✍️سیدعمران طباطبایی
اگر سری به کارگاههای ساختمانی شهر بزنید، خیلی زود متوجه میشوید که ایمنی تا چه اندازه اهمیت دارد و فاصله میان یک روز کاری عادی و یک فاجعه، گاهی فقط چند ثانیه است.
در آمارها و برگههای بازرسی HSE، حوادث کار معمولاً در قالب اعداد و ارقام ثبت میشوند؛ اما برای کسانی که سالها در کنار عملیات بتنریزی، نصب داربست و گودبرداری کار کردهاند، هر حادثه معنای بسیار سنگینتری دارد. پشت هر آمار ممکن است کارگری باشد که دیگر به خانه بازنمیگردد یا فردی که تا پایان عمر با آسیبهای جسمی و روحی دستوپنجه نرم میکند.
فعالیتهای ساختمانی بهطور ذاتی با خطرات متعددی همراه هستند. وزن بالای مصالح، کار در ارتفاع، تجهیزات سنگین و تأسیسات برقی موقت، همگی میتوانند جان افراد را تهدید کنند. بااینحال، هنوز در بسیاری از پروژهها، رعایت الزامات ایمنی مانعی برای سرعت اجرای کار یا هزینهای اضافی تلقی میشود.
واقعیت این است که HSE صرفاً مجموعهای از تشریفات اداری نیست و با تکمیل صوری چند فرم نیز محقق نمیشود. این رویکرد باید از مرحله طراحی و برنامهریزی پروژه تا زمان تحویل ساختمان، در تصمیمگیریهای سرپرست کارگاه، مهندسان، پیمانکاران و تمامی کارگران حضور داشته باشد.
گودبرداری؛ نقطه آغاز خطرات جدی
شروع هر پروژه ساختمانی با عملیات خاکبرداری و گودبرداری همراه است و دقیقاً در همین مرحله، یکی از خطرناکترین حوادث ممکن است رخ دهد. ریزش دیواره گود میتواند در چند ثانیه اتفاق بیفتد و فرصت بسیار محدودی برای واکنش باقی بگذارد. حجم زیادی از خاک و مصالح در مدت کوتاهی فرو میریزد و ممکن است افراد حاضر در محل را زیر آوار مدفون کند.
بارها مشاهده شده است که برای کاهش هزینههای خاکبرداری یا با این تصور که خاک منطقه استحکام کافی دارد، دیوارههای گود بدون اجرای سازه نگهبان مناسب رها میشوند تا عملیات پیریزی آغاز شود. این در حالی است که عواملی مانند لرزش ماشینآلات سنگین، نشت لولههای آب مجاور یا بارندگی میتوانند پایداری خاک را مختل کنند و زمینهساز ریزش دیوارهها شوند.
اجرای روشهای پایدارسازی مانند نیلینگ، سازه نگهبان خرپایی یا سایر روشهای توصیهشده از سوی مهندس ژئوتکنیک، موضوعی نیست که بتوان آن را به مراحل بعدی موکول کرد. همچنین بررسی روزانه وضعیت دیوارههای گود، پایش ترکهای احتمالی و کنترل تغییرات ساختمانهای مجاور باید بهصورت مستمر انجام شود. این اقدامات از الزامات اساسی HSE در مرحله گودبرداری هستند و نباید به پس از وقوع حادثه موکول شوند.
کار در ارتفاع؛ خطری که نباید عادی شود
پس از گودبرداری، نوبت اجرای اسکلت و فعالیت در ارتفاع میرسد؛ مرحلهای که سقوط افراد و اشیا میتواند پیامدهای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد. حتی سقوط از ارتفاع دو متری نیز ممکن است موجب شکستگیهای شدید، آسیب به ستون فقرات یا مرگ شود؛ چه برسد به سقوط از طبقات بالاتر.
در بسیاری از کارگاهها، داربستهای غیراستاندارد و ناقص بهتدریج به بخشی عادی از محیط کار تبدیل میشوند. تختههای تاببرداشته، بستهای شل و مهاربندیهای ناکافی ممکن است در نگاه اول خطر جدی به نظر نرسند، اما با وزش باد، افزایش بار یا یک حرکت اشتباه، زمینهساز حادثه شوند.
ایمنسازی لبههای دال، نصب حفاظهای موقت در راهپلهها، پوشاندن و مسدودکردن چاهک آسانسور و ایجاد حفاظ مناسب در اطراف بازشوها، از وظایف اساسی مدیریت کارگاه است. پوشش بازشوهای کف نیز باید از استحکام کافی برخوردار باشد و بهطور مطمئن تثبیت شود؛ قراردادن یک قطعه نئوپان یا تخته بدون مهار مناسب روی دهانه نورگیر، بههیچوجه جایگزین یک پوشش ایمن نیست.
