✍️محمدرضا کردلو
رئیس کمیسیون مسئولیت اجتماعی شرکتهای اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی زنجان
در ادبیات اقتصاد کلان و مدیریت بحران، مفهوم “مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) “در بزنگاههای تاریخی بازآفرینی میشود. تقلیل این مؤلفه حیاتی به پروژههای نمادین، هزینهکردهای خیریهای فاقد پیوند با کسبوکار یا توزیع بستههای حمایتی، نگاهی متعلق به دوران آرامش و ثبات اقتصادی است. امروز، در شرایطی که ساختار تولید و تجارت کشور زیر فشار حداکثری ابزارهای تحریمی، تکانههای ارزی و تنگناهای مالی قرار دارد، نیازمند یک “بازتعریف عقلانی و راهبردی” از مسئولیت اجتماعی هستیم. پرسش تعیینکننده این است: هنگامی که اقتصاد ملی در معرض شوکهای ساختاری قرار میگیرد، مسئولیت اجتماعی واقعی یک بنگاه صنعتی و اقتصادی چگونه معنا میشود؟
۱_توهم بقای جزیرهای در اقتصاد بههمپیوسته
یکی از خطاهای محاسباتی در دوران رکود تورمی و تنگناهای خارجی، پناهبردن بنگاهها به «راهبردهای انزوایی» است؛ رویکردی که در آن هر واحد اقتصادی صرفاً برای حفظ تراز مالی و حاشیه سود کوتاهمدت خود، پیوندهای پیشین و پسین خود را قطع یا تضعیف میکند.
واقعیت صنعتی به ما گوشزد میکند که هیچ بنگاه بزرگی نمیتواند در دل یک اکوسیستم ویران پایدار بماند. شاهرگهای حیاتی صنایع بزرگ، از دل کارگاهها، تأمینکنندگان مواد اولیه، ارائهدهندگان خدمات فنی و واحدهای کوچک و متوسط عبور میکند. وقتی تکانههای اقتصادی به بدنه زنجیره تأمین ضربه میزند، سقوط واحدهای کوچک، به سرعت تبدیل به گلوگاه تولیدی برای صنایع بزرگ و توقف خطوط اصلی خواهد شد. بنابراین، “حفظ سلامت زنجیره تأمین”، بالاترین مرتبه مسئولیتپذیری اجتماعی و اقتصادی یک شرکت نسبت به بقای کل جامعه صنعتی است.
۲_اضلاع سهگانه مسئولیت اجتماعی راهبردی در دوران اضطرار
برای آنکه مسئولیت اجتماعی از یک «توصیه اخلاقی» به یک «برنامه عملیاتی بقا» تبدیل شود، بنگاههای پیشرو و متعهد باید نقشآفرینی خود را بر سه محور استوار کنند:
الف) تبدیل قراردادهای یکطرفه به چتر حمایتی زنجیره ارزش:
ایفای مسئولیت اجتماعی در این برهه، اصلاح رویههای مالی و قراردادی با شرکای ضعیفتر است. تسویه زودهنگام یا بهموقع مطالبات واحدهای کوچک، تسهیل ضمانتهای بانکی و اعتباری برای تأمینکنندگان قطعات، و تعریف فرمولهای تعدیل قیمت متناسب با تورم، اقدامی حیاتی است که اجازه نمیدهد سرمایهگذاریهای زیربنایی استان و کشور به دلیل بیپولی موقت تعطیل شوند.
ب) همافزایی زیرساختی و تشکیل کنسرسیومهای مشترک:
در شرایط محدودیت منابع، خرید انفرادی مواد اولیه، لجستیک موازی و ثبت سفارشهای پرهزینه جداگانه، اتلاف آشکار منابع ملی است. مسئولیت اجتماعی مدرن یعنی “بهاشتراکگذاری مزیتها”؛ ایجاد خریدهای تجمیعی، بهرهبرداری اشتراکی از ظرفیتهای خالی انبارداری و آزمایشگاهی، و ایجاد کنسرسیومهای صادراتی منطقهای میان واحدهای همگن برای کاهش هزینههای سربار کل صنعت.
پ) صیانت از طبقه کارگر ماهر و ایجاد پناهگاه معیشتی:
نیروی انسانی ماهر و متخصص، سرمایه اصلی رقابتپذیری کشور است که در طوفانهای تورمی آسیبپذیرترین بخش تولید به شمار میرود. تنزل امنیت شغلی و انجماد مزدها در شرایط بحران، نه تنها به فروپاشی انگیزه تولید میانجامد، بلکه مهاجرت و ریزش شدید سرمایه انسانی را رقم میزند. مسئولیت اجتماعی حکم میکند که تعدیل یا کاهش نیرو، آخرین خط قرمز بنگاه باشد و بستههای معیشتی، رفاهی و درمانی به عنوان سپر محافظتی نیروی کار بازطراحی شود.
سخن پایانی و جمعبندی: مسئولیت اجتماعی؛ سرمایهگذاری برای آینده ایران
مسئولیت اجتماعی در شرایط جنگ اقتصادی، یک اقدام تزیینی نیست؛ “مهندسی بقای جمعی” است. جامعه و تاریخ اقتصادی کشور، رفتار امروز فعالان کسبوکار را قضاوت خواهد کرد. بنگاهی که در سختترین روزها، شرکای کوچکتر خود را رها نمیکند، کارگر خود را قربانی ترازنامه نمیسازد، و توان خود را در قالب همبستگی شبکهای به میدان میآورد، صرفاً کار خیر نکرده؛ بلکه در حال “بیمهکردن آینده کسبوکار خود و خلق بالاترین سطح سرمایه اجتماعی” است.
رسالت کمیسیون مسئولیت اجتماعی، تبدیل این بینش به یک گفتمان مسلط است: “راه عبور از تلاطمهای اقتصادی، انزوا و رقابت مخرب نیست؛ همبستگی صنعتی، همافزایی ظرفیتها و پیوند عمیق میان تولیدکننده و جامعه است.”
