✍مرجان اسدی
پژوهشگر محیط زیست و توسعه پایدار
در سالهای اخیر عبارت «مسئولیت اجتماعی سازمانها» یا Corporate Social Responsibility (CSR) بیش از گذشته در فضای کسبوکار، رسانهها و حتی میان مدیران دولتی و خصوصی شنیده میشود.
اما همچنان یک سوءبرداشت جدی درباره مفهوم واقعی آن وجود دارد: بسیاری از سازمانها مسئولیت اجتماعی را صرفاً معادل ساخت مدرسه، اهدای کمک مالی، حمایت از یک رویداد اجتماعی یا انجام فعالیتهای خیریه میدانند.
بدون تردید اقدامات خیرخواهانه و کمک به جامعه ارزشمند هستند، اما مسئولیت اجتماعی سازمانی مفهومی بسیار گستردهتر و عمیقتر است.
خیریه معمولاً پاسخی کوتاهمدت به یک نیاز فوری اجتماعی است، در حالی که مسئولیت اجتماعی یک رویکرد مدیریتی و استراتژیک برای ایجاد ارزش پایدار اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی است.
تفاوت CSR با فعالیتهای خیریه چیست؟
یک شرکت ممکن است در یک منطقه محروم مدرسه بسازد؛ این اقدام میتواند نمونهای از فعالیت خیرخواهانه باشد.
اما اگر همان شرکت بررسی کند که فعالیتهای اصلی آن چه تأثیری بر جامعه و محیطزیست دارد، چگونه میتواند اشتغال پایدار ایجاد کند، چگونه مصرف انرژی و انتشار کربن خود را کاهش دهد، چگونه حقوق کارکنان و زنجیره تأمین خود را بهبود دهد و چگونه با ذینفعانش تعامل شفاف داشته باشد، وارد حوزه مسئولیت اجتماعی شده است.
به بیان ساده:
خیریه میپرسد: چگونه میتوانم به یک مشکل موجود کمک کنم؟
مسئولیت اجتماعی میپرسد: چگونه میتوانم شیوه فعالیت خود را طوری تغییر دهم که کمتر آسیب ایجاد کنم و ارزش بیشتری برای جامعه خلق کنم؟
خیریه ممکن است یک اقدام باشد، اما مسئولیت اجتماعی یک فرهنگ سازمانی و فرآیند مستمر تصمیمگیری است.
چرا در ایران CSR اغلب به اشتباه خیریه تلقی میشود؟
دلایل مختلفی برای شکلگیری این نگاه وجود دارد:
۱. سابقه تاریخی اقدامات نیکوکارانه
در فرهنگ ایران، کمک به همنوع و امور خیر جایگاه بسیار ارزشمندی دارد. بسیاری از بنگاهها نیز با همین نگاه وارد فعالیتهای اجتماعی شدهاند.
اما در بسیاری از موارد، این اقدامات به جای اینکه بخشی از برنامه توسعه پایدار سازمان باشند، به فعالیتهای موردی و مناسبتی محدود شدهاند.
۲. نبود نگاه استراتژیک به ذینفعان
در مفهوم مدرن مسئولیت اجتماعی سازمانی، شرکت فقط در برابر سهامداران خود مسئول نیست؛ بلکه در برابر تمامی ذینفعان خود شامل کارکنان، مشتریان، تأمینکنندگان، جوامع محلی، محیطزیست و نسلهای آینده نیز مسئولیت دارد.
برای مثال، یک شرکت نفتی یا پتروشیمی تنها با ساخت یک مدرسه یا درمانگاه در منطقه فعالیت خود، مسئولیت اجتماعی خود را ایفا نکرده است.
مدیریت انتشار گازهای گلخانهای، کاهش آلایندههای صنعتی، مدیریت مصرف آب و انرژی، ارتقای ایمنی کارکنان، توسعه مهارتهای نیروی انسانی محلی، رعایت حقوق جوامع پیرامونی و شفافیت در عملکرد زیستمحیطی نیز بخش مهمی از مسئولیت اجتماعی آن شرکت است.
اما این موضوع تنها به صنایع انرژی محدود نمیشود. هر کسبوکاری متناسب با ماهیت فعالیت خود، اثرات اجتماعی و محیطزیستی دارد و باید مسئولیت آن را بپذیرد.