استفاده از کمربند ایمنی و هارنس نیز زمانی مؤثر خواهد بود که تجهیزات استاندارد باشند و نقاط اتصال آنها به محلهای مناسب و تأییدشده متصل شوند. در چارچوب الزامات HSE، نمیتوان در کار در ارتفاع تنها به مهارت فردی، تجربه یا حفظ تعادل تکیه کرد؛ زیرا یک لغزش کوچک ممکن است پیامدهای بزرگی داشته باشد.
ایمنی برق؛ خطری پنهان در محیط کارگاه
یکی دیگر از بخشهایی که گاهی مورد غفلت قرار میگیرد، تأسیسات برقی موقت کارگاه است. وجود آب، گلولای، گردوغبار و تجهیزات فلزی، شرایطی ایجاد میکند که در صورت بیاحتیاطی، خطر برقگرفتگی را افزایش میدهد.
سیمهای رابط با روکش آسیبدیده، پریزهای شکسته و تابلوهای برق فاقد حفاظت مناسب، از مشکلاتی هستند که در برخی پروژهها مشاهده میشوند. این نواقص ممکن است تا مدتها بدون حادثه باقی بمانند، اما در صورت تماس افراد با قسمتهای برقدار، خطرات جدی ایجاد میکنند.
برای مثال، کارگری که برای راهاندازی یک دستگاه فرز یا پمپ لجنکش از اتصالهای غیراستاندارد استفاده میکند، ممکن است در معرض برقگرفتگی شدید قرار گیرد. بنابراین، تابلوهای برق باید دارای محفظه سالم و تجهیزات حفاظتی مناسب باشند، سیستم اتصال زمین بهدرستی اجرا و آزمایش شود و کلیدهای محافظ جان متناسب با شرایط کارگاه نصب شوند.
همچنین کابلهای برق باید به شکلی عبور داده شوند که در معرض آسیب ناشی از عبور چرخدستی، ماشینآلات و مصالح قرار نگیرند. در موارد ضروری، استفاده از مسیرهای مرتفع یا محافظهای مکانیکی مناسب میتواند از آسیبدیدن کابلها جلوگیری کند. رعایت این موارد از مهمترین الزامات HSE در تأسیسات برقی کارگاه است و اجرای صحیح آنها به برنامهریزی، نظارت مستمر و رفع بهموقع نواقص نیاز دارد.
ماشینآلات و جرثقیلها؛ ضرورت کنترل مسیر و تجهیزات
رفتوآمد ماشینآلات سنگین و فعالیت جرثقیلها نیز از دیگر منابع خطر در کارگاههای ساختمانی است. تاورکرینها و سایر تجهیزات بالابر باید بهصورت دورهای بررسی شوند و سلامت سیمبکسلها، قلابها، ترمزها و سایر اجزای حیاتی آنها مورد ارزیابی قرار گیرد.
بستن و جابهجایی بار نیز باید توسط افراد آموزشدیده انجام شود. استفاده از تجهیزات معیوب یا نامتناسب با وزن بار، مهاربندی نامناسب و نبود هماهنگی میان اپراتور و فرد علامتدهنده، میتواند به سقوط بار و آسیبدیدن افراد منجر شود. حضور علامتدهندهای باتجربه که با مسیر حرکت بار و نقاط کور دید اپراتور آشنا باشد، نقش مهمی در کاهش این خطرات دارد.
در سطح زمین نیز حرکت بابکت، کامیون و سایر ماشینآلات سنگین نیازمند کنترل دقیق است. راننده هنگام حرکت به عقب ممکن است بخش قابلتوجهی از فضای پشت وسیله را نبیند. به همین دلیل، تفکیک مسیر تردد عابران از مسیر ماشینآلات، استفاده از علائم هشداردهنده، سالمبودن تجهیزات هشدار دندهعقب و بهکارگیری راهنمای حرکت در نقاط پرخطر، از اقدامات ضروری برای پیشگیری از برخورد و زیرگرفتگی افراد محسوب میشوند. این اقدامات باید در برنامه مدیریت ریسک HSE پروژه جایگاه مشخصی داشته باشند.
نیروی انسانی؛ مهمترین عامل در ایجاد محیط کار ایمن
با وجود تمام ملاحظات فنی، اصل ماجرا همچنان انسان است؛ همان نیروی کاری که صبح با امید کسب درآمد و تأمین معاش خانواده وارد کارگاه میشود. کارگری که دوازده ساعت بدون استراحت درگیر برش آهن یا جابهجایی مصالح بوده است، بهتدریج خسته میشود، تمرکز خود را از دست میدهد و احتمال خطای او افزایش مییابد.
در چنین شرایطی، سرزنش فرد به دلیل استفادهنکردن از عینک یا دستکش، بهتنهایی راهحل مناسبی نیست. باید شرایطی فراهم شود که کارگران به تجهیزات مناسب دسترسی داشته باشند، آموزشهای لازم را دریافت کنند و بتوانند بدون نگرانی از پیامدهای شغلی، خطرات موجود را گزارش دهند.
