب «مسئولیت اجتماعی»، از سوی فعالان حوزه کار و بیمهشدگان، نه به عنوان یک اقدام خیرخواهانه، بلکه به عنوان «پولپاشی» یا «تسهیل در انتقال منابع» تلقی خواهد شد.