برای نمونه:
شرکتهای معدنی و صنایع فلزی علاوه بر فعالیتهای خیریه در مناطق معدنی، باید به مدیریت اثرات محیط زیست، احیای معادن پس از بهرهبرداری، حفاظت از تنوع زیستی، مدیریت پسماند، مصرف آب و توسعه پایدار جوامع محلی توجه کنند.
شرکتهای فولادی و سیمانی باید علاوه بر حمایتهای اجتماعی، بر کاهش مصرف انرژی، کاهش انتشار دیاکسیدکربن، استفاده از فناوریهای کمکربن و افزایش بهرهوری منابع تمرکز کنند.
شرکتهای غذایی و کشاورزی مسئولیت اجتماعی خود را تنها با اهدای محصولات به مناطق محروم انجام نمیدهند؛ بلکه مدیریت زنجیره تأمین پایدار، کاهش ضایعات غذایی، بستهبندی سازگار با محیطزیست، امنیت غذایی و حمایت از کشاورزان نیز بخشی از مسئولیت آنهاست.
شرکتهای دارویی و تجهیزات پزشکی نیز علاوه بر کمک به بیماران یا اهدای تجهیزات درمانی، باید به دسترسی عادلانه به خدمات سلامت، کیفیت و ایمنی محصولات، اخلاق حرفهای در تولید و بازاریابی، مدیریت پسماندهای پزشکی، کاهش اثرات محیط زیستی فرآیند تولید و مسئولیت در برابر سلامت جامعه توجه کنند.
بانکها و مؤسسات مالی نیز مسئولیت اجتماعی خود را صرفاً از طریق حمایت مالی از پروژههای اجتماعی انجام نمیدهند؛ بلکه از طریق تأمین مالی مسئولانه، ارزیابی ریسکهای محیط زیستی و اجتماعی پروژهها و حمایت از کسبوکارهای پایدار نقش مهمی در توسعه پایدار دارند.
شرکتهای فناوری و ارتباطات نیز علاوه بر فعالیتهای عامالمنفعه، باید به موضوعاتی مانند حریم خصوصی کاربران، امنیت دادهها، دسترسی برابر به فناوری، کاهش مصرف انرژی مراکز داده و مدیریت پسماند الکترونیکی توجه کنند.
۳. ضعف ارتباط میان CSR و توسعه پایدار
در جهان امروز، مسئولیت اجتماعی سازمانها بهطور جدی با مفاهیمی مانند اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (SDGs)، گزارشدهی پایداری (Sustainability Reporting) و چارچوبهای ESG پیوند خورده است.
شرکتهای پیشرو دیگر تنها درباره میزان کمکهای مالی خود گزارش نمیدهند؛ بلکه درباره اثرات واقعی فعالیتهایشان بر جامعه و محیطزیست پاسخگو هستند.
مسئولیت اجتماعی (SR) و مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR)؛ آیا این دو یک مفهوم هستند؟
یکی دیگر از سوءبرداشتهای رایج در ادبیات مسئولیت اجتماعی، یکسان دانستن مسئولیت اجتماعی (Social Responsibility – SR) و مسئولیت اجتماعی شرکتی (Corporate Social) (Responsibility – CSR) است. هرچند این دو مفهوم به یکدیگر نزدیک هستند، اما یکسان نیستند.
مسئولیت اجتماعی (SR) مفهومی فراگیر است که همه سازمانها را در بر میگیرد؛ از نهادهای دولتی و عمومی، شهرداریها، دانشگاهها، بیمارستانها و سازمانهای مردمنهاد گرفته تا شرکتهای خصوصی و بنگاههای اقتصادی.
هر سازمانی که فعالیتهایش بر جامعه، اقتصاد و محیطزیست اثرگذار باشد، در قبال پیامدهای تصمیمها و اقدامات خود مسئولیت دارد.
در مقابل، مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) به مسئولیت شرکتها و بنگاههای اقتصادی اشاره دارد و بر این اصل تأکید میکند که شرکتها باید مسئولیت آثار اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی فعالیتهای خود را بپذیرند و این مسئولیت را در راهبردها، فرآیندها و تصمیمگیریهای کسبوکار نهادینه کنند.
