سید رضا جمشیدی
رئیس کمیته ارتباطات کمیسیون مسئولیت اجتماعی اتاق بازرگانی ایران
با گسترش روزافزون نیازهای اطلاعاتی درباره عملیات واحدهای تجاری، ارائه صورتهای مالی به روش سنتی، پاسخگوی همه نیازهای استفاده کنندگان نیست.
به عبارت دیگر با گسترش فعالیت های تجاری در جهان، استفاده از سیستم های حسابداری سنتی امروزی، امکان اندازه گیری و سنجش آثار خارجی عملیات سازمان را با دشواری مواجه ساخته است.
سیستمهای حسابداری سنتی، عملکرد واحد تجاری را از جنبه های خاص ارزیابی میکند، به طوری که نمیتواند در برگیرنده آثار محیطی و اجتماعی سازمانها باشد.
یکی از راهکارهای بسیار مهم و ضروری برای تامین نیازهای فوق، استفاده از گزارشگری پایداری است.
گزارش پایداری، گزارشی سازمانی است که اطلاعاتی درباره عملکرد اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی و راهبری شرکتی در اختیار میگذارد. گذر از گزارشگری سنتی و افشای اطلاعات پایداری شرکت ها با هدف افزایش شفافیت، ارتقای ارزش برند، حسن شهرت و مشروعیت سازمانی، تقویت بهینه کاوی در برابر رقبا، علامتدهی رقابتپذیری، انگیزش کارکنان و حمات از فرایندهای کنترل و اطلاعات شرکت صورت می گیرد.
مدیران به منظور بهتر نشان دادن عملکرد خود، اقدام به مدیریت سود مینمایند. این در حالی است که مطالعات و شواهد تجربی نشان میدهد که شرکت.هایی که به گزارشگری پایداری توجه نمودهاند و دارای شاخص توسعه پایدار بالایی هستند، به احتمال کمتری، اقدام به مدیریت سود مینمایند. محققان بیان میدارند کیفیت و کمیت افشای پایداری میتواند باعث کاهش دستکاری سود در رفتارهای فرصت طلبانه گردد.
در واقع بین ابعاد مختلف گزارشگری پایداری نظیر بعد اقتصادی، بعد زیست محیطی و بعد اجتماعی با مدیریت سود رابطه منفی و معناداری وجود دارد؛ بنابراین هرچند مدیران جهت کاهش هزینه معاملات ناشی از عدم دستیابی به سود سال قبل، انگیزه کافی برای دستکاری سود را دارند؛ اما با افزایش شاخص توسعه پایدار، اقدام به مدیریت سود، کاهش مییابد.
از سوی دیگر اگرچه مدیران به منظور دستیابی به سود پیش بینی شده، انگیزه کافی برای دستکاری سود را دارند اما با افزایش شاخص توسعه پایدار، اقدام به مدیریت سود جهت دستیابی به آستانه اجتناب از سود غیرمنتظره منفی، کاهش می یابد.
براساس مطالعات داخلی انجام شده نیز مهمترین دلایلی که موجب نوشتن و ارایه گزارشگری پایداری شرکت ها و سازمان ها میگردد، الزامات محیطی، مشوقهای محیطی، فشارهای محیطی، ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی کشور، ویژگیهای سیاسی کشور و ویژگیهای محیط بینالمللی است.
لذا برای دستیابی به گزارشگری پایداری در کشور باید راهبردهایی مانند مشخص کردن نهاد مسئول پایداری، تدوین قوانین و مقررات پایداری، ایجاد کمیته پایداری و مسئولیت اجتماعی در شرکتها، آموزش و آگاهی مقوله پایداری، استقرار نظام کنترل داخلی و گزارشگری اثربخش و استفاده از فناوریهای نوین اتخاذ شود.
این در حالی است که گزارش پایداری شرکتها، میتواند پیامدهایی از قبیل افزایش اعتماد اجتماعی، افزایش کیفیت زندگی انسانها، حفظ محیط زیست برای نسلهای آتی، رشد بازار سرمایه و حرکت کردن در چارچوب استانداردی واحد و سیستمی کردن فعالیت های اثر بخش را در پی داشته باشد.
از سوی دیگر یکی از اصول مسئولیت اجتماعی شرکتی، رعایت منافع ذینفعان است. به همین دلیل سازمانها به صورت واضح، دقیق، کامل و درحد منطقی و کافی، سیاستها، تصمیمات و فعالیتهایی را که مسئولیت آنها را برعهده دارد افشا کرده و اثرات قطعی و محتمل این موارد بر جامعه و محیط زیست را نیز همراه با آن ابراز کند.
این اطلاعات بهتر است به آسانی برای کسانی که تحت تأثیر سازمان هستند یا ممکن است در آینده تحت تاثیر قرار گیرند، قابل استفاده و مستقیماً در دسترس باشد. این اطلاعات می بایست به موقع و مستند بوده و به صورتی واضح و عینی ارائه شود تا ذینفعان، امکان ارزیابی دقیق از اثرات تصمیمات و فعالیت های سازمان بر منافع خود را داشته باشند.
اگرچه اهداف سازمان ممکن است به منافع مؤسسان، صاحبان، اعضا یا مشتریان آن محدود شود، اما ممکن است افراد یا گروههای دیگری نیز در ارتباط با سازمان، دارای حقوق، ادعا یا منافع خاصی باشند. که بهتر است مورد توجه قرار گیرد در مجموع، این افراد یا گروه ها، ذینفعان سازمان را شکل میدهند.
در واقع اهمیت ذینفعان به اندازه ای است که علاوه بر کسانی که در شرکت ها سهم مالکانه دارند، بسیاری از افراد و گروه های دیگر نیز در آن شرکت علائقی دارند و رفتار شرکت و نحوه راهبری آن، بر علائق ایشان اثر میگذارد و بنابراین بایستی حقوق و علائق این طیف گسترده از ذینفعان، در سیاستها و رفتار شرکت دیده شود.
در طیف گروههای ذینفع در بنگاهها، این گروهها را میتوان مشاهده کرد: مالکان، سهامداران، مدیران، کارکنان، مشتریان، تامین کنندگان، توزیعکنندگان، دستگاههای ناظر بر حسن اجرای قوانین، سازمانهای پاسدار محیط زیست، مردم، دولت، رقبا، بانکها و موسسههای مالی، رسانهها، جامعه علمی.
واقعیت این است که شرایط امروز جهان و فضاهای جدید کسب و کار ایجاب میکند تا مدیران سازمانها و شرکتهای بزرگ که در بازارهای جهانی یا بازارهای در حال جهانی شدن نقش فعال و موثر دارند، تمام تلاش خود را متوجه ایجاد ارزش برای تمامی ذینفعان خود کنند و نوعی تعادل میان بخشهای اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی کسب و کارشان ایجاد نمایند.