وسایل حفاظت فردی باید استاندارد، متناسب با نوع فعالیت و سازگار با شرایط محیطی و بدنی افراد باشند. برای مثال، کلاه ایمنی نامناسب یا بسیار گرم ممکن است در فصل تابستان باعث ناراحتی فرد شود و احتمال استفادهنکردن از آن را افزایش دهد. بنابراین، انتخاب تجهیزات مناسب و فراهمکردن شرایط استفاده صحیح از آنها، بهاندازه الزام به استفاده از این وسایل اهمیت دارد.
کارگران باید بدانند که کلاه ایمنی، کفش دارای پنجه محافظ، عینک و دستکش مناسب، صرفاً برای جلوگیری از جریمه یا عبور از بازرسیهای اداری نیستند؛ این تجهیزات برای محافظت از جان و سلامت آنها طراحی شدهاند. کلاه ایمنی میتواند از سر در برابر برخورد اشیای سقوطکرده محافظت کند و کفش مناسب نیز احتمال آسیب ناشی از برخورد با مصالح یا فرو رفتن اجسام تیز در پا را کاهش دهد.
برگزاری جلسات کوتاه و کاربردی در ابتدای هر شیفت، توضیح خطرات خاص همان روز و یادآوری روشهای صحیح انجام کار، میتواند نقش مؤثری در افزایش آگاهی کارکنان داشته باشد. مهمتر از همه، باید به کارگران نشان داده شود که سلامت آنها برای کارفرما و مدیران پروژه اهمیت واقعی دارد. فرهنگ ایمنی با تهدید و سرزنش پس از وقوع حادثه شکل نمیگیرد؛ بلکه نتیجه آموزش مستمر، رفتار مسئولانه و اعتماد متقابل است. ازاینرو، آموزش و مشارکت کارکنان باید از ارکان اصلی برنامه HSE در هر کارگاه ساختمانی باشد.
فرهنگ HSE؛ مسئولیتی مشترک
یک کارگاه ایمن الزاماً کارگاهی نیست که در آن هیچ گردوغبار یا فعالیت پرخطری وجود نداشته باشد؛ بلکه محیطی است که در آن خطرات شناسایی و کنترل میشوند و همه افراد، از کارگر ساده تا مهندس مجری و مدیر پروژه، اختیار و امکان اعلام خطر را دارند.
اگر تختهای روی داربست لق باشد، کابل برقی جرقه بزند یا وضعیت گودبرداری نگرانکننده به نظر برسد، افراد باید بتوانند بدون ترس از توبیخ یا اخراج، موضوع را گزارش کنند و در صورت وجود خطر جدی، فعالیت را تا زمان رفع خطر متوقف سازند. چنین رویکردی زمانی موفق خواهد بود که مدیران پروژه نیز به گزارشهای ایمنی توجه کنند و برای رفع نواقص، اقدام عملی انجام دهند.
مسئولیت اجرای اصول HSE تنها بر عهده کارگر نیست. کارفرما، پیمانکار، مدیر پروژه، سرپرست کارگاه و سایر عوامل اجرایی، هرکدام متناسب با وظایف خود در پیشگیری از حوادث نقش دارند. تأمین تجهیزات مناسب، برنامهریزی اصولی، آموزش کارکنان، نظارت بر اجرای دستورالعملها و اصلاح شرایط ناایمن باید بهعنوان بخش جداییناپذیر مدیریت پروژه در نظر گرفته شوند.
هیچ میزان پیشرفت در بتنریزی و هیچ صرفهجویی در زمان تحویل پروژه، ارزش بهخطرانداختن زندگی یک انسان یا گرفتارکردن خانوادهای در رنج و اندوه را ندارد.
در نهایت، هنر مهندسی تنها در احداث ستونهای مستقیم، دیوارهای تراز و ساختمانهای مستحکم خلاصه نمیشود. هنر واقعی آن است که پس از روشنشدن چراغهای ساختمان و پایان کار، همه کسانی که برای ساخت آن تلاش کردهاند، سالم و با آرامش راهی خانههای خود شوند.
رعایت اصول HSE، یعنی توجه همزمان به بهداشت، ایمنی و محیط زیست در محیط کار، پیش از هر چیز به معنای پاسداشت جان انسانها، پیشگیری از آسیبهای جسمی و روانی و جلوگیری از گرفتارشدن افراد و خانوادههایشان در پیامدهای تلخ حوادث شغلی است. هیچ پروژهای را نمیتوان موفق دانست، مگر آنکه سلامت و ایمنی انسانها نیز در کنار کیفیت، هزینه و زمان اجرای آن مورد توجه قرار گرفته باشد.