به بیان ساده، SR یک مفهوم عام است و CSR یکی از زیرمجموعههای آن به شمار میرود.
از همین رو، در استاندارد بینالمللی ISO 26000 به جای استفاده از اصطلاح مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR، از عنوان «مسئولیت اجتماعی (SR) استفاده شده است؛ زیرا این استاندارد معتقد است مسئولیت اجتماعی صرفاً به شرکتهای خصوصی محدود نمیشود، بلکه همه سازمانها، صرفنظر از نوع، اندازه یا ساختار آنها، در قبال آثار تصمیمها و فعالیتهای خود بر جامعه و محیطزیست مسئول هستند.
این تفاوت مفهومی نشان میدهد که مسئولیت اجتماعی تنها وظیفه شرکتهای بزرگ یا صنایع آلاینده نیست؛ بلکه یک اصل بنیادین برای حکمرانی مسئولانه در تمامی سازمانهاست.
بنابراین، هر سازمان باید مسئولیت اجتماعی را متناسب با مأموریت، حوزه فعالیت و میزان اثرگذاری خود تعریف و اجرا کند.
جایگاه مسئولیت اجتماعی در جهان امروز
در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته، CSR دیگر یک فعالیت جانبی یا روابط عمومی نیست؛ بلکه بخشی از نظام تصمیمگیری شرکتها محسوب میشود.
امروزه سرمایهگذاران، مشتریان و حتی کارکنان شرکتها توجه ویژهای به عملکرد اجتماعی و محیطزیستی سازمانها دارند. شرکتهایی که بتوانند مسئولانهتر فعالیت کنند، معمولاً اعتماد عمومی بیشتری کسب کرده و در بلندمدت از مزیت رقابتی بالاتری برخوردار میشوند.
برای نمونه، شرکتهای بزرگ بینالمللی برنامههای مسئولیت اجتماعی خود را در حوزههایی مانند:
کاهش انتشار گازهای گلخانهای و حرکت به سمت کربن صفر
استفاده بهینه از منابع و اقتصاد چرخشی
رعایت حقوق بشر در زنجیره تأمین
تنوع و عدالت در محیط کار
توسعه جوامع محلی
شفافیت و گزارشدهی عملکرد پایدار طراحی میکنند.
در واقع، سازمانهای پیشرو به این نتیجه رسیدهاند که موفقیت اقتصادی بلندمدت بدون توجه به جامعه و محیطزیست امکانپذیر نیست.
مسیر پیشرو برای ایران
در ایران نیز حرکت از «نگاه خیریهای» به «نگاه مسئولیت اجتماعی حرفهای» یک ضرورت است. شرکتها باید از اقدامات پراکنده و تبلیغاتی فاصله گرفته و مسئولیت اجتماعی را در قلب استراتژی کسبوکار خود قرار دهند.
این تغییر نیازمند چند اقدام اساسی است:
تعریف سیاست مسئولیت اجتماعی در سطح هیئتمدیره
شناسایی ذینفعان و نیازهای واقعی جامعه
اندازهگیری اثرات اجتماعی و محیطزیستی فعالیتها
تدوین گزارشهای مسئولیت اجتماعی و پایداری و ESG
اتصال برنامههای CSR به اهداف توسعه پایدار
مشارکت واقعی با جوامع محلی و سازمانهای تخصصی.
مسئولیت اجتماعی واقعی به معنای بخشش از سود شرکت نیست؛ بلکه به معنای خلق ارزش مشترک برای کسبوکار و جامعه است.
جامعه امروز دیگر تنها از شرکتها نمیپرسد چقدر کمک کردهاید؟ بلکه میپرسد: چگونه فعالیت میکنید و چه اثری بر جهان اطراف خود میگذارید؟»
در دنیای امروز، مسئولیت اجتماعی دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد کسبوکار برای خلق ارزش بلندمدت، مدیریت ریسکهای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی، افزایش تابآوری سازمان و تحقق توسعه پایدار است.
آینده متعلق به سازمانهایی است که این واقعیت را زودتر درک کرده و آن را در قلب تصمیمگیریهای خود نهادینه میکنند.
